کاپلو از جولان هافبک‌ها می‌گوید

فابیو کاپه‌لو بی‌نیاز از معرفی است. این ایتالیایی شصت و شش ساله به یکی از نمادها و شمایل‌های بزرگ مربیگری در فوتبال جهان تبدیل شده و دکترین و نظریه‌‌های او قابل تدریس در بالاترین مجامع این ورزش است. او بعد از فتح انبانی از جام‌ها و مدال‌ها در سه باشگاه ایتالیایی آ.ث.میلان، رم و یوونتوس و همچنین رئال مادرید اسپانیا، هفت سالی است که به کار در سطح ملی اشتغال دارد و بعد از هدایت تیم ملی انگلیس، اینک چند صباحی است که روس‌ها را هدایت می‌کند و می‌کوشد آنها را به جام‌ جهانی 2014 برساند. دن فابیو ​در گفت‌وگو با سایت فیفا درباره فوتبال امروز جهان و تفاوت کشورهای صاحب این ورزش و دستاوردهای خود حرف‌هایی تازه برای گفتن​دارد.
کد خبر: ۶۰۶۹۶۹

​چه نظری درباره تیم ملی کنونی ایتالیا دارید؟

تیم فعلی ایتالیا از چیزی که عده‌ای تصور می‌کنند در سطح بالاتری قرار دارد؛ هم بازیکنان خوبی دارد و هم یک مربی مسلط. فکر می‌کنم آتزوری می‌تواند سال بعد از شگفتی‌سازان جام جهانی در برزیل هم باشد. شاید حسن اصلی این تیم حضور چزاره پراندلی در مقام سرمربی و طرح‌ها و تلاش‌ فوق‌العاده او برای جاافتادن هر چه بیشتر این گروه در سطوح بالای بین‌المللی باشد.

تفاوت‌های تیم ملی و فوتبال در ایتالیا در قیاس با زمانی که شما در این کشور بودید به لحاظ تاکتیکی و روش‌ها به چه حدی می‌رسد؟

خود من در آ.ث.میلان روش 2-4-4 را به کار می‌گرفتم، اما هر کس که هافبک راست ما بود، چه گولیت و چه ساوی‌سویچ در زمان حمله یک خط جلو می‌رفت و تیم ما 3-3-4 می‌شد. در سالی که با آ.ث.میلان فاتح اسکودتو شدیم، با خط دفاعی سه نفره این کار را انجام دادیم ولی در سال 2007 در رئال‌مادرید یک بار دیگر تیم خود را با چهار مدافع به میدان فرستادم و این روش را در تیم‌های ملی انگلیس و روسیه نیز ادامه داده‌ام. فوتبال کنونی دنیا هافبک‌ها حرف اول را می‌زنند و به واقع جولان می‌دهند و در نتیجه باید تا سرحد امکان به هافبک‌هایتان بیفزایید و از مهاجمان کم کنید، زیرا از این طریق هم میانه میدان را در اختیار خواهید داشت و هم هریک از مردان خط میانی‌تان می‌توانند به یک مهاجم اضافی تبدیل شوند.

​تفاوت‌های عمده کار در تیم‌ ملی​ و باشگاهی چیست؟

در یک تیم باشگاهی شما هر روزه و به واقع هر دقیقه قادرید با شاگردان خود صحبت و مسائل و ماموریت‌ها را به آنها منتقل کنید. ضمن آن‌که ارتباط‌ها دائمی است و می‌توانید ایرادهای پیدا شده در بازی تیم‌تان را به شاگردان خود گوشزد و قضایا را درست کنید.

در تیم ملی این‌طور نیست و فقط برای فرصت کوتاهی شاگردان خود را در اختیار دارید و دو، سه روز قبل از هر بازی هم فقط صرف هماهنگی و انتقال ماموریت‌ها به نفرات تیم می‌شود و بسیاری از مسائل را نمی‌توانید به اطلاع بازیکنان خود برسانید، زیرا وقت برای این مهم وجود ندارد. در آن روزهای اندک فقط باید روحیه‌ها و افکار را هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک و تاکتیک مورد نظر برای مسابقه بعدی را به تیم القا کنید و نکات عمیق‌تر فنی انجام نداده باقی می‌مانند.

در مسکو چه مشکلاتی داشته‌اید؟

یک مشکل عمده من در اینجا استفاده از یک مترجم تمام‌وقت بوده، زیرا به زبان روسی اشراف اندکی دارم و کمتر می‌توان مطمئن بود که همه مسائل به اندازه لازم و شکلی درست به نفرات تیم منتقل شده است. این بخصوص برای نقاط اوج یک مسابقه صدق می‌کند که یک اقدام ولو کوچک از سوی مربی و یک تعویض هم می‌تواند گره یک بازی را رفع و تیمی را برنده یا بازنده کند. حرف زدن مستقیم یک مربی با شاگردانش یک نعمت است که من در مسکو از آن بی‌نصیب بوده‌ام.

لابد در مسکو نفراتی با قابلیت‌های کمتر در قیاس با زمان کارتان در تیم ملی انگلیس در اختیار دارید.

بله، گزینه‌های کمتری دارم و یکی از دلایل آن رویکرد گسترده باشگاه‌های روسیه به نیروها و نفرات خارجی است. در هر باشگاه مطرح روسی حداکثر چهار تا پنج نفر از بازیکنان ثابت روسی هستند و بقیه لژیونرهای خارجی‌اند و این در قیاس با نیروهای موجود بومی در انگلیس و اسپانیا و فرانسه اندک است. بازیکنان روسی اغلب مهارت‌های فردی خوبی دارند، اما ستاره‌ها و کسانی که می‌توانند با یک حرکت و یک دریبل و پاس سرنوشت بازی‌ها را عوض کنند، کم‌شمارند.

وقتی انگلیس را هدایت می‌کردید فشارهای روحی و این‌گونه مسائل بیشتر نبود؟

بیشتر بود، چون زبان انگلیسی را بلدم و نشریات و انتقادهای تندشان را می‌خواندم، اما اینجا هیچ چیز از نوشته‌ها و انتقادهایشان سر درنمی‌آورم و نمی‌توانم روزنامه‌ها را بخوانم (باخنده)‌.اگر جدی‌تر بخواهید، باید بگویم اجازه نمی‌دهم این روال و روند تاثیر زیادی رویم بگذارد و کار خودم را می‌کنم.

اگر بخواهید یک برآورد کلی از زمان حضورتان در انگلیس داشته باشید‌ چه می‌گویید؟

دوران خوب و پرثمری بود، اما می‌توانست از این هم بهتر شود. بدترین واقعه برای ما شکست سنگین نامنصفانه برابر آلمان در یک‌هشتم نهایی جام‌جهانی 2010 بود؛ دیداری که در آن مشکلات داوری اجازه نداد ما به نتیجه‌ای بهتر برسیم. وقتی من به لندن آمدم، تیم انگلیس از واقعه حذف از مرحله مقدماتی یورو 2008 رنج زیادی می‌برد، ولی با هدایت من به آسانی به مراحل نهایی جام‌‌جهانی 2010 و یورو 2012 رسیدیم و جوانان مستعد و آینده‌داری را هم در تیم ملی انگلیس به بازی گرفتم که ولبک، ویلشر، جونز، یانگ، میلنر و هارت از آن قبیل بودند. ولکات را به این فهرست نمی‌افزایم، چون قبل از آمدن من هم ملی‌پوش شده بود، اما در دوره من شکوفایی بیشتری یافت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها