در انتخاب بازیگران کودک و نوجوان برای کارهایتان چه اصولی را رعایت میکنید؟
عموما کودکانی که در کارهایم انتخاب میشوند، بازیگران حرفهای نیستند؛ چون کودکان بازیگر بعد از یک مدت حرفهای میشوند و دیگر آن شیطنت و طراوت کودکانه را ندارند. برای همین ترجیح میدهم از بازیگران کودک غیرحرفهای استفاده کنم. برای همین ـ بجز سریالها ـ همیشه سعی کردهام در کارهایم از بازیگران تازه کودک استفاده کنم.
شما در انتهای کار چقدر رابطهتان را با کودکانی که با آنها کار کردهاید، حفظ میکنید؟
سعی میکنم تا جایی که فرصت داشته باشم و بتوانم ارتباطم را با آنها قطع نکنم. مثلا با تعدادی از بازیگران ماجراهای اینترنتی و من و نگین داتکام هنوز در تماس هستم. اما اگر انتظار دارید که کارگردان تا آخر هوای بازیگر کودکش را داشته باشد و آینده او را هم تحتتاثیر قرار بدهد، باید عرض کنم این انتظار بیهودهای است. من تنها به عنوان کارگردان تلاش میکنم در حین کار ارتباط خوبی با بچهها داشته باشم؛ ضمن این که نباید فراموش کرد که سینما حرفه بیرحمی است.
خیلی از بازیگران کودکی که بعدها به حال خودشان رها میشوند به لحاظ روحی حال و روز بدی پیدا میکنند. آیا این موضوع را قبول دارید؟
ببینید کارگردان مسئول آینده این کودکان نیست؛ مثلا یادم میآید در مورد بازیگر فیلم باشو غریبه کوچک مطبوعات خیلی شلوغ کردند. در حالی که استاد بیضایی به هیچ وجه مقصر نبودند و این شرایط جامعه ماست که باعث بوجود آمدن خیلی از مسائل میشود. یعنی اگر این نوجوانان بازیگر در فیلمی بازی هم نمیکردند بیشک جامعه همین آینده را برایشان رقم میزد که امروز در آن هستند.
در مقابل میتوان کودکان بازیگری را مثال آورد که بازیگری در فیلمها، آینده زیباتری را برایشان رقم زده است. به عنوان مثال من شاهد احمدلو را مثال میزنم که اکنون کارگردانی موفق است یا خانم غزل شاکری که بازیگری موفق است.
قبول دارید که در مقایسه بین بازیگران حرفهای و تازهکار بازی گرفتن از یک کودک آماتور به مراتب سختتر است؟
بله، اما من این ریسک را دوست دارم و معمولا ترجیح میدهم با اینگونه بچهها کار کنم!
به نظر شما چرا سینمای کودک ما که روزگاری بسیار پرمخاطب و دوستداشتنی بود به یکباره افت کرد؟
بیشک یکی از دلایل این موضوع بحث اکران ناموفق فیلمهای کودک است. این فیلمها خیلی سخت اکران میشود یا اصلا اکران نمیشود. برای همین تهیهکننده خصوصی ترجیح میدهد، سرمایه شخصیاش را صرف ساخت چنین فیلمهایی نکند. در بنیادهای دولتی هم اکنون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مدتهاست جز ساخت فیلمهای کوتاه و انیمیشن در زمینه تولید فیلم بلند برای کودکان و نوجوانان تولیدی ندارد.
تلویزیون بیش از یک سال است که بودجهای برای تولید تلهفیلم کودک ندارد و برای دو فیلمنامه من که مورد موافقت هم قرار گرفته، گفتهاند که به شرط پیدا کردن اسپانسر یا شریک برای تولیدش اقدام خواهند کرد.
بنیاد فارابی هم که در سالهای گذشته تنها پناه و محل مراجعه فیلمسازان کودک و نوجوان بود، متاسفانه به دلیل کمبود یا به نوعی نبود بودجه جز یک فیلم، امسال تولید تازهای برای جشنواره نداشته است. حالا اگر میتوانید راهنماییام کنید تا با این علاقهام به تولید فیلم برای کودک و نوجوان، این هشت فیلمنامه سینمایی و تلویزیونیام را که در سالهای خانهنشینی نوشتهام، به کجا ارائه دهم؟!
تجربه نشان داده که مردم هنوز سینمای کودک را دوست دارند؛ مثلا وقتی فیلم کلاه قرمزی اکران شد خیلی از این فیلم استقبال شد قبول دارید؟
بله. اما فراموش نکنید که کلاه قرمزی بهزعم من تنها سوپراستار واقعی سینمای ایران است. خیلیها از این عروسک خاطره دارند و در مقام فروش هیچ فیلم کودکی نمیتواند با فیلمهای کلاه قرمزی رقابت کند؛ البته امیدوارم فیلم در حال تولید شهر موشهای خانم برومند عزیز با عروسکهای دوستداشتنیاش بتواند در این رقابت با فیلمهای کلاه قرمزی برابری کند.
فکر میکنید آیا ما به اندازه کافی بازیگر کودک توانمند داریم؟
بله، اکثر کودکان ایران خوشبختانه بااستعداد، شیرین و البته عزیز هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم