در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما موسیقی مدرن عامهپسند امروز و بویژه موسیقی پاپ، چنین نیست. موسیقی پاپ، پیش از آنکه یک هنر باشد، دارای هویتی اقتصادی و تجاری است. این موسیقی، در برخی موارد صاحبان و تولیدکنندگان خود را به ثروتهای بسیار کلان رسانده است. برخی آهنگسازان، خوانندگان، و نوازندگان و تهیهکنندگان موسیقی پاپ از طریق این موسیقی به ثروتی دست یافتند که قادر نبودند از طریق هیچ تجارت یا صنعتی به آن دست یابند. بنابراین موسیقی پاپ به نحو بارز و آشکار، هویتی تجاری و اقتصادی دارد.
اما منشأ این هویت تجاری چیست؟ میتوان نشانههای تجاریشدن موسیقی (بویژه موسیقی پاپ) را در دو چیز دید: موسیقی پاپ امروز بهعنوان یک کالای فرهنگی در فروشگاههای تجاری فروخته میشود. حتی در بسیاری از مغازههای کوچکی که محل فروش لبنیات و اقلام خوراکی هستند، میتوانید این کالای به اصطلاح فرهنگی را خریداری کنید. در فروشگاههای بزرگ و زنجیرهای، تقریبا فروش «کالای» فرهنگی و بویژه موسیقی پاپ، جزو ضروریات است. در چنین فضایی است که شما به عنوان خریدار احساس میکنید تمایز بین مفهوم هنر با کالای تجاری، تقریبا از بین میرود. هنر به محصولی تجاری مبدل میشود، به یک نیاز زیستی که خریداران بسیاری دارد. طالبان این کالا همچون علاقهمندان فرهیخته و متمایز هنردوست هنر فاخر (مثلا تئاتر یا موسیقی سنتی) معدود نیستند، بلکه تقریبا به تعداد افرادی هستند که برای خرید «تخممرغ» و «شیر» به فروشگاه مراجعه میکنند؛ تمایز موسیقی عامهپسند با ضرورتهای زیستی ناپدید میشود.
اما در اینجا یک مساله وجود دارد و آن اینکه این کالا به عنوان یک کالای خوراکی عرضه نمیشود؛ بلکه بهعنوان یک کالای فرهنگی به فروش میرسد. پس ظاهرا تفاوتی بین این کالا و کالاهایی که بهعنوان ضرورتهای زیستیمان از فروشگاه میخریم، وجود دارد. موسیقی عامهپسند و بهطور خاص موسیقی پاپ، کالایی «فرهنگی» است. در اینجا میخواهم یک سوپرمارکت، یک فروشگاه بزرگ را تصور کنید؛ فروشگاهی که بناست به اصطلاح از شیرمرغ تا جان آدمیزاد را در آن بیابید، چرا که قوت و اعتبار یک فروشگاه مدرن به تنوع محصولات و کالاهای آن است. یک فروشگاه معتبر و «خوب»، فروشگاهی است که شما را از رفتن و جستجو در دیگر فروشگاهها بینیاز کند. یک فروشگاه خوب، فروشگاهی است که همه نیازهای شما را رفع کند و به شما امکان دهد تا در محیطی معین و در زمانی اندک، همه لوازم و ضروریات و نیازهای خود را درون سبد چرخ فروشگاه گذاشته و به سرعت آنها را حساب کرده و به خانه بروید و از وقت صرفهجویی شده خودتان، بهره و لذت ببرید. چنین فروشگاهی، یکی از بخشهای خود را نیز به عنوان عرضه محصولات فرهنگی تعیین کرده است. حال اگر کالاهای این فروشگاه، براساس قانون عرضه و تقاضا، صرفا محدود به کالاهای پرمشتری باشند، در نتیجه فرهنگ عرضه شده در این فروشگاه ـ در قالب بستهها و کالاهای فرهنگی ـ به فرهنگ مقبول و متداول در موسیقی عامهپسند تقلیل مییابد. نهتنها در چنین وضعی، فرهنگ مبدل به کالا میشود، بلکه فرهنگ به سطح و محدوده فرهنگ عامه و غیرفاخر نزول پیدا میکند.
موسیقی همراه با تبلیغ
دومین مورد از مظاهر تجاری و اقتصادی شدن موسیقی پاپ، همراهی آن با تبلیغات تجاری و نیز حضور آن در محیطها و اماکن فروش کالا و رستورانها و... بهطور کلی هر محیطی است که مبادلات اقتصادی در آن صورت میگیرد. موسیقی در چنین اماکنی، حس خرید و مصرف را در مخاطب زنده میکند. هنگام حضور در پاساژهای خرید و فروشگاههای بزرگ، موسیقی عامهپسند با ریتم تند، شما را به حرکت و سیلان برای ادامه جریان نقل و انتقالهای اقتصادی دعوت میکند. پول داخل جیب شما و اعتبار درون کارت شما، بهوسیله موسیقی پاپ، به انتقال یافتن در عوض دریافت کالا ترغیب میشود.
هنگام تماشای تلویزیون، موسیقی پاپ در پسزمینه تبلیغ کالاهای تجاری و مصرفی، شما را به توجه به تبلیغ دعوت میکند و از آن مهمتر، ریتم موسیقی، به ذهن شما کمک میکند که کالای مورد تبلیغ را همراه شعار تبلیغاتی و شکل بستهبندیاش، حفظ کند تا وقتی در فروشگاه این کالا را دید، آن شعار تبلیغاتی را با ریتم موسیقی خاصش، به یاد آورد و این ریتم مجددا نقش تحریکآمیز برای جذب مشتری در خرید کالا را بازی میکند. بنابراین موسیقی پاپ، به محور و بازیگر اصلی صحنه تجاریسازی زندگی بدل میشود. هنر به خدمت اقتصاد میآید و اصلا با اقتصاد و لوازم آن یکی میشود.
موسیقی پاپ و اقتصاد
براساس آنچه بیان شد، بین موسیقی پاپ و اقتصاد عصر ما، نسبتی انکارناپذیر وجود دارد. موسیقی پاپ (و بهطور کلی عامهپسند) یکی از لوازم انکارناپذیر اقتصاد امروز است. موسیقی پاپ، هم هنر است و بنابراین یک عنصر فرهنگی است و هم تجارت است. نمیتوان بعد فرهنگی و هنری آن را نادیده انگاشت؛ چرا که موسیقی پاپ، با یکسری آوا و اصوات، تاثیر بسیار زیادی روی مخاطب خود میگذارد، پس محصول یک نظم و نظامی است و نه محصول بینظمی و تصادف. از سوی دیگر این موسیقی، موسیقی فاخر و دربردارنده معانی ژرف نیست. بلکه معانی را به سطح فرو میکاهد و عرضه آن بهمثابه محصول فرهنگی، خطر فروکاسته شدن فرهنگ، به فرهنگ سطحی و عامیانه را ایجاد میکند.
دیگر اینکه حضور موسیقی عامهپسند در همه ابعاد تجاری زندگی امروز، آن را نهتنها یک محصول فرهنگی، بلکه محصولی اقتصادی، آن هم در مرکز و محور اقتصاد امروز ساخته است.
موسیقی عامهپسند و به طور خاص موسیقی پاپ در زندگی امروزه حضوری انکارناپذیر دارد. نمیتوان در برابر آن ایستاد و آن را کاملا نفی کرد. حتی نمیتوان خارج از چارچوب و نظام موجود آن، به آن جهت داد و معانی و محتواهایی که تاب و تحملش را ندارد، به آن تحمیل کرد؛ بلکه مساله مهمی که در اینجا وجود دارد، این است که باید از موسیقیهای سنتی و بویژه موسیقی فاخر سنتی، حمایت ویژه از سوی نهادهای رسمی و دولتی صورت گیرد، تا موسیقی عامهپسند و پاپ، فرهنگ را در مسیر عرفی شدن و سطحی شدن پیش نبرد.
ساعد فیض / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: