در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

...
گمنام شدی و استخوان را به تو دادند
بی نام ترین نام جهان را به تو دادند
از مادر تو جوان گرفتند و گذشت
آن سنگ غریب بی نشان را به تو دادند
#
از هور نه از جزیره از مجنونها
از مادرکان گریه از دلخونها
از فاو از اروند از آن کارونها
برگرد بس است دوره افسونها
#
گمنامی این مرد هزاران نام است
این سنگ سفید، سرخی صد جام است
این مرد که بیپلاک دفنش کردیم
اثبات هویت قبیلهای گمنام است
#
خم میشود هربار بر این سنگ سپید
قدی که در انتظار فرزند خمید
میبوسد و آرام به او میگوید:
دینن بالاما یورغونام اوغلوم قایید*
#
غمْمادرِ تنهای ده ما جیران
بانوی شکسته قامت لب خندان
30 سال در انتظار آن طفل رشید
هر روز غروب مینشیند گریان
#
هر روز غروب مینشیند دم در
...30 سال گذشته ها عزیزم؛ مادر
میگویم اگر که زنده بود او حتمن...
میگوید... عزیزم او می آید آخر
*به پسرم بگو خسته شدم؛ برگردد
مهدی جلیلی-جام جم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: