چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم ...

تابستان 1367 زمانی که رژیم بعث عراق ناکام از رسیدن به اهداف خود در تجاوز به خاک کشورمان، سلاح بر زمین گذاشت و شکست را پذیرفت، کار یگان‌های تفحص شهدا برای تعیین تکلیف سرنوشت هزاران مفقود هشت سال دفاع مقدس آغاز شد.
کد خبر: ۶۱۳۷۸۰

به این ترتیب، ده‌ها نفر از رزمندگان و جوانان علاقه‌مند به‌دنبال همسنگران خود نقطه ‌به نقطه نقشه خط مقدم را گشتند تا پلاک‌های خونین را برای مادران چشم‌ انتظار به یادگار ببرند. مکان‌های انجام عملیات معلوم بود، اما وسعت زمینی که باید جستجو می‌شد چنان زیاد بود که هنوز با گذشت 25 سال از پایان جنگ، کار تفحص شهدا پایان نیافته و هنوز هم شهدای گمنام به میهن خود بازمی‌گردند؛ همان میهنی که نگذاشتند وجبی از آن به دست اجنبی گرفتار شود.

این تفحص‌ها مخاطرات بسیاری داشت که مهم‌ترین آنها وجود مین‌های عمل‌نکرده‌ای بود که در جریان جنگ‌ تحمیلی در مناطق مرزی کاشته شده بود. بنا بر برخی آمارها، در طول 1100 کیلومتر مرزهای غربی و جنوب غربی ایران با عراق در مساحتی حدود چهار میلیون و ٢٠٠ هزار هکتار در پنج استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان، آلودگی مین و مواد منفجره باقیمانده از دوران جنگ پراکنده شده است. همین مین‌ها باعث شد طی عملیات تفحص شهدا، برخی تفحص‌گران، خود به خیل همسنگران شهیدشان بپیوندند.

از آن گذشته، شرایط نامناسب جوی در برخی مناطق مربوط به تفحص و نیز پراکندگی نشانه‌ها و ازجمله صدمه دیدن پلاک‌ها، هریک باعث ایجاد مشکل بر سر راه تفحص بود. مشکلاتی که البته هیچ‌‌گاه نتوانست اراده یگان‌های تفحص را برای ادامه جستجو تضعیف کند. در کنار این، تشخیص این‌که پیکر یافته شده مربوط به شهدای ایرانی است یا سربازان کشته‌شده عراقی نیز برای تفحص‌گران ایجاد مشکل می‌کرد و معلوم نبود تفاوت در رنگ لباس، نوع کلاه و نیز تجهیزات نظامی موجود در محل بتواند بخوبی نشان‌دهنده هویت ایرانی یا عراقی پیکرهای تفحص شده باشد.

همچنین عملیات تفحص علاوه بر اراضی داخلی کشور، باید در بیرون از مرزها نیز پی گرفته می‌شد تا می‌توانست تمام مناطق عملیاتی را شامل شود. بنابراین گستره تفحص در دو بخش برون و درون‌مرزی پی‌گرفته شد، هرچند همکاری نکردن برخی مقامات عراقی، گاه مشکلات بسیاری را به‌بار می‌آورد و در کنار آن، شرارت‌های منافقین و دیگر اشرار نیز موانعی پیش روی عملیات تفحص محسوب می‌شد. نبود تکنولوژی مناسب نیز به دلیل نامناسب بودن محل مدفون شدن پیکر برخی شهدا مشکلاتی را موجب می‌شد که البته با ازخودگذشتگی یگان‌های تفحص تمام این کمبودها جبران می‌شد تا خانواده مفقودان در ایران بتوانند منتظر خبری از گمشده خود در درون یا بیرون از خاک این کشور باشند.

هرچند قرار بود در سال 73 کار تفحص شهدا خاتمه یابد، اما به دلیل حجم بالای شهدای مفقودالاثر، هنوز هم کار تفحص در حال پیگیری است و هر از گاهی برخی شهدای گمنام به میهن بازمی‌گردند؛ شهدایی که برای مادران چشم‌ به راه، هریک چونان فرزندی عزیزند.

فعالیت یگان‌های تفحص چنان بی‌نام و نشان انجام می‌شود که انسان ناخودآگاه به یاد فرهنگ دفاع مقدس می‌افتد که در آن جایی برای تبلیغات و گزارش کار دادن‌های معمول شده در روزگار ما نبود. همان فرهنگی که امروز در میان همراهان شهدای بی‌پلاک نیز جریان دارد؛ آنان که این سروده افشین مقدم وصفی، از درد و دل‌های هر روزه‌شان است که...

میان خاک سر از آسمان در آوردیم / چقدر قمری بی‌آشیان درآوردیم

وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم/ چقدر خاطره نیمه جان درآوردیم

به حیرتیم که‌ ای خاک پیر با برکت / چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم

چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم / ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم

مصطفی انتظاری هروی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها