ضیاءالدین دری، کارگردان کلاه پهلوی در نشستی که با حضور جمعی از عوامل این سریال در ایسنا برگزار شد، گفت: در طول این 33 سال در مصاحبههایم مدل حرف زدنم به این شکل نبود که به رابطه شخصی و معنویام با خدا وارد شوم؛ ولی استثنائا اینجا اعلام میکنم این کار را برای خدا ساختم. رفتن به سمت این سوژه برای من از ته دلم برای خدا بود و پشیمان نیستم.
وی ادامه داد: این شانس را داشتهام که 70 درصد از آنچه که نظر خودم بوده است در «کلاه پهلوی» پیاده شود و این میزان درصد کمی نیست. کلاه پهلوی، کار سفارشی نبود و نوشته خودم بود، البته طبیعی است که صداوسیما نیز خواستههای خود را به عنوان رسانه ملی داشته باشد و دنبال ارزشهایی که مدنظرش است، برود.
در ادامه این نشست داریوش فرهنگ، بازیگر نقش صمصام درباره چگونگی حضورش در این سریال اظهار کرد: در آخرین بازنویسیهایی که این مجموعه داشت، به واسطه دوستیام با آقای دری، او پیشنهاد نقشی را به من داد و من نیز گفتم آیا این نقش وسوسهانگیز است؟ او گفت باید فیلمنامه را بخوانی. وقتی نقش را خواندم براستی همینطور بود؛ البته دو، سه نقش دیگر هم به من پیشنهاد شد، اما نقش صمصام را خیلی دوست داشتم، چرا که از نقشهای جذاب این سریال بود.
وی افزود: منحنی شخصیت صمصام به گونهای است که از اوج بتدریج سقوط میکند تا به آن تراژدی میرسد و خودکشی میکند و این برای بازیگر خیلی جذاب است. با وجود این که شخصیت صمصام منفی بود، اما دوستداشتنی هم بود.
فرهنگ تصریح کرد: صمصام به دلیل سادهلوحی، دوستداشتنی بود و اولین کسی بود که خودش را به دامانداخت و لطمهای اساسی خورد و کار به آن تراژدی بزرگ سکانس فینال فیلم رسید که بنده نیز آن سکانسرا دوست دارم.
قطبالدین صادقی هم درباره نقش خود در کلاه پهلوی توضیح داد: من نقش تقیزاده را خیلی تلخ بازی نکردم، بلکه شیرین بازی کردم، خواستم این شخصیت دوستداشتنی باشد. یکی از مهمترین ویژگیهای کار کارگردان این است که شخصیتهایی را که میسازد، متنوع باشند و برای این تنوع ناچار است که تنوع بازیگران را در آن قاطی کند.
وی ادامه داد: در این مجموعه دیالوگهایی داشتم که گفتناش برایم سخت بود. خودم در مقام کارگردان اجازه نمیدهم بازیگر تفکر شخصی خود را در کار دخالت دهد. من نیز جایی نبوده که بگویم فلان دیالوگ را نمیگویم، اما به برداشت و ابداع بازیگر اعتقاد دارم به شرطی که در چهارچوب کلی فکر بزرگ مرکزی اثر بگنجد.
صادقی درباره لزوم روایت کامل و دقیق تاریخ در آثار دراماتیک تاریخی گفت: بخش بزرگی از نقش، تخیل است و هرگز نمیتوان نقش را مو به مو بازی کرد. نه نقش کاملا میتواند عین شخصیت تاریخی باشد نه سریال میتواند داعیهدار بخش تاریخی باشد.
وی با اشاره به سخنان درامشناس آلمانی مبنی بر این که «هرگز نمیشود ادعا کرد که میتوان مو به مو تاریخ را بازسازی کرد» بیان کرد: این درامشناس میگوید، بهترین راه به تصویر کشیدن نقش تاریخی، توضیح شرایطی است که قهرمانان در آن دست به یک انتخاب میزنند. تشریح آن شرایط مهمترین وجه ساخت اثری تاریخی است. در چهارچوب کلی سریال اول باید این مساله روشن شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم