در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حالی در روزهای گذشته بر ارزش کسب دو مدال طلا در رقابت های جهانی تاکید شده است که تیم ملی در المپیک سه مدال طلا کسب کرد، خود شما بهعنوان سکاندار تیم فکر میکنید چرا کسب دو طلا در جهانی تا این حد مورد رضایت اهالی کشتی قرار گرفت؟
ابتدا باید بگویم ما در حالی از فروردین ماه تیم ملی را تحویل گرفتیم که براساس برنامهریزی صورت گرفته قرار بود زمان رقابتهای جهانی، کشتیگیرانمان را در پنج تورنمنت محک بزنیم. متاسفانه این مساله محقق نشد و در حالی که بچهها میتوانستند در رقابتهای بینالمللی با کشتیگیران خوب خارجی مبارزه کرده و بهتر به نقاط ضعف و قوت خود پی ببرند، اما تیم ما بدون مسابقه تدارکاتی، بدون تغذیه استاندارد و نبود حداقل امکانات مناسب حتی لباس ورزشی مناسب به رقابتهای جهانی رفت. این در حالی بود که ماههای متمادی یک ریال به کشتیگیران و کادر فنی پرداخت نشد. خود من 10 ماه در تیم جوانان و هفت ماه در تیم ملی بزرگسالان ریالی دریافت نکردم، در چنین شرایطی تیم به رقابتهای جهانی رفت و دو طلا گرفت. برای همین است که تا این حد بر قابل قبول بودن نتایج در رقابتهای مجارستان تاکید دارم و معتقدم این دو طلا از سه طلای المپیک باارزشتر است.
چرا چنین نظری دارید، آخر پذیرفتن آن کمی سخت است.
اگر مجموعه عوامل و شرایط را کنار هم بگذارید شما هم با من همعقیده میشوید. تیمی که سه طلای المپیک گرفت، هشت سال زیر نظر کادر فنی سابق کار میکرد، هشت سال از آن تیم حمایت مالی و معنوی شد و انواع و اقسام اردوهای تدارکاتی بینالمللی برای آن اختصاص یافت و هیچگاه مشکل کمبود منابع مالی نداشت، اما تیم ما پنج ماه در اختیارمان بود و هیچی نداشت و به لحاظ امکانات و مسائل مالی همانطور که گفتم در حد صفر بود. برای همین این دو طلا را با ارزش تر از سه طلای المپیک میدانم.
اما به هر حال تیم ملی در نیمه دوم سال قبل هم، چنین شرایطی داشت و بیامکاناتی آن موضوع جدیدی نبود. ضمن آنکه شما با علم به این موضوع هدایت تیم ملی را پذیرفتید.
من بهعنوان یک سرباز، وظیفه خود میدانستم در خدمت تیم ملی باشم و اجازه ندهم پرچم کشتی فرنگی که با قهرمانی در المپیک برافراشته شده بود، پایین بیاید. بهواقع از المپیک لندن به این طرف (غیر از مقطع جام جهانی) در حالی که قهرمانی المپیک میتوانست فرصت بزرگی برای کشتی ایران باشد، متاسفانه به دلیل بلاتکلیفی تیم ملی، این فرصت به تهدید تبدیل شد و دیدیم که به اصطلاح پشت المپیکیها سرد شد و نتوانستند خود را به رقابتهای انتخابی تیم ملی برای رقابتهای جهانی برسانند. در صورتی که آنها این اواخر در اردوهای تیم ملی حاضر شدند، اما نتواستند خود را به آمادگی مطلوب برسانند. حیف شد که در جهانی بوداپست نتوانستیم از کشتیگیران توانمندی همچون قاسم رضایی، امید نوروزی، حمید سوریان و سعید عبدولی بهره ببریم.
در هر صورت فکر نمیکنید روی سکو نرفتن تیم ملی در رقابتهای جهانی میتواند زنگ خطری برای کشتی باشد، چون به نوعی نشان میدهد برای کشتیگیران اصلیمان جایگزینهای مناسب نداریم.
یادتان باشد ما در حالی دو طلا در بوداپست کسب کردیم که بسیاری از کارشناسان تصور نمیکردند حتی یک مدال برنز بگیریم. من خودم از روز اول میدانستم این تیم روی سکو نمیرود. گرچه میانگین سنی این تیم با تیم اعزامی به المپیک تقریبا یکسان بود، اما واقعیت تیم ما چیز دیگری بود. تیم اعزامی به جهانی بوداپست را کشتیگیرانی تشکیل میدادند که سالها پشت خط مانده و برخی از آنها فراموش شده بودند. بهعنوان مثال محمد فقیری در 55 کیلو حدود 10 سال پشت سر کشتیگیرانی همچون حسن رنگرز و حمید سوریان مانده بود. محمد نوربخش در 60 کیلو برای اولین بار دوبنده تیم ملی بزرگسالان را میپوشید، افشین بیابانگرد در 66 کیلو کاملا فراموش شده بود. در 74 کیلو ما روی هادی علیزاده خیلی حساب میکردیم، اما متاسفانه در فاصله یک ماه به رقابتهای جهانی، از ناحیه رباط صلیبی دچار آسیبدیدگی شد و در حالی که پیشبینی پزشک حاکی از این بود نمیتواند کشتی بگیرد، اما با غیرت ظاهر شد و توانست کشتی بگیرد. با وجود اینکه فرصتی برای جایگزینی در این وزن نداشتیم، حسین نوری را بهعنوان نفر ذخیره بردیم، او هم 11 کیلو اضافه وزن داشت. علیزاده با توجه به آسیبدیدگی، و قبول شکست از قهرمان سال 2009 جهان حذف شد. در 84 کیلو طالب نعمتپور در حالی به مدال طلا دست یافت که او هم فراموش شده محسوب میشد. کشتیگیری که حق او حداقل چهار پنج مدال جهانی بوده و به ناحق در این سالها پشت خط مانده بود. او حتی در المپیک هم میتوانست قهرمان شود. نعمتپور گرچه در انتخابی تیم ملی سوم شد، اما من با توجه به شناختی که از وی داشتم او را به شورای فنی تیم ملی معرفی کردم و خوشبختانه با طلایی که برای نخستین بار در این وزن برای کشورمان گرفت، ارزشهایش را بخوبی نشان داد. در 96 کیلو مهدی علیاری جوان گرچه در یک قدمی مدال به کشتیگیر عنواندار کشور میزبان باخت، اما در آینده از این کشتیگیر بیشتر خواهید شنید. امیر علیاکبری هم که برای نخستینبار طلای سنگین وزن را برای کشورمان کسب کرد، کسی بود که حتی با جمهوری آذربایجان قرارداد اولیه بسته بود و من از لب مرز او را به تیم ملی کشورمان برگرداندم و متقاعدش کردم برای ایران کشتی بگیرد. او هم با غیرت خود نشان داد چه تعصبی برای کشورمان دارد و به دلیل بیتوجهیها بود که میخواست به آذربایجان برود. تیم ما اگر بچههای المپیکی هم بودند، قطعا قهرمان جهان میشد. باید توجه داشت پشتوانهسازی هم مقوله زمانبری است که قطعا باید روی آن کار کرد.
اگر تیم ملی را در جهانی بوداپست موفق میدانید که به نظر هم اینگونه میآید، فکر میکنید چه عواملی در این موفقیت موثر بوده است؟
هیچگاه این اجازه را به خودم نمیدهم که موفقیت تیم ملی را به نام خودم ثبت کنم. همه کشتیگیران و کادر فنی و همه آنها که برای این تیم زحمت کشیدند، مطمئنا در این موفقیت نقش داشتند و من هم به سهم خودم آن چیزی که به عقلم میرسد از تیم دریغ نکردم. در صورتی که اگر تیم میباخت فقط چمنگلی مقصر بود، اما حالا که موفق شده است همه خود را موفق میدانند. درست مثل جنگ است؛ اگر یک عملیات شکست بخورد فرمانده مقصر است و اگر پیروز شود، همه خود را پیروز معرفی میکنند با این حال نباید به این حرفها توجه کرد و خوشحالم که تیم کشورم موفق شده است.
با توجه به اینکه شما تیمی را تحویل گرفته بودید که با سه طلای المپیک قهرمان شده بود و هنوز هم سایه کادر فنی سابق روی سر آن سنگینی میکند، شرایط برای کار کردن سخت نبود؟
به هر حال وقتی فضا را برخی به ناحق سنگین کرده و اجازه نمیدادند ما با آرامش خاطر به اجرای برنامههای آمادهسازی بپردازیم، قدری شرایط سخت بود، اما من فرزند مناطق جنگی هستم و بالا و پایین روزگار را خیلی دیدهام. زمانی هم که کشتی میگرفتم در تیم ملی در حقم اجحاف شد، اما همه آن تجارب اینجا به کمکم آمد و در برابر مشکلات و سختیها صبوری کردم. من در واقع به جای حرف زدن صرف، با فکر، کار و عمل، کارم را پیش بردم. آنهایی که اهل شعار دادن هستند و انتقاد غیر فنی و غیرمنصفانه میکنند مثل خمره خالی میمانند که به محض اینکه پر میشود غلغل میکند، اما ما خمرهای پر هستیم با دنیایی از تجربه و سر و صدایی هم نداریم. کسانی که فکرشان خالی است و منافع شخصیشان در خطر است، ناجوانمردانه به ما میتازند، اما هر انتقاد فنی و منطقی را با دیده منت میپذیریم. به جای اینکه بیایند بررسی کنند که این تیم بدون امکانات چگونه چهارم دنیا شد، به ناحق و فقط به سبب اغراض شخصی ما را میزنند در صورتی که ما مدیریت بحران داشتیم و شاهکار بزرگی خلق کردیم. هم کادر فنی و شورای فنی، هم رسول خادم و هم کشتیگیران دست به دست هم دادند و این موفقیت را رقم زدند. در همه این ماهها توکلم به خدا بود و خدا را شکر که شرمنده مردم نشدم. تا روزی که زنده هستم به این تیم ملی و به تکتک کشتیگیران آن از 55 تا 120 کیلو افتخار میکنم؛ تیمی که ادعایی نداشت و من نام آن را تیم ارادهها گذاشتم.
گفتید مدیریت بحران، یاد روزهای منتهی به اعزام افتادیم که کشتیگیران به دلیل تبعیضی که بهزعم آنها فدراسیون بین آنها و کشتی آزاد قائل شده بود اردوی تیم ملی را ترک و تهدید کردند به جهانی نمیروند؛ نکتهای که برخی معتقد بودند ریشه آن خود شما بودید تا توجیهی برای شکست احتمالیتان در بوداپست باشد.
اولا خدا را شکر در بوداپست شکست نخوردیم و تیم سربلند بود، ضمن اینکه به هیچ عنوان تمرکز تیم به هم نریخت. بچهها چند ساعت به اتفاق یکی از مربیان، اردوی تیم را ترک کردند و بعد از ساعاتی با پیگیریهایی که رسول خادم، حسن رنگرز، بهرام مشتاقی و خود من انجام دادیم، مشکل حل شد و آنها هم پس از آنکه یک آبمیوه خوردند به اردو برگشتند.
بهعنوان پرسش آخر، آینده کشتی فرنگی را چطور میبینید؟
این را به ضرس قاطع میگویم کشتی فرنگی ایران در المپیک برزیل بهتر از المپیک لندن نتیجه خواهد گرفت؛ اگر از ما حمایت و برنامههای مد نظرمان عملیاتی شود. ضمن اینکه باید هرچه سریعتر اردوی تیم ملی تشکیل شود. در جهانی بوداپست تیمهای کره جنوبی و شمالی چهار مدال طلا کسب کردند و این نشان میدهد کار ما در بازیهای آسیایی اینچئون کره جنوبی سخت است و نباید زمان را از دست بدهیم؛ هم برای قهرمانی در بازیهای آسیایی و هم برای قهرمانی در رقابتهای جهانی سال آینده باید هرچه سریعتر کار خود را آغاز کنیم. کشتی فرنگی ایران با یک کادر فنی کامل، علمی و پرنفس و مقبول میتواند به اهداف بزرگ خود برسد.
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: