نگاهی به 3 فیلم تلویزیونی که هفته گذشته روی آنتن رفت

چند امتیاز امیدوارکننده و مشکلات تکراری

تعطیلات هفته گذشته به دلیل تقارن با عید غدیر، رنگ و بوی خاصی برداشت و غالب آثار، شاد و مفرح بودند. از پخش فیلم تحسین شده «هوگو» تا فیلم سینمایی قدیمی اما جذاب «دو نفر و نصفی» و «زرد قناری» همگی از این موضوع حکایت داشتند که نیت مدیران، پر کردن اوقات فراغت مخاطب به شکل مناسب برای عید غدیر بوده است.
کد خبر: ۶۱۱۸۲۴

همچون گذشته در کنار فیلم‌های سینمایی ایرانی، نسخ فیلم شده سریال‌ها، حتی تله‌فیلم‌های شبکه نمایش خانگی (که در تلویزیون ساخته نشده‌اند)، فیلم‌های خارجی و آثار انیمیشن، سهم عمده‌ای از محصولات نمایشی به فیلم‌های تلویزیونی یا همان تله‌فیلم‌ها تعلق داشت که در این یادداشت به تعدادی از آنها خواهیم پرداخت، با این تفاوت که در این شماره صرفا به آثاری که تولیدات سیمای استان‌هاست، می‌پردازیم که ظاهرا دوستان فکر می‌کنند کمترین نگاه و توجهی به آنها نمی‌شود.

***

زانیار: این فیلم تلویزیونی ظهر جمعه سوم آبان ساعت 13 و 30 دقیقه از شبکه شما روانه آنتن شد؛ فیلمی به کارگردانی حمیدرضا لوافی و تهیه‌کنندگی غلامحسین محبی که از تولیدات سال 89 صداوسیمای مرکز کرمانشاه به شمار می‌رود و در آن ابراهیم مرادی، مریم عطیه میرزایی، سیروس بری و برومند کرانی ایفاگر نقش‌های اصلی هستند و داستان آن نیز درباره اهالی روستای زانیار است که هر کدامشان سر در لاک خود فرو برده‏اند و فقط به منافع خود فکر می‏کنند. با ورود کامران، مهندس جهاد کشاورزی، روستاییان بر سر دو راهی جدی قرار می‏گیرند. کامران که از طریق دایی‌اش به این روستا فرستاده شده ماموریت دارد ظرف سه روز، موافقت روستاییان را برای طرح یکپارچه‏سازی‏ زمین‏های کشاورزی جلب کند. انجام این ماموریت برای کامران که آینده شغلی‏اش در گرو موفقیت در این روستاست، اهمیت زیادی دارد. کرمی رئیس شورای روستا تلاش می‏کند موافقت مخالفان را جلب کند، اما تلاش او بی‏اثر است.

زانیار پر از ضعف و ایراد است، فیلمنامه و ریتم مشکل اساسی دارد. فاقد جذابیت کامل برای مخاطب تلویزیون در ظهر یک روز تعطیل است، اما دو امتیاز بسیار بزرگ دارد که حتی پرادعاترین تله‌فیلم‌ها هم فاقد آن هستند. نخست آن که بدرستی از بازیگران استانی و محلی استفاده کرده و در عین حال که فضا را به سمت بومی‌سازی و به نوعی فضای مستند برده،فرصت بسیار خوبی را هم در اختیار نیروهای جوان و مترصد موقعیت قرار داده تا با کسب تجربه بتوانند مسیر خود را پیدا کنند.

این یک حرکت بسیار ارزشمند و قابل ستایشی است که به هر دلیلی - اعم از کمبود بودجه یا واقعا به نیت کشف استعداد - در تولیدات استان‌ها به بازیگران بومی فرصت عرض اندام داده شود و زانیار نیز با هوشمندی این مهم را به انجام رسانده است.

اما نکته مثبت بعدی و اصلی‌ترین، این است که زانیار از انگشت شمارترین تولیدات استان‌هاست که به معنای واقعی جغرافیا کارکرد درستی دارد.

در کمال تاسف بیش از 90 درصد تولیدات استان‌ها، نویسندگان و طراحان برای گرفتن تصویبیه در این مراکز، شهر و استان مورد نظر را به زور به قصه سنجاق می‌کنند که هیچ ربط و فضایی هم نمی‌دهد، اما زانیار جغرافیا دارد و مختص خود است. این دو هوشمندی و ظرافت نگاه باعث می‌شود براحتی از بسیاری از ایرادهای فیلم بتوان چشم پوشید.

***

امید: فیلمی به کارگردانی فرزین مهدی‌پور و تهیه‌کنندگی بهرام صادقی مزیدی که پنجشنبه دوم آبان ساعت 23 از شبکه شما پخش شد.

امید از تولیدات سال 1386 صداوسیمای مرکز یزد است که در آن علیرضا صادقی، محمدرضا یاوری، فریبرز سمندرپور و رضا ضیافی ایفاگر نقش‌های اصلی هستند و داستان آن درباره صادق، دانشجوی سال آخر رشته شیمی است. وی در تلاش برای تولید کاشی نمونه‌ای است که هم از لحاظ اقتصادی و هم از نظر تکنیکی بسیار به صرفه باشد. صادق طرح خود را به یک کارخانه کاشی‌سازی ارائه می‌کند، ولی با مخالفت و سختگیری بعضی اعضای شورای مدیریت این کارخانه روبه‌رو می‌شود. در همین حین صادق با استاد کهنسال و تنها کاشی‌ساز سنتی به نام استاد خواجه‌نیا آشنا می‌شود و با تلاش و کوشش و استفاده از تجربیات استاد خواجه‌نیا می‌تواند به فرمول‌های جدیدی از ساخت کاشی دست یابد و...

«امید» فیلمی است که متاسفانه شعار بدجوری ترمز حرکت آن را گرفته است. با این که فیلم قصه بدی ندارد و می‌توانست مخاطب را سرگرم کند و حتی در لحظاتی دایره جهان‌بینی‌اش به بخش عظیمی از جامعه تعمیم داده می‌شد، اما شعارگویی مستقیم در فیلم، اثر را ضعیف کرده است.

در این زمینه نباید فراموش کرد هدف اول یک فیلم تلویزیونی سرگرم‌سازی مخاطب است و پیام و فرهنگسازی در لایه‌های بعدی قرار دارد که این لایه بعدی به معنای بی‌اهمیت بودن آن نیست، بلکه این پیام زمانی درست عمل می‌کند که مخاطب سرگرم شده باشد و سپس در ناخودآگاه خود به پیام مورد نظر تولیدکنندگان برسد. متاسفانه وقتی برای گرفتن صددرصدی کد تولید، فیتیله پیام را بالا می‌کشیم و آن را به لایه اول منتقل می‌کنیم و اولویت را به آن می‌دهیم، نتیجه این می‌شود که پیام به شعار تبدیل می‌شود و با محصولی مواجه هستیم که نه سرگرم و نه فرهنگسازی می‌کند و نه پیام درستی می‌دهد و این بزرگ‌ترین ضعف فیلم تلویزیونی امید است.

***

روز از نو، روزی از نو: فیلمی به کارگردانی محمدجواد مرادی و تهیه‌کنندگی مشترک محمدجواد مرادی و سیداشرف طباطبایی که پنجشنبه دوم آبان ساعت 13 و 30 دقیقه از شبکه شما پخش شد.

در این فیلم ایمان افشاریان، سوده شرحی، مسعود شریف و علی مقصودی ایفاگر نقش‌های اصلی بودند و داستان آن درباره دزدی خرده‌پا به نام سیروس است که از همه جا رانده به دنبال دزدیدن کیف پیرزنی راهی زندان شد و آنجا برای دزدی از خانه پیرمردی متمول اجیر می‌شود. او پس از آزادی همراه مراد، برادر همسر و همکارش در کسوت نظافتچی به استخدام شرکتی خدماتی درآمده تا نقشه ورودی به خانه همایون پیرمرد ثروتمند را عملی کند، اما...

این فیلم از تولیدات سال 1390 صداوسیمای مرکز فارس است و یک امتیاز بزرگ و دو ضعف عمده دارد.

نکته مثبت فیلم، قصه‌گویی آن است که قصد دارد تماشاگر را سرگرم کند و با خود به دل قصه بکشاند، اما همین موضوع به دلیل نگاه سطحی و بی‌بهره بودن از شخصیت‌پردازی صحیح باعث شده خود به یکی از نکات منفی کار تبدیل شود. در کنار این موارد برخوردار نبودن از فضا و جغرافیا باعث شده کار لطمه بخورد و نتواند هویت داشته باشد.

متاسفانه در این فیلم شخصیت‌پردازی نادرست، چراهای بی‌جواب زیادی به وجود آورده که حرکت و کنش شخصیت‌ها بیشتر از روی تاکید نویسنده است و برای رسیدن به مقصود نهایی و نه لزوم کارکرد شخصیت طراحی شده و همین، کار را سطحی کرده است. در ضمن این نگاه سطحی در فیلمنامه به کارگردانی هم سرایت و اثر را کسل‌کننده کرده است.

متاسفانه مشکل شخصیت‌پردازی در فیلم‌های تلویزیونی یکی از معضلات اساسی در این کار به شمار می‌رود و باید فکری اساسی به حال آن کرد.

محمدرضا لطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها