بیش از 20 سال از اولین بازی شما در دنیای فوتبال حرفهای میگذرد. از آن روز نخست دقیقا چه چیزهایی را به یاد سپردهاید؟
بازی در کروزیروی آن زمان (1993) با احتساب بازیکنان قوی حاضر در آرایش آن تیم کار هر کسی نبود و من از اینکه این کار دشوار را انجام دادم، هنوز هم احساس غرور میکنم. قبل از شروع مسابقه کروزیرو با کالدنسه و حتی در چند دیدار بعدی بدنم از فرط هیجان و شوق میلرزید، اما به محض شروع مسابقات، «خودم» میشدم و هر چیزی جای خودش قرار میگرفت.
آیا به دوستان و اقوام خود به موقع خبر دادید آن روز اولین بازی رسمیتان را در لیگ بزرگسالان برزیل تجربه میکنید؟
تا سرحد امکان، بله. یادتان باشد در آن زمان هنوز موبایل متداول نشده بود و حتی شماری از آشناهای من در خانه خود تلفن ثابت هم نداشتند، زیرا کمدرآمد بودند. با این حال، موضوع را به اعضای خانوادهام گفتم و از آنها خواستم قضیه را به سایرین هم بگویند. خود ما هم جزو بیتلویزیونها بودیم و در نتیجه پدرم گزارش بازی را با یک رادیوی ترانزیستوری گوش کرد و چون ما برنده شدیم، لذت او و بقیه وابستگانم بیشتر شد.
اولین حقوق رسمیتان در فوتبال حرفهای چقدر بود و از کجا و چطور گرفتید و چه حسی بابت آن داشتید؟
مبلغ زیادی نبود و آن را از باشگاه کروزیرو گرفتم و تمام آن پول را به مادرم دادم تا صرف بهبود و ارتقای وضع خانهمان در بنتو ریبی یروی برزیل کند و او نیز یک تختخواب بهتر برای من گرفت، زیرا تختخواب قبلیام افتضاح و بیش از حد سفت بود و شبها روی کاناپه میخوابیدم.
اگر همین حالا به آن روزهای نخست پرداختنتان به فوتبال حرفهای برگردید. کدام کارهای آن زمان را متفاوت انجام خواهید داد؟
نه، تفاوتی در آن قضایا اعمال نخواهم کرد زیرا به سبب برنامهریزی، عزم و نظمی که در کارهای خود داشتم، به همان سمت و سویی رفتم که باید میرفتم و اینک جایی برای افسوس و پشیمانی نمییابم. البته در آن زمان هیچ گاه فکر نمیکردم تا به این حد پیش بروم و به سطح و سطوحی برسم که همگی به چشم دیدیم.
خیلی جوان بودید که به اروپا رفتید و اولین تیم این قاره که جذب آن شدید آیندهوون بود. دوری از خانواده و همه قضایا حتما برایتان بسیار سخت بود.
بدیهی است که سخت بوده باشد. 17 سال بیشتر نداشتم و نوع زندگی در هلند بسیار متفاوت با چیزهایی است که در برزیل میبینیم. از همه بدتر سرمای شدید هوا در هلند در قیاس با برزیل همیشه معتدل و گرم است. اروپاییها عادت داشتند، اما برای من مثل زندگی در یک یخچال بود. دستها و پاهایم یخ میزد و نمیتوانستم دو قدم هم بدوم و بهارشان هم 30 درجه زیر صفر بود! من که در گرمترین هوا در برزیل بزرگ شده بودم، رنج بیپایانی را در هلند متحمل میشدم و طبیعی بود آن مساله روی سطح بازی و کارم نیز اثر بگذارد. زبان هلندی هم که بلد نبودم و اوضاع پیچ در پیچ شده بود. البته به لحاظ فنی تقریبا سریع در تیم جا افتادم و گلهای زیادی هم برای آیندهوون زدم.
آن روزها بتهای شما در این حرفه و مهاجمان محبوبتان چه کسانی بودند؟
زیکو همیشه محبوب و الگوی من بوده است و در بین اروپاییها هم مارکو فانباستن را تحسین و از روی نحوه کارش تقلید میکردم.
به تیمهای متعددی پیوستید، اما آیا تیمی بود که دلتان خواسته باشد به آن ملحق شوید و از این کار بازمانده باشید؟
تیم خاصی را نام نمیبرم، اما بدم نمیآمد در لیگ برتر انگلیس هم بازی کنم که خب، نشد.
ریسکهای بزرگی کردید و هم در بارسلونا و هم رقیب ابدی آن رئال مادرید بازی کردید و این تجربه را با هر دو تیم بزرگ شهر میلان هم داشتید. آیا متوجه نشدید از آن طریق خیلیها از شما نفرت پیدا میکنند و این را نوعی خیانت تلقی خواهند کرد؟
طبعا خیلیها شاکی شدند، اما مبنای کارهای من یک نگرش حرفهای و تغییر باشگاه دادن در لحظات مقرر و مواقع ضروری بود و در آن زمانها به این فکر نمیکردم که آیا هواداران تیم قبلیام از این کار خوششان میآید یا نه.
کافی بود با درخشش و گلزنیهایم به نجات تیم بعدی خود بشتابم تا هم خودم احساس رضایت کنم و هم باشگاه و طرفدارانش شاد شوند. در بسیاری از موارد یک خائن هم میتواند برای تیمش بسیار مفید واقع شود.
جامجهانی 2014 که شما از اعضای شاخص کمیته اجرایی آن هستید، هر روز نزدیکتر میشود. اوضاع را چطور میبینید؟
بد نیست. کار ساختمانی همه استادیومها تمام شده و فقط در چند مکان، آخرین کارهای تزئینی و روبنایی در دست اجرا است. سیستمهای حمل و نقل شهری و ارتباطاتی هم برقرار است.
آیا تیم ملی کشورتان میتواند قهرمان این رقابتها شود؟
بله، میتواند و این را مسابقات امسال جام کنفدراسیونها هم به وضوح نشان داد. تیم ما برنامهدار و فنی و هوشیار نشان داد و با هدایت عالی لوئیس فیلیپه اسکولاری که خود من از نعمت کار با او در جام جهانی 2002 بهرهمند شدم هر رویدادی امکانپذیر است.
بجز کشورتان کدام تیمها را بخت قهرمانی در این رقابتها میدانید؟
کاملا آشکار و بدیهی است اسپانیا و آلمان در این اندازهها باشند و هلند هم بسیار خوب است، اما من بدون هیچ تعصب ملی، برزیل را بالاتر از تمام آنها میدانم.
حتما خوب میدانید میروسلاو کلوزه آلمانی در یک قدمی رکورد 15 بار گلزنی شما در مراحل نهایی جامهای جهانی قرار دارد و دو گل دیگر در جام 2014 بزند از شما جلو خواهد افتاد.
به هر حال رکوردها خلق میشود تا روزی شکسته شود و هیچ رکوردی ابدی نیست و اگر کلوزه هم حدنصاب مرا نشکند،کسی دیگر این کار را خواهد کرد. با این حال هر کس هر تعداد گل هم بزند، نام من و گلهایی که زدهام از دفاتر فوتبال محو نخواهد شد.
شما این رکورد را از دست گرد مولر آلمانی درآوردید.
بله، ظاهرا ژرمنها در پی پس گرفتن این حدنصاب بودند. فراموش نکنیم در یک ورزش تیمی هر چقدر هم به دستاوردهای انفرادی برسید، آنقدرها هم مهم نیست و به تنهایی باعث قهرمانی تیمتان نمیشود و تلاشها باید گروهی باشد تا تیم قهرمان شود و موارد و کارهای انفرادی باید صرف تحقق این امر و نیل به اهداف گروه شود.
فیفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم