نگاهی به عوامل فرامتنی​که به ارتقای فیلم‌های تلویزیونی لطمه می​زند

خالقان اثر باید ناجیان اثر باشند

بارها، اینجا و آنجا از نقاط قوت و ضعف فیلم‌های تلویزیونی وطنی سخن رفته و در همین قاب کوچک نیز نقدهایی بر فیلم‌های تلویزیونی نوشته شده و انعکاس یافته است.
کد خبر: ۶۱۴۱۵۴

قصد مخالف‌خوانی و دفاع از جریان کیفی غالب بر تله‌فیلم ایرانی ندارم، اما شاید توجه به چند نکته، بتواند ما را به تحلیل چرایی اوضاع بی‌ثبات تولید در این زمینه مهم تلویزیونی، راهنمایی کند.

به اهمیت تولید تله‌فیلم اشاره شد. بی‌شک ساخت فیلم ‌تلویزیونی در شرایطی شروع شد و به رونق و تولید انبوه رسید که قرار بر این بود پخش فیلم‌های سینمایی خارجی در ساعات پربیننده کنداکتور پخش سیما (مثلا عصرهای جمعه) بتدریج جای خود را به نمایش فیلم‌های ایرانی بدهد. در این گیرودار، بسیاری از فیلم‌های سینمایی طی دهه گذشته و قبل‌تر از آن، به‌دلایل مختلف، واجد ویژگی‌های پخش از سیما نبودند و به همین دلیل بود که سرعت تولید فیلم تلویزیونی، تندتر و تندتر شد. این در شرایطی بود که سابق بر آن، در همان جمعه‌های معروف خانواده‌ها، یا فیلم سینمایی خارجی روی آنتن می‌رفت یا فیلم‌های ایرانی برای اولین یا چندمین بار پخش می‌شد و چندان خبری از پخش تله‌فیلم خارجی نبود. به عبارتی، ظهور پدیده تله‌فیلم در عرصه تولید و پخش تلویزیونی در شرایطی شکل گرفت که اولا الگوی مشخصی از نظر ساختار فیلم تلویزیونی وجود نداشت و از سوی دیگر، سازندگان فیلم‌های تلویزیونی (که اتفاقا بیشتر آنها از چهره‌های شناخته شده تلویزیون و سینما بودند) باید در فرصت‌های زمانی اندک و با بودجه‌های محدود، آثاری را تولید کنند که قرار بود جایگزین فیلم‌های ایرانی و خارجی استاندارد (از نظر شرایط تولید) باشد.

یکی دیگر از نکات بازدارنده در راه ارتقای کیفی فیلم‌های تلویزیونی، رویکرد گروهی دیگر از اهالی سینما به سمت تولید فیلم‌های ویدئویی بود؛فیلم‌هایی که نه مثل تله‌فیلم‌ها با هدف پخش از آنتن تلویزیونی، که با هدف فروش در مغازه‌ها و سوپرمارکت‌ها ساخته می‌شد و همین یک تفاوت عمده در هدفگذاری و مخاطب کافی بود تا به مرور شاهد اثرگذاری منفی فیلم‌های ویدئویی بر فیلم‌های تلویزیونی باشیم و بعد، به جایی برسیم که بسیاری از همین تولیدات ویدئویی (که با مجوز سازمان سینمایی ساخته می‌شد) با وجود کیفیت نازل محتوایی و ساختاری، از شبکه‌های تلویزیونی روی آنتن برود و بعد، برخی تهیه‌کنندگان تلویزیونی به اشتباه، از فرمول موفقیت فیلم‌های ویدئویی (که در مقطعی به دلیل عرضه در سوپرمارکت‌ها در کنار مواد غذایی، به فیلم‌های شانه تخم‌مرغی معروف شده بود) به عنوان یک فرمول جایگزین، کپی‌برداری کنند. این در شرایطی بود که فیلم تلویزیونی، باید می‌توانست براساس تعاریف تلویزیونی یعنی همان تعاریف مرسوم در رسانه ملی (از حیث فرهنگسازی و ارتباط با طیف‌های گسترده مخاطب در سراسر کشور) هویت خود را حفظ کند و از فیلم‌های ویدئویی تفکیک شود.

یکی از ویژگی‌های تولید فیلم‌های تلویزیونی، ایجاد یک بازار کار برای اهالی سینما بود که موجب شد بسیاری از بازیگران و عوامل فنی سینما، فارغ از همه اختلافات و مشکلات اقتصادی موجود در سینمای کشور، برای امرار معاش یا به بازی و فعالیت در سریال‌های تلویزیونی روی آورند یا در فیلم‌های تلویزیونی مشغول به کار شوند. تا اینجای کار، نباید از کنار خدمتی که تلویزیون در این سال‌ها به اهالی سینمای ایران کرد، بی‌تفاوت عبور کرد، اما نکته‌ای که جای تأسف دارد و بارها در همین صفحه به آن اشاره شده است، تلقی نادرست برخی سازندگان فیلم‌های تلویزیونی از فعالیت در این حیطه است. در این سال‌ها، بودند کارگردانان شناخته شده‌ای که نامشان در عنوان‌بندی یک فیلم تلویزیونی دیده شد اما اثر نهایی، نشانی از صاحب امضا نداشت. محصول نهایی آن​قدر دور از سازنده‌اش بود که گویی خالق شناخته شده آن فیلم‌تلویزیونی، صرفا برای کسب منافع اندک مالی تن به ساخت فیلم تلویزیونی داده و باوری نسبت به کاری که انجام داده، نداشته است. این عملکرد البته شاید ناشی از پاسخ نامطلوب به اعتماد تهیه‌کننده و برنامه‌ساز تلویزیونی به سابقه و داشته‌های کارگردان مطرح سینمایی بوده باشد و شاید هم در اصرار بی‌جهت بر آن، زیرا بسیاری از استعدادها و سرمایه‌های جوان سینمای ایران، ثابت کرده‌اند که برای تولید یک فیلم تلویزیونی خوب، از انگیزه‌های کافی برخوردارند (کارگردانانی چون بهروز شعیبی، منوچهر هادی).

تجربه ثابت کرده هر چه عرصه رقابتی در کارهای هنری بیشتر باشد، یا محافل و مجامعی در نقد و بررسی آثار وجود داشته باشد، افکار عمومی خواهد توانست تفاوت بین یک تولید خوب و بد را بشناسد و از سویی، آن که برای تولید یک اثر هنری از خود مایه‌بیشتری نشان داده، برای ادامه مسیر خود، ترغیب شود و انگیزه لازم را بیابد. یکی از محافلی که می‌توانست در این زمینه موثر باشد، جشنواره فیلم فجر بود که البته حذف بخش فیلم‌های ویدئویی (که در آن فیلم‌های تلویزیونی هم پذیرفته می‌شد) نتوانست به جاافتادن این میدان سنجش معتبر در بخش ویدئو و فیلم تلویزیونی، بینجامد. امروز البته در جشنواره‌های مختلف داخلی میدان رقابت فیلم‌های تلویزیونی برقرار است و گاه در جشنواره‌های خارجی نیز ـ مثل بخش رقابتی جشنواره مسکو که سازندگان تله‌فیلم‌های ایرانی در سال‌های اخیر موفقیت‌های زیادی برای ما به ارمغان آورده‌اند ـ چنین فضایی که انگیزه‌بخش و ارتقادهنده به نظر می‌رسد، وجود دارد. با این وصف، بهترین مکان برای ارزشیابی تخصصی آثار تلویزیونی (و از جمله فیلم‌های تلویزیونی) جشنواره جام‌جم است که در آستانه برگزاری سومین دوره آن هستیم و در صورت برپایی منظم و انتخاب درست و دقیق و بادغدغه، می‌تواند نقش خود را به بهترین شکل ایفا کند.با همه این اوصاف نمی‌توان همه تقصیرهای دوری فیلم‌های تلویزیونی از استانداردهای لازم را به گردن عوامل فرامتنی انداخت. بی‌شک اگر کارگردان و تهیه‌کننده یک فیلم‌تلویزیونی اشراف بیشتری بر مدیوم تلویزیون و فیلم تلویزیونی داشته باشد، خود اولین ناجیان اثر خود خواهد بود.

احمدرضا علیزاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها