قدرت این جعبه جادویی

تلویزیون وجود دارد ، در 5 قاره جهان مستقر است و انسان برابر تلویزیون است: انسان سفید، سیاه ، زرد ، دانشمند ، بی سواد ، زن ، بچه ، فقیر و غنی و... تلویزیون یعنی تصویر خانگی برای انسان امروز ، اما این تصاویر چه چیز ارائه می کنند
کد خبر: ۶۰۳۷۵
، از چه چیز صحبت می کنند، چگونه رویاها را باز می کنند، وقایع را چطور می نمایانند؛ چه رویاهایی ، چه وقایعی؛
مارشال مک لوهان ، دانشمند و فیلسوف برجسته علوم اجتماعی می گوید: «از زمان روی کارآمدن تلویزیون ، بچه ها بیشتر به درون کتاب فرو می روند... فاصله آنها با کتاب روز به روز کمتر می شود. کمتر به رادیو گوش می دهند. تلویزیون خود شکلی از تجارب عمیق و درونی است . هیچ کس نمی دانست آمدن تلویزیون بدین سان زندگی را دگرگون می کند و تغییر می دهد.»* بد نیست بدانید از تاریخ اجرای نخستین برنامه های تلویزیون به صورت عمومی در دنیا حدود 60 سال و اندی می گذرد.
اجرای اولین برنامه به وسیله سخن پراکنی انگلستان بی.بی.سی ، سال 1936 انجام شد. با این که وقوع جنگ دوم جهانی پیشرفت صنعت تلویزیون را متوقف کرد. ولی پس از خاتمه آن ، این صنعت بتدریج رواج یافت و روشها و تکنیک های متعددی در بهبود سیستم جریان های الکترونیکی مدد گرفته شد تا جایی که امروزه با سرعت حیرت آوری در دنیا در حال گسترش است.
تلویزیون توانسته تمام تکنیک های مختلف رادیو و سینما و حتی روزنامه را در خود جمع و از آنها بهره برداری کند. جالب است بدانید مخاطبان تلویزیون ، نسبت به وسایل جدید ارتباطی مثل اینترنت بسیار زیاد است. تلویزیون به علت ارائه تصویر، جاذبه خاصی میان مخاطبان دارد که چشمها را به خود خیره و بعلاوه فهم پیام را آسانتر می کند، چون تصویر و صدا اطلاعات کامل تری به تماشاگر می دهد. تلویزیون به دلیل ارائه تصویر به تخیل کمتری نیاز دارد.
به عبارت دیگر اگر روزنامه و رادیو و اینترنت ، رسانه های انتزاعی هستند و به تخیل نیاز دارند، تلویزیون رسانه ملموسی است که همه چیز را برابر چشمان تماشاگر به نمایش می گذارد. تلویزیون از نظر کنترل و تسلط بر افکار عمومی ، رسانه بسیار قوی و موثری است ، زیرا مانند رادیو به حوزه خصوصی زندگی افراد نفوذ می کند و با ارائه تصویر و کلام و رنگ موسیقی تماشاگر را جذب می کند.
غالبا شیوه ارتباط و خطاب تلویزیون صمیمانه و دراماتیک است. در کشورهای پیشرفته ، امروز رادیو به عنوان وسیله ارتباطی بین المللی و تلویزیون وسیله ارتباط داخلی مورد استفاده قرار می گیرد. با آن که مطالعات بسیار وسیعی درباره تاثیر تلویزیون بر افکار و رفتار عمومی انجام شده است ، اما هنوز به درستی چگونگی این تاثیر شناخته شده نیست.
با این که بر همه ثابت شده که جنبه سرگرم کنندگی آن بسیار قوی است ، هرچند تاثیر تلویزیون بر زندگی و افکار مغزهای ما غیرقابل انکار است ، ولی با قید احتیاط باید به آن نگریست. زیرا تلویزیون زمانی تاثیر قوی دارد که زمینه های لازم هم برای پذیرش پیامهای آن وجود داشته باشد. تلویزیون در نخستین سالهای تولدش ، به عنوان یک رسانه همگانی نوین که برتری تکنیکی اش به آن امکان می داد اطلاعات را از طریق صدا و تصویر ، مستقیما به خانه بینندگانش ببرد ، ضربه ای کارساز بر پیکر صنعت فیلمسازی وارد آورد. این مساله هنگامی قابل فهم است که به یاد بیاوریم در آن سالها ، بسیاری از مردم راغب بودند تلویزیون را بیش از هر چیز به عنوان سینما در خانه تماشا کنند. بدون توجه به این بینش ساده لوحانه ، باید گفت بسط و توسعه بیش از اندازه تلویزیون و دگرگونی های چشمگیر و صرفه جویی وقت و پول سینماروها بالقوه موجب شده بینندگان به سوی تلویزیون سوق یابند و به حمایت از آن ترغیب شوند و در نتیجه سقوط سریع و در بعضی موارد فاجعه آمیز تولید و توزیع را در صنعت فیلم موجب شد.
امروزه بیشتر کشورها از تلویزیون در زمینه مسائل آموزشی نیز بهره می برند و حتی شبکه های مستقلی در زمینه آموزش نیروهای اجتماع بخصوص جامعه دانشگاهیان بهره می برند.
تلویزیون در پروژه های توسعه ، بویژه در آموزش ، بهداشت و توسعه اجتماعی کاربرد وسیعی دارد. تلویزیون ، هم در پروژه های خرد و هم در پروژه های کلان به کار می رود؛ چراکه تلویزیون بخوبی به خدمت برنامه ریزی های متمرکز و غیرمتمرکز درمی آید. نقش آموزشی تلویزیون همواره مورد بحث صاحبنظران بوده است.
انتقاد از برنامه های مبتذل غربی که همیشه در جهان سوم و کشورهای در حال توسعه مطرح است ، فقط به برنامه های تفریحی محدود نمی شود. تولید، توزیع و محدودیت سوددهی تلویزیون در پروژه های کشورهای رو به توسعه آشکار شده است. یکی دیگر از موارد تاثیرگذاری تلویزیون بر افراد، پر کردن اوقات فراغت است ، به گونه ای که مردم در کشور ما از تلویزیون ، انتظار سینما را دارند. به همین دلیل ، از لحاظ تعداد بینندگان موفق ترین برنامه های تلویزیون ، برنامه های مربوط به بخش فیلمهای داستانی و طنز هستند و حال آن که باید از تلویزیون انتظارات دیگری داشت.
همین روش یعنی نبودن هدف و عدم انتظار منطقی از کارکرد و نقش تلویزیون موجب نوعی اختلاف نظر میان مردم و مسوولان تلویزیون است. امروز در هر خانه ای می توان تلویزیون را یافت. نقش تلویزیون در جنگ نیز بسیار قوی است.
تلویزیون می تواند با تهیه برنامه های ملی و حماسی و پخش سرودهای نبرد با دشمن نقش اساسی ایفا کند و تهییج مردم در راهپیمایی ، انتخابات و... نیز در همین راستاست. در پایان می توان گفت تلویزیون می تواند با اجرای برنامه های حساب شده برای پشتیبانی و تضمین کارایی برنامه های دولت در ترویج فرهنگ مبارزه با مصرف زدگی و تغییر رفتار انسان های وابسته به انسان های مولد، ساعی و خلاق باشد.
به طور کلی قدرت تلویزیون در تمام زمینه های زندگی انسان ازجمله امور بهداشتی ، کشاورزی ، اطلاعات ، آموزش ، صنعت ، دین ، مهار تورم و... به کار گرفته می شود.
تلویزیون باید با حضور و نیروی خود، در خلق دنیایی که آرزومند خوب تر شدن آن هستیم ، سهیم شود. در پایان این پرسش باقی می ماند که آیا تلویزیون همیشه امکان خواهد داشت که مردم را از نظر ذهنی ، تغذیه ای کافی و سازنده بکند؛...*. تلویزیون در خانواده و جامعه نو ، نوشته امزیک ملون - مارتینز ترجمه جمشید ارجمند.



غلامرضا دیوسالار
مدیر روابط عمومی معاونت سیما
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها