در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مظفر اقبال، مدیر مجله علمی پژوهشی «اسلام و علم» و مولف بیش از ده کتاب در باره موضوع اسلام و علم است. عمده بحث وی در این نشست، نقد وی بر فقدان نگاه مسلمین به قرآن در دائرهالمعارف قرآن بریل بود. وی در این نشست از ضرورت نگارش دائرهالمعارف قرآن توسط محققان مسلمان سخن گفت. این نشست با حضور حجتالاسلام والمسلمین عطاران، مدیر شعبه تهران جامعهالمصطفی و عدهای از محققان حوزوی و دانشگاهی و تنی چند از اصحاب رسانه برگزار شد. آنچه میخوانید، بخشی از سخنرانی دکتر مظفر اقبال در نشست مذکور است.
در شرایطی زندگی میکنیم که تغییرات بنیادین زیادی در جهان اتفاق میافتد و یکی از این تغییرات اساسی، در دنیای نظریات و ایدههاست. در بطن همه این بحثهای نظری میتوان وجود قرآن را یافت. وقتی درباره اسلام و مرامهای عقیدتی دیگر میاندیشیم، به نظرمان میرسد ریشه همه این بحثها در قرآن موجود است. امروزه شاید نقطه عطف همه این مجادلات و بحثهای نظری ـ حداقل در غرب ـ قرآن است. به همین دلیل من امروز روی دائرهالمعارف قرآن بریل و لایدن تمرکز میکنم. درون سنت غربی، تمرکز اسلام شناسان در شناخت قرآن بر همین دائرهالمعارفها است که ما امروز آنها را نقد و بررسی میکنیم.
دائرهالمعارف بریل
عنوان فرعی که برای ویراست اول دائرهالمعارف بریل (در سال 1913) آمده، این است که این دانشنامه باورهای افرادی است که باور به دین محمد دارند. در اینجا نمیگوید «مسلمانان» بلکه میگوید «محمدان»؛ یعنی قومی که به «محمد» تعلق دارد و نه دین اسلام.
در اینجا یک نکته شایان ذکر است و آن اینکه این دائرهالمعارف از ابتدا دائرهالمعارف «اسلام» بوده و نه دائرهالمعارف «قرآن» و یکی از جلدهای آن به قرآن اختصاص داشته است. در این دائرهالمعارف، این مساله مطرح شده که قرآن از کجا آمده است؟ پاسخ این دائرهالمعارف این است که قرآن، حاصل شرایط وجدآمیز پیامبر است که خود پیامبر قادر به توصیف آن شرایط نیست. در مقالهای در این دائرهالمعارف درباره حضرت محمد(ص) میآید که وحی از کجا میآید. پاسخ این است: قرآن صرفا اشارات کوچکی درباره روش وحی ارائه میدهد. با توجه به اینکه اصطلاحاتی در قرآن وجود دارد که از زبان دشمنان پیامبر به ایشان، شاعر، مجنون یا ساحر میگفتند، مقاله دائرهالمعارف بریل میخواهد القا کند که پیامبر ـ معاذاللهـ هنگام وحی دچار حالات جنون گونه یا دچار بیماری صرع میشده است!
بعد این مساله را مطرح میکند که صداهایی که پیامبر میشنیده، شبیه چه صداهایی بوده است؟ و پاسخ میدهد که از نگاه یک دانشمند و پژوهشگر علمی، هرچند پیامبر صادقانه سخن میگفته و باور داشته که به او وحی شده، اما در واقع این صداها برآمده از ناخودآگاه خود پیامبر بوده است. بنابراین، در این ویراست از دائرهالمعارف قرآن بریل، نه تنها یک باور غیراسلامی در باب وحی و قرآن ارائه میشود، بلکه حتی اشارهای هم به دیدگاه و باور مسلمین نسبت به چیستی وحی و قرآن نمیشود.
در ویراست دوم این دائرهالمعارف، با اینکه به باور مسلمین اشاره شده، اما این را اضافه کردند که براساس شواهد تاریخی، چنین باوری صحیح نیست. در ویراست دوم، ساختار ظاهری تغییر کرده اما مبنای اولیه عوض نشده و آن مبنا این است که پیامبر خودش قرآن را بر اساس ناخودآگاه خود و بر اساس اطلاعاتی که از جهان اطراف خود گرفته، ساخته است. همچنین منابع اطلاعاتی دیگری به پیامبر نسبت داده میشود؛ از جمله اینکه پیامبر اطلاعاتی را از یهودیان و مسیحیان میگرفته و به آنها شکل قرآنی میداده است و حتی اظهار میدارد که برخی منابع اسلامی، این ادعا را تائید میکند، یعنی خود منابع اسلامی تائید میکند که پیامبر از یهودیان و مسیحیان مطالبی را گرفته و در قالب قرآن در میآورد اما این ادعا صحیح نبوده و از هیچ منبع اسلامی قابل استناد نیست.
دائرهالمعارف لایدن
این دائرهالمعارف از سال 2001 تا 2006 منتشر شد. من اطلاع یافتم که جلد اول این دائرهالمعارف به فارسی ترجمه شده است. بنابراین بد نیست درباره این دائرهالمعارف اطلاعاتی کسب کنیم. سرویراستار این دائرهالمعارف یک خانم غیرمسلمان است که آثاری را درباره اسلام منتشر کرده است. دیدگاه او در اسلامشناسی مشهور است. جالب این است که در کل مجموعه ویراستاران، فقط یک مسلمان وجود دارد. بعلاوه اینکه این دائرهالمعارف بیش از دوهزار صفحه دارد و در پنج جلد منتشر شده و 287 مولف دارد، ولی 82 درصد مولفان این دائرهالمعارف غیرمسلمان هستند و فقط 18 درصد آنها مسلمان هستند.
سرویراستار در مقدمه میگوید: «در تحقیق دانشگاهی، تفاوتی بین محقق مسلمان و غیرمسلمان وجود ندارد.» اما نکته اصلی اینجاست که سرویراستار، آنهایی را که به وحیانی بودن قرآن باور دارند و آنها را که به وحیانیبودن قرآن باور ندارند، در یک سطح قرار داده است. من نمیگویم صرفا مسلمانان باید درباره قرآن مقاله بنویسند بلکه میگویم، دو گروهی که یکی به وحیانی بودن قرآن باور دارند و یکی باور ندارند، نتایج متفاوتی از پژوهش خود خواهند گرفت.
نکته دیگر، عناوین مدخلهای این دائرهالمعارف است؛ مثلا هیچ مدخلی ذیل عنوان «توحید» در این دائرهالمعارف موجود نیست در حالی که میدانیم، هرچند خود کلمه «توحید» در قرآن نیست، ولی موضوع اساسی قرآن «توحید» است. این دائرهالمعارف برای این موضوع اساسی، هیچ مدخلی ندارد، در حالی که برای مثلا فرقه احمدیه، ادبیات آفریقایی، بهائیت و درباره ملکه صبا مداخلی ذکر کرده است. از سوی دیگر درباره زنبور، مورچه و هدهد و زیتون که در قرآن ذکر شدهاند، مداخلی ذکر نشده است. همچنین برخی پیامبران و نیز برخی صحابه پیامبران، در این دائرهالمعارف هیچ مدخلی ندارند.
نکته مهم دیگر درباره منابع این دائرهالمعارف است. گاهی مطالبی در این دائرهالمعارف آمده که یا از منابع غیراسلامی یا از منابع اسلامی بسیار ضعیف بوده است. یکی از این موارد، در مقالهای درباره وحی است. سوال مقاله این است که هنگام وحی چه اتفاقی افتاد؟ پاسخ این دائرهالمعارف این است که جبرئیل با خود پردهای آورد که روی آن نوشته شده بود، «اقرا باسم ربک الذی خلق». در اینجا ادعا میشود اجماع مسلمانان بر این است که اولین بار وحی روی پارچهای بر پیامبر ظاهر شد در حالی که این اجماع مسلمین نیست بلکه منبع این نوشته، یک حدیث ضعیف است.
ضرورت نگارش دائرهالمعارف قرآن از سوی مسلمانان
چه نیازی به یک دائرهالمعارف قرآن از منظر مسلمانان است؟ دائرهالمعارف مرجعی است که بر تحقیقات درجه دوم تاثیرگذار است. دائرهالمعارف شبیه آهنربایی قوی است که جهتدهنده تحقیقات است.
همچنین از کتاب عمر طولانیتری دارد. بنابراین من همراه عدهای دیگر از محققان تصمیم به نگارش یک دائرهالمعارف قرآن گرفتیم. این دائرهالمعارف بر اساس منابع قوی و اصلی اسلامی و از منظر مسلمانان نوشته میشود. همچنین استانداردهای دانشگاهی را رعایت میکند و به منابع معتبر ارجاع میدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: