jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۶۱۴۱۲۶ ۱۸ آبان ۱۳۹۲  |  ۱۵:۵۶

به بهانه مرور فیلم​های هادی اسلامی در شبکه نمایش

هادی اسلامی؛ بازیگری با تک نقش‌های به یادماندنی

تئاتر به عنوان پیشقراول هنرهای نمایشی در ایران کمک‌های شایانی به سینما و تلویزیون کرده که مهم‌ترینش تربیت هنرپیشگان برای ایفای نقش‌های مختلف بوده است. در دهه‌های گذشته که سینما تازه گام‌های نخستینش را در ایران برمی‌داشت، تئاتر از رونق خوبی برخوردار بوده و مخاطبان پروپاقرصی را برای خویش دست و پا کرده بود.

بازیگران بزرگی همچون عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، مرتضی احمدی و علی نصیریان از جمله آنها بودند که سال‌های بعد جمعی از بهترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینمای ایران را رقم زدند. هادی اسلامی را هم می‌توان جزو این دسته به حساب آورد که از اواخر دهه 1360 تا اوایل دهه 70 چند نقش به یادماندنی را در کنار فیلم‌های متوسط و گاه بی‌ارزش ایفا کرد. وی هفدهم آبان 1318 در محله پامنار (از قدیمی‌ترین محله‌های تهران) به دنیا آمد و در رشته بازیگری تئاتر از دانشکده تئاتر اوایل دهه 40 فارغ‌التحصیل شد. زیر گذر لوطی صالح، مشهورترین نمایش او در آن سال‌هاست که نویسندگی‌اش را نیز خود به عهده داشته و با موفقیت بسیار روبه‌رو شد.

اسلامی نیز مانند بسیاری از هم نسلان خود از سینمای بی‌مایه و ضعیف پیش از انقلاب که فقط جرقه‌هایی در آن زده می‌شد، دوری جسته و کار در تئاتر را بر آن ترجیح داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به یکی از بازیگران پرکار سینما تبدیل شد و در فیلم‌های بسیاری به ایفای نقش پرداخت که هفته گذشته چندتایی از آنها روی آنتن شبکه نمایش رفت.

«اتوبوس» ساخته یدالله صمدی از مهم‌ترین فیلم‌های کارنامه سینمایی این بازیگر است که بخوبی در نقش فرورفته و به نوعی با آن زندگی کرده است. شخصیت روستایی مورد بحث با وجود فراز و فرودهای اندکش به‌واسطه مهارت اسلامی به خوب دیده شده و با شایستگی لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول چهارمین جشنواره فیلم فجر را نصیبش کرد. «آوار» ساخته سیروس الوند و «جهیزیه‌ای برای رباب» به کارگردانی سیامک شایقی از دیگر فیلم‌های موفق اسلامی در نیمه دهه 1360 هستند که مورد توجه مخاطبان نیز قرار گرفتند. بویژه دومی که در آن هادی اسلامی بازی درخشانی در نقش یک صیاد قدیمی مروارید ارائه کرده است. سال‌های 67 و 68 را می‌توان درخشان‌ترین سال‌های کاری این بازیگر مطرح سینمای ایران دانست که ماحصل آن بازی در دو فیلم «سرب» اثر مسعود کیمیایی و «خواستگاری» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده است. دو فیلم کاملا متفاوت در دو ژانر مختلف که نقش اول آن را هادی اسلامی به عهده داشته و به بهترین شکل از عهده ایفایشان برآمد. نوری، روزنامه‌نگار آرمانخواه دهه 20 که آرزویش قلم زدن در نشریه مرد امروز محمد مسعود است از آن قهرمان‌های تنها و دوست داشتنی سینماست که کیمیایی با چیره‌دستی آن را خلق کرده است. اسلامی با صورتی لاغر و محاسنی سفید بهترین گزینه ممکن برای ایفای این نقش است که صلابتی از جنس قهرمان‌های سینمای کلاسیک دارد. فصل درخشان تنهایی نوری در اتاقی محقر که قطرات باران به شیشه‌هایش نشسته، شاه‌بیت بازی او در سرب است که کتک‌خوردنش جلوی سینما و مرگ غریبانه‌اش در انتهای فیلم، آن را کامل می‌کند. بازی گیرای او که صدای پرصلابت منوچهر اسماعیلی آن را همراهی می‌کند، اسلامی را در حد نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول در آن سال مطرح کرد که کسب سیمرغ برای او منصفانه‌تر به نظر می‌رسید. خواستگاری، یک کمدی متفاوت و حادثه بزرگ در سینمای اکشن رقم زده و سرشار از ملودرام‌های خانوادگی انتهای دهه 1360 است که بسیار مورد توجه عموم قرار گرفت. اسلامی در نقش پیرمردی بازنشسته که با فرزندانش زندگی می‌کند، بازی پر از ظرافتی ارائه کرده که بشدت همدلی مخاطبان را برمی انگیزاند. خستگی پیرمرد از برخورد بچه‌ها با او و نگرانی‌های بیش از اندازه شان،به بهترین شکل در بازی اسلامی متبلور شده و به اصطلاح از نقش بیرون نمی‌زند. در عین حال طنز ملیحی هم در بازیش به چشم می‌خورد که بسیار به کار فیلم آمده و بار کمدی آن را افزایش داده است.

اسلامی ابتدای دهه 70 در نخستین ساخته سینمایی فرامرز صدیقی در مقام کارگردان حضوری درخشان داشته و در نقش معلمی بازنشسته که درگیر ماجرایی پیچیده شده، حضوری غافلگیرکننده دارد. «طعمه» آخرین نقش‌آفرینی وی در سینماست که برای بازی در آن نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل شد و هنگام اکرانش، به دیار باقی شتافته بود.

نکته مهمی که در نقش‌آفرینی‌های شاخص هادی اسلامی به چشم می‌خورد، به اندازه بازی‌کردن و دوری از بازی متظاهرانه است.

وی که در تنها حضور تلویزیونی‌اش بازی درخشان و ماندگاری را در نقش شهید مدرس (در سریال «مرغ حق» حسین مختاری) به یادگار گذاشته ، اگر اجل مهلتش می‌داد، می‌توانست نقش‌های متفاوت دیگری را به گنجینه بازیگری در تلویزیون و سینمای ایران اضافه کند.

محمد جلیلوند

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر