تغییر چهره درآستانه سال نو

به حاجی فیروز احتیاجی نیست! لازم نیست یک نفر با لباس قرمز و سروصورت سیاه راه بیفتد داخل شهر و نوید آمدن بهار را بدهد تا شما حساب روزهای پایانی سال را داشته باشید! تا باورتان بشود که سال کهنه آخرین نفسهایش را می کشد!
کد خبر: ۶۱۱۶۹

بلکه فقط کافی است یک نگاه به در و دیوار شهر بیندازید... به قالی های رنگارنگی که روی دیوار اکثر خانه ها خودنمایی می کنند... یا از کنار بساط سبزه ها و ماهی های کوچک بگذرید تا حس کنید که این روزها شهر حال و هوای دیگری دارد... که شهر هم نو شدن را تجربه می کند با آدمهایش!
برای سال نو، هیچ خریدی که نکرده باشید، باز هم نمی توانید از ماهی های کوچک داخل تنگ بگذرید... هیچ نوروزی بدون ماهی و تنگ بلور کامل نمی شود!
این ماهی های قرمز، مثل هفت تا سین سفره نوروزی خیلی وقت است که جزوی از هویت نوروز شده اند و بهانه ای برای شادمانی!
بهانه های کوچکی که این روزها روی سنگفرش بیشتر خیابان ها خریدوفروش می شوند... حتی بقال سر کوچه هم حتما یک تشت پر از ماهی جلوی مغازه اش گذاشته!
اما بورس «ماهی ها» جای دیگری است! مدتهاست که مولوی حرفی از شعر و شاعری برای گفتن ندارد. شاید از همان زمان که اسمش بر پیشانی یکی از شلوغ ترین مراکز خرید تهران نشست ، شعرهایش را هم فراموش کرد... معلوم نیست!
اما مغازه های میوه فروشی چهارراه مولوی این روزها تغییر کاربری داده اند. میوه های رنگارنگ فصلی ، از روی پیشخوان مغازه ها کنار رفته اند و جای خود را به ماهی های کوچک دوست داشتنی داده اند!
قرمزها و نارنجی های کوچک و بزرگی که داخل تنگهای بلور، زیبایی را برای سفره هفت سین به ارمغان می آورند. جعفر کریمی ، یکی از فروشنده های قدیمی ماهی سفره هفت سین است ، یا به قول خودش 13 سال است که ماهی قرمز می فروشد!
با چکمه های بلند پلاستیکی و آستین هایی که تا آرنج بالا زده ، داخل مغازه اش ایستاده ، بین تشتها و ظرفهای بزرگ ماهی!
می گوید: «دو نوع ماهی برای عید وجود دارد. یک نوع ماهی مال شمال است که کشیده ، لاغر و ریز هستند، ولی استقامتشان از ماهی های دیگر بیشتر است و اگر خوب مراقبشان باشید تا چند ماه بعد از عید هم زنده می مانند!
یک دسته هم ماهی های کاشان هستند مثل گل فیش سه دم کاشان که خوشگل ترند، اما نگهداری شان خیلی سخت تر است!
مغازه های چهارراه مولوی بیشتر عمده فروش هستند. او می گوید: «مشتری های ما بیشتر مغازه دارها و دست فروش ها هستند. خود ما هم این ماهی ها را از میدان میوه و تره بار خانی آباد تهیه می کنیم. از اول ماه بهمن تا آخرین روز اسفند هم کارمان همین است.»
رضایی فروشنده دیگری است که می گوید: «این ماهی های ریز تقریبا 6-7ماهه هستند، ولی ماهی های درشت تر، ده ماهه اند و زادوولد هم می کنند!
مشتری های ما هم بیشتر شهرستانی ها هستند، مثلا از کرمانشاه ، مشهد، کردستان!» اما این که چرا بین این همه حیوان ، این ماهی های قرمز کوچک مهمان همیشگی سفره هفت سین شده اند، کسی نمی داند! کریمی می گوید: «شاید چون قشنگ هستند!» و رضایی هم با خنده می گوید: «ماهی باعث تازه شدن روح آدمها می شود، فکر کنم به همین خاطر توی سفره هفت سین ماهی می گذارند!»
در هر حال در نوشته های تاریخی آمده است که چون اسفندماه در برج حوت (ماهی) قرار دارد و به هنگام نوروز حوت به حمل (شتر) تحویل می شود، از این رو نمادی از آخرین ماه سال در خوان نوروزی گذاشته می شود.
علاوه بر این ، ماهی یکی از نمادهای آناهیتا، فرشته آب و باروری است و وجود آن در سفره نوروزی باعث برکت و باروری در سال نو می شود! حکایت اسکناس های نو و تانخورده لای قرآن هم جزو قسمتهای دوست داشتنی و جذاب نوروز است.
اما بین همه اسکناس ها، آنهایی که قرمز، سبز و آبی رنگ هستند، طرفدار بیشتری دارند. خیلی از بچه ها و حتی بزرگ ترها، موقع گرفتن عیدی ، دل دل می کنند که اسکناسی که از لای قرآن میزبان شان بیرون می آید، لباس آبی تنش باشد. برای خرید این عیدی های پرطرفدار هنوز هم فرصت دارید که یک سر به خیابان منوچهری یا چهارراه استانبول بزنید!
جوانک اسکناس فروشی که انتهای منوچهری گوشه پیاده رو ایستاده ، بسته های 10 تومانی را 4 هزار تومان می فروشد. 20 تومانی را 4500 تومان ، 50 تومانی را 6500تومان و 100 تومانی های نو و تانخورده را 11 هزارتومان!
بازار فروش سکه های کوچک و بزرگ هم این روزها از همیشه داغ تر است. کنار سکه های قدیمی امسال سکه های 50 تومانی هم خریدارهای زیادی دارند. بالاخره یکی از هفت سین های سفره نشین ما ایرانی ها همین سکه ها هستند؛ سکه هایی که می گویند نمادی از امشاسپند شهریور (نگهبان فلزات) هستند و بودن آنها بر سر سفره هفت سین موجب برکت و سرشاری درآمد خانواده در سال آینده!
اما یکی دیگر از آیینهای نوروزی که در آستانه سال نو، مردم را به ترک خانه هایشان وادار می کند، رسم یاد کردن از مردگان است.
دکتر محمود روح الامینی در کتاب آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز دراین باره می نویسد: یکی از آیینهای کهن قبل از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند.
زرتشتیان معتقدند که «روان و فروهر مردگان هیچ گاه کسی را که به وی تعلق داشته فراموش نمی کنند و هر سال هنگام جشن فروردین ماه به خانه و کاشانه خود برمی گردند.»
غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم هم رسم بوده است. از خوارزم تا فارس ، خوارزمیان 5روز آخر اسفند و 5 روز دیگری که درپی آن است و ملحق به این ماه را مانند اهالی فارس ، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.
به هر حال یکی از صورتهای به جا مانده از این رسم امروز هم در بسیاری از شهرها و روستاهای ما دیده می شود و آن هم به گورستان رفتن در آخرین پنجشنبه سال است. مخصوصا خانواده هایی که در طول سال عزیزی از دست داده اند، در این روز بر مزار این عضو خانواده حاضر می شوند. فروش گلفروش های جاده های منتهی به بهشت زهرا در این روز 10برابر روزهای دیگر است!
محرم قهاری ، یکی از همین گلفروش هایی است که کنار در جدید بهشت زهرا گل می فروشد. محرم سن و سال زیادی ندارد، اما امسال ششمین سالی است که پنجشنبه آخر سال از 6صبح تا 7عصر سرپاست و گلفروشی می کند.
محرم می گوید: آنقدر سرمان شلوغ می شود که خیلی وقتها پول کم می آوریم! یعنی گل می فروشیم و فراموش می کنیم پولش را بگیریم. در هر صورت نوروز، از روز اول شاید تنها بهانه ای بوده برای جشن و شادی و دور هم جمع شدن!
حمزه اصفهانی در کتاب سنن الملوک الارض و الانبیاء می نویسد که آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار در نقطه اعتدال ربیعی بود و طالع سرطان بود.
در ادبیات فارسی هم جشن نوروز را مانند بسیاری دیگر از آیینها و رسمها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند؛ ابوریحان بیرونی دراین باره معتقد است: «آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
اما در مورد نوروز روایات اسلامی زیادی هم وجود دارد. دکتر روح الامینی در کتاب خود آورده است : در زمان حضرت رسول (ص ) به روایتی که عبدالصمد بن علی از جد خود نقل می کند، در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود، برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؛ گفتند: امروز روز نوروز است.
پرسید که نوروز چیست؛ گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: آری ، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند: عسکره چیست؛
فرمود: عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که به آنان ببارد. از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده.
سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت: کاش هر روزی بر ما نوروز بود. (آثار الباقیه ، ص 325) با تمام این تفاسیر، رسمها و آیینهای نوروزی که از روزگاران کهن برگزاری آنها از نسلی به نسل بعد به ارث رسیده ، به ناگزیر با دگرگونی شیوه های زندگی ، فناوری صنعتی و ماشینی ، سازمان های اداری ، شغلها، قانون ها، وسایل ارتباط جمعی جدید تحول یافته اند و بدون آن که هویت خود را از دست بدهند... تا جایی که هنوز هم ، عقربه های ثانیه شمار ساعت که به لحظه تحویل سال نزدیک می شود، ته دلتان آرام می لرزد و استرسی جذاب پای سفره هفت سین ، وادارتان می کند که چشم به چشم آنهایی بدوزید که آن طرف سفره ، با لبخند نگاهتان می کنند... یا این که ذهنتان را به سمت همه آرزوهای خوب هدایت کنید... به هر حال تنها 3 روز تا زمان قراردادی تقویم برای شروع سال جدید باقی است... وقتی که «میمون» خسته 1383 را تا پشت در خانه هایتان همراهی می کنید.... فقط کافی است لای در را کمی باز نگه دارید، دم «خروس » از همان جا پیداست!
نوروز نو بر شما مبارک!

مینا مولایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها