در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این دستهبندی درباره برنامههای کودک نیز صدق میکند، چراکه سالهاست یکسری از برنامهها بهطور مدام به نمایش گذاشته میشوند و گاهی در مناسبتهای مختلف، برنامههای تازهای برای کودکان به نمایش در میآیند. اما مساله قابل توجه درباره برنامههای روتین کودک،کلیشه شدن آنهاست، شاید نبود خلاقیت و همچنین صرف انرژی کافی در تولید یک برنامه، فقدان کارشناسی و نظارت بر برنامهها و... نخستین گزینههایی باشند که در نقد برنامههای کودک به ذهنمان خطور کند.
اما واقعیت این است که همه شبکهها گروهی متشکل از برنامهسازان، روانشناسان و متخصصان حوزه کودک و نوجوان دارند و این پرسش پیش میآید پس چرا برنامههایی که برای کودکان ساخته میشوند عموما شبیه هم هستند؟ در پاسخ به این پرسش شاید بتوان از عواملی چون خلاقیت و همچنین عقبماندن برنامهسازان از تغییرات روز و نبود پژوهش کافی در زمینه شناخت کودک امروز نام برد. در ضمن راضی نگاه داشتن کودک امروز که به انواع و اقسام وسایل ارتباط جمعی دسترسی دارند و به گفته کارشناسان از ضریب هوشی بالایی نیز برخوردارند کار چندان آسانی نیست. در حالی که با وجود کارتونها و انیمیشنهای جذاب کهگاه برای کودکان ساخته میشود همراه کردن کودکان امروز با برنامههای خاله و عمومحور بسیار دشوار شده و شاید به همین دلیل است که خالهها و عموهای تلویزیون دیگر کاملا برای کودکان تکراری شدهاند. بنابراین رسانه ملی برای رسیدن به جایگاه رقابت با شبکهها و کارتونهای برونمرزی باید بر روند تولید و همچنین شیوه و روش سازندگان برنامههای کودک بازنگری داشته باشد.
برنامه کودک از شرایط دشوارتری به لحاظ جذب مخاطب برخوردار است؛ چراکه طیف بینندگان آن را گروه سنی در حال رشد تشکیل میدهند. در این زمینه نمونههای موفقی مانند برنامه «عمو پورنگ» داریم که با وجود نقدهایی که به این برنامه وارد است، توانسته همچنان مخاطبان بیشتری را با خود همراه کند.
از دلایلی که برنامه عمو پورنگ همچنان پرمخاطب است میتوان به این موضوع که داریوش فرضیایی اصولا متکلم وحده نیست و از رفتارها و حرکات نمایشی، شعرخوانی و آواز استفاده میکند و مانند دیگر برنامه موفق رسانه ملی یعنی «فیتیلهها» به زبان مشترکی با کودکان رسیده است.
درواقع فیتیلهها و عمو پورنگ مجری ـ بازیگرهایی هستند که به معنای واقعی به اجرای برنامه میپردازند و در این اجراها نکات اخلاقی و آموزشی را غیر مستقیم به کودکان آموزش میدهند.
با این اوصاف، خلاقیت همچنان عنصر مفقوده برنامههای کودک است؛ عنصری که این برنامهها بهدلیل مخاطب خاص و متفاوتی که دارند نسبت به دیگر برنامهها بیشتر نیازمندش هستند.
در پایان میتوان گفت دوران کودکی از تاثیرگذارترین و تعیینکنندهترین دوران عمر هر فرد است؛ دورانی که خوب، بد، زشت و زیبای زندگی آینده تمام کودکان را رقم میزند، به همین علت رسانههای عمومی بویژه صدا و سیما بهعنوان فراگیرترین رسانه ارتباط جمعی باید به این دوران توجه ویژه داشته باشند.
مریم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: