در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلایل موفق نشدن مجریان
دکتر سیدوحید عقیلی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم و تحقیقات و متخصص ارتباطات میگوید: مجری خوب تلویزیون علاوه بر داشتن تواناییهای ذاتی مثل چهره مطلوب، تواناییهای کلامی و صوت قابل قبول، باید آموزشهای فنی و حرفهای هم ببیند. این آموزشها شامل نحوه خواندن، آگاهی پیدا کردن به حرکات صورت و معانی آن، طریقه پلک زدن و حتی نشستن است. این شغل خمیرمایهای از مواهب طبیعی و آموزشهای اکتسابی است. دلایل مختلفی برای موفق نشدن یک مجری وجود دارد.
در زندگی عادی خودمان هم معمولا با افرادی بهتر از دیگران ارتباط برقرار میکنیم و خلوص، صداقت و پاکی و مهربانی از ویژگیهایی است که این افراد دارند و حتی امکان دیدن این ویژگیها در چهره افراد نیز وجود دارد. این امر در مورد مجریان تلویزیون هم صدق میکند. چیزی باید در مجریان تلویزیون وجود داشته باشد که مقبولیت آنان را نزد مردم بالا میبرد. پس از این عامل لحن کلمات اهمیت خاصی دارد. در برنامه زنده انتخاب کلمات و بار معنایی آن مهم است و این پرسش مطرح میشود که چقدر این کلمات حامل محبت و رابطه صادقانه با مخاطب است؟
وی ادامه میدهد: گاهی مجریان این ارتباط صمیمانه را ندارند و نوعی سلطهگری و خود را برتر از مخاطب دیدن در آنها وجود دارد. یک مجری باید اعتماد به نفس داشته باشد، اما گاهی نباید این اعتماد به نفس آن قدر کاذب و زیاد باشد که مخاطب این تکبر را در مجری احساس کند و این دلیلی برای دوری مخاطب از مجری شود.
ما در تلویزیون دیدیم افرادی مجری میشوند که صدای تلویزیونی ندارند و صدا زنگ مناسبی ندارد و به نظر میآید این افراد چندان مناسب تلویزیون نیستند. برخی اوقات مجری با وجود آموزشهای خوبی که دیده است، ممکن است ارتباطگر خوبی نباشد، اما اصرار بر این وجود داشته باشد که به دلایلی کار اجرا را ادامه دهد.
تخصص حرف اول را میزند
عقیلی در ادامه میگوید: دستهای از مجریان خبری به صورت عادت و روزمره بر خواندن خبر تسلط دارند. زبان خواندن خبر کتابی است و گاهی میانه برنامه اگر مجری بخواهد ارتباطی با خبرنگار داخل یا خارج از کشور برقرار کند، به طرز عجیبی این لفظ کتابی تغییر میکند و نمیداند که باید با لحن کتابی ادامه دهد یا دوستانه باشد. معمولا مجریانی که خبرخوان هستند در ارتباط مستقیم چندان موفق نیستند چون غیر از هماهنگی در تن صدا به داشتن تخصص درباره مساله مربوط احتیاج دارد. اگر مجریان در زمینهای که صحبت میکنند، متخصص باشند، کمتر سوالات کلیشهای میپرسند. اخبار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیاز به تخصص ویژهای برای اجرا دارد، اما بهطور کلی یک مجری موفق باید از هرکدام از این حوزهها اطلاعاتی داشته باشد.
وی میگوید: اگر خبرنگار تلویزیونی را مجری تصور کنیم، همیشه برایم عجیب است که چرا هنگام مصاحبه با یک وزیر، اول اسم خبرنگار نوشته میشود و پس از آن اسم وزیر در پرانتز نوشته میشود و میآید. این کار مدیران و مجریان که نسبت به این مسأله آگاهی ندارند، برایم غیرمنتظره است.
لزوم شناخت نسبت به مختصات محیط
محمد سلوکی مجری باسابقه تلویزیون میگوید: در درجه اول باید بدانیم که درباره موضوعی تحت عنوان رسانه صحبت میکنیم که تعریفهای مشخص و چارچوبهای خاصی دارد. اگر بخواهیم در این فضا برنامهای تعریف کنیم که با اصول منطقی رسانه ارتباط داشته باشد، کارمان دشوار خواهد شد. به عبارتی یا باید تعاریف قبلی را بپذیریم یا تعریف جدیدی ارائه دهیم که نسبت به روشهای قبل بدیعتر باشد.
وی ادامه میدهد: در حوزه رسانه با گذشت زمان، هر روزنامه یا مجلهای مطابق با محدوده زمانی خودش شکل گرفته است. در رسانهای همچون تلویزیون ضریب نفوذ، تعریف و جامعهشناسی فضایی که در آن کار میکند، اهمیت ویژهای دارد. با شناخت این فضا شرایط برای تعریف اجزای آن فراهم میشود. ما درباره تلویزیونی صحبت میکنیم که در جامعه اسلامی حیات پیدا کرده و دایره مخاطبان مخصوص به خود را در سال 92 دارد. تمام این مختصات ویژگیهایی برای این رسانه ایجاد میکند. پس از آن باید به این برسیم که چنین مجری با مختصات فرهنگی و ضریب نفوذی که تلویزیون میتواند داشته باشد، چه ویژگیهایی باید داشته باشد.
سلوکی در ادامه میافزاید: ما درباره انتقال پیام صحبت میکنیم که برای خودش تعاریف و مشخصاتی تعیین شده دارد. برای برقراری یک ارتباط مؤثر و صحیح باید تمام اجزا، امکانات و ویژگیهای آن فراهم باشد. در این میان باید فرستنده پیام، فرآیند انتقال، گیرنده پیام و بازخورد آن مشخص باشد. اگرهمه این مؤلفهها به صورت صحیح کنار هم قرار بگیرند، به جریان برقراری ارتباط موثر نزدیکتر میشویم.
ویژگیهای یک مجری خوب تلویزیونی
سلوکی همچنین درباره شاخصههای اجرا میگوید: ویژگی فرستنده پیام بهعنوان یک مجری برآمده از کلیت همان جامعهای است که در آن زندگی کرده، بزرگ شده، برای آنها پیام میفرستد، بازخورد دریافت میکند و با آنها در تعامل است. یک مجری تلویزیونی باید با ادبیات کل یک جامعه تا اندازهای آشنا باشد. روابط اجتماعی مردم را بداند و با سختیهای زندگی، آینده و خطمشی مردم کشورش آشنا باشد. یک مجری باید متناسب با این کلیات وارد جزئیاتی دیگر بشود. اگر من به عنوان مجری با مختصات جامعه آشنا باشم، به این فکر میکنم که برای برقراری ارتباط موثر با مخاطبان چه کاری باید انجام دهم؟ در این فرآیند چگونگی استفاده از دایره واژگان، لباس پوشیدن، نحوه ارتباط با مخاطبان و ارتباطات غیرکلامی باید مورد توجه قرار گیرد.
باید با یک شناخت کلی به دنبال اجرای برنامههای تخصصی در حوزه سینما و... باشیم. امروزه اجراها در تلویزیون در تمام دنیا به صورت تخصصی درآمده است و دیگر کمتر برنامهای بدون وجود مجری متخصص حیات پیدا میکند. امکان این وجود ندارد که یک مجری براحتی کنار گذاشته شود، مگر اینکه نتواند مسیر ارتباط مؤثر با مخاطب را به درستی طی کند. اگر مجری ویژگیهای حداقلی داشته باشد و ما هم بتوانیم نور، دکور، کارگردان و نویسنده خوبی در اختیارش قرار دهیم تا ارتباط مثبتی برقرار شود، بازی را بردهایم.
برخورد سلیقهای مانع حرکت مجریان
سلوکی میگوید: گاهی برخورد سلیقهای به سیستم برنمیگردد، بلکه به شخص خاصی معطوف میشود. احتمال کمی وجود دارد که برخوردهای سلیقهای باعث حذف حرکت یک مجری شود. رفتارهایی که برآمده از مشکلات اخلاقی باشد، معمولا ماندگار نیستند. اکنون چند طرح خوب با مشورت اهالی رسانه و استادان دانشگاه برای تهیه یک برنامه دارم، اما چون حداقل برای من این امکان فراهم نمیشود، این طرحها روی میزم باقی میماند تا در فرصت بهتری به آن بپردازم. به دلیل اینکه وابستگی مالی نسبت به تلویزیون و رسانه وجود دارد، تلویزیون هم نسبت به افرادی که قرار است تهیه یک برنامه تلویزیونی را به عهده بگیرند، حساس میشود. اگر به این تعریف برسیم که با برنامهسازی در تلویزیون پولساز باشیم و فرصت آن را به صاحب ایده بدهیم، میتوانیم بدون استفاده از بودجه تلویزیون برنامه خوب بسازیم و درآمدزا باشیم. اگر موفقیت یک برنامه با طرحی به ثمر میرسد، بنابراین باید ادامه پیدا کند.
راه ارتقای برنامههای مخاطبمحور
محمد سلوکی در بخش دیگری از صحبتهای خود میگوید: معتقدم اگر مجری یک برنامه ترکیبی و مخاطبمحور در جریان جهانبینی حاکم بر برنامه قرار نگیرد، نمیتواند موضوع را منتقل کند و تبدیل به بازیگری میشود که پلاتوهایی به او داده میشود و او فقط باید آن را ادا کند. به همین دلیل در سیکل انتقال پیام یکحلقه مفقوده به وجود میآید.
اصولا مجریمحور بودن برنامههای مهم تلویزیون باید از نقطه صفر تا صد باشد و مسئولیت برنامه به عهده همان مجری باشد که میخواهد در لحظه آخر صحبت کند. اگر در قسمتی از برنامه اتفاقی افتاد باید یک مجری پیشبینی کند که روی آنتن زنده تلویزیون چه باید بگوید. مجری نباید در برنامه تلویزیونی باشد که هر لحظه خودش از اتفاقی که قرار است بیفتد، بیخبر باشد و تنها به او اطلاعاتی درباره مهمانان برنامه بدهند و جریان خاتمه پیدا کند. تهیهکننده برنامه ممکن است درباره موضوعی بیربط با برنامه گزارشی تهیه کند و مهمانان ندانند چه چیز پخش میشود و این روش غلطی است. الان تلویزیون در دنیا بهعنوان صنعت شناخته میشود و کمپانیهای بزرگی هستند که از طریق تلویزیون ایجاد شغل میکنند و تاثیر فرهنگی متناسب با شناخت خود را روی جامعه میگذارند. این روزها با توجه به پیچیده شدن دنیای رسانه، ما نیز مجبوریم که وارد فضاهای جدیدی شویم که گاهی ممکن است با اعتقادات دینی در تضاد باشد؛ در این صورت از اهالی فن باید بخواهیم برایمان راهکار پیدا کنند. اهالی فن باید کمک کنند تا فضای اقتصادی در تلویزیون احیاء شود و صنعت تلویزیون به جای وابستگی، تبدیل به جریان اقتصادی شود که میتواند موجب رونق کسب و کار شود.
این مجری ادامه میدهد: حرف من همیشه این بوده است که اگر مجری و تهیهکننده یکی باشند، مجری میداند که چه میخواهد بگوید و چه نمیخواهد بگوید.
کلاسها مجری تربیت نمیکند
سلوکی همچنین ادامه میدهد: تعجب میکنم که برخی دوستان معتقدند که باید کلاس اجرا برگزار کنند. اصلا امکان این وجود ندارد که اجرا در این کلاسها آموزش داده شود، بلکه این یک فرآیند طولانیمدت تربیتی است که با گذشت زمان دستهای از مباحث نظری و تربیتی را یاد بگیریم. ما در مواقع لازم میتوانیم از این دانشها بهره بگیریم و خلاقیتمان نیز میتواند در این میان به اجرای بهترمان کمک کند. مجریشدن سرفصل خاصی ندارد که بگوییم با خواندن آنها مجری خواهیم شد.
برگزاری کلاسهای اجرا فقط برای پول گرفتن بیشتر از مردم است و من از این موضوع خیلی ناراحتم. پیشنهادهای بسیاری برای برگزاری کلاس اجرا داشتهام، اما هیچوقت قبول نکردم چون فکر میکنم چیزی برای یاد دادن به مردم ندارم. وعده دادن برای مجری تلویزیونی شدن توخالی است. از طرفی هم تبدیل شدن به مجری که قبلا ما بهازای آن را در تلویزیون دیدیم، چندان خوشایند نیست و هر مجری باید سبک خودش را داشته باشد.
پیشنهاد من در نهایت این میتواند باشد که کارگاههایی برای برقراری ارتباط موثر برگزار کنیم و تکنیکهای اجرا را به مردم آموزش دهیم. تکنیکهای ارتباط موثر به زندگی شخصی مردم کمک میکند. اکنون مردم کمتر میتوانند درخصوص مشکلاتی که برایشان اتفاق میافتد، صحبت کنند. اگر بتوانیم از ویژگی صحبتکردن مجریان تلویزیون استفاده کنیم، قطعا پیشرفت میکنیم. در همه جای دنیا به مردم آموزش داده میشود که باید با یکدیگر صحبت کنند و قرار نیست قهر کنیم.
تکنیکهایی که مجریان به کار میبرند در برقراری ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر میتواند موثر باشد؛ به دلیل اینکه ما درباره یک انسان با ویژگیهای مختلف صحبت میکنیم، نمیتوانیم شرط خاصی برایش قرار دهیم. امکان قانون گذاشتن در چارچوب تلویزیون جمهوری اسلامی وجود دارد، اما نمیشود به افراد درخصوص چگونگی فعالیتشان خطمشی داد. به عبارتی باید قانون بدون برخورد سلیقهای رعایت شود.
مهمترین چالش یک مجری
منصور ضابطیان، تهیهکننده و مجری برنامه تلویزیونی رادیو هفت نیز معتقد است: درباره یک مجری دستهای از مسائل بدیهی وجود دارد که مجری باید به آن آگاه باشد. شناخت مجری نسبت به کاری که انجام میدهد، برنامهای که اجرا میکند، مهارت وی باتوجه به ذهنیاتش و نوع برقراری ارتباط با مخاطب، دایره واژگان و ادبیات متناسب با برنامه اهمیت ویژهای دارد. از همه مهمتر مجری باید جذابیتی داشته باشد که بیننده را با خودش همراه و درگیر کند. بخشی از ارتباط مجری با مخاطب هم به شرایط اجتماعی، محدودیتها و چارچوبهایی است که برای هر رسانهای تعریف میشود و وی هم باید متناسب با این فضا حرکت و فعالیت کند.
او در ادامه میگوید: مهمترین چالش مجری در یک برنامه تلویزیونی میتواند این باشد که آیا میتواند با کسی که آن طرف تلویزیون نشسته، ارتباط برقرار کند یا نه؟ چالش هر برنامهساز در تلویزیون ممکن است برخورد سلیقهای باشد و روی کارش تاثیر بگذارد و آن را تحتالشعاع قرار دهد. گرچه باید به یک مدیر این حق را بدهیم برنامهای که ساخته میشود با نقطه نظرش نزدیک باشد، اما به هر حال با اعمال نظر نهتنها در حوزه اجرا بلکه درباره برنامههای مختلف تفاوت دارد.
تهیه و اجرا منافاتی ندارند
ضابطیان درباره همزمانی مجری بودن و تولید نیز میگوید: مجری بودن با تهیهکنندگی منافاتی ندارد، بلکه گاهی طرح افراد مختلف در مقاطع زمانی معینی با ملاحظات گروه یا شبکهای که میشناسند، همخوانی نداشته باشد یا در اولویت ساخت آنها نباشد.
این نکتهای نمیتواند باشد که یک طرح خوب برای تهیهکنندگی یک برنامه تلویزیونی اجرا نشود یا ردشود.
یک طرح خوب اجرایی باید منعطف باشد و در مواقع مختلف با شکلهای مختلف جواب بدهد و بتواند بهترین ارتباط را با مخاطب برقرار کند. تمام این مسائل کلیاتی است که ممکن است بسته به موقعیت، زمانها و مکانهای مختلف تغییر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: