
پیشینه ورود اسلام به هند به اواخر قرن اول هجری و با سقوط پادشاهی ساسانی باز میگردد. در این زمان تا قرن چهارم نفوذ اسلام در این سرزمین بیشتر از طریق دادوستد بود و اسلام از راه تجار مسلمانی که به منظور انجام امور تجاری به این کشور آمده بودند، وارد شد. تماسها و ارتباطهای گوناگون علمی و فرهنگی و ترجمه متقابل علوم اسلامی در قرن سوم و چهارم هجری زمینهساز تمدنی بزرگ در این سرزمین شد و هندیهای غیرمسلمان تحت تاثیر هندیهای مسلمان بسیاری از آداب و رسوم آنها را پذیرفتند. اولین حملات جدی اسلامی به شبهقاره هند در 2قرن 9 و 11 بود.
در اواخر قرن نهم هجری سرزمین هندوستان میان تعداد زیادی از دولتهای هندو و مسلمان تقسیم شد. با تاسیس دولت گورکانی در هند وحدت سیاسی هند تحقق یافت و نفوذ مسلمانان به حداکثر رسید. این دولت از جمله دولتهای بزرگ اسلام به شمار میآید و در تاریخ و تمدن آن نقش بسزایی دارد.
از مهمترین امپراتوریهای اسلامی هند، امپراتوری مغول بود که در سال933 هند را فتح کرد و طی سالهای اندکی بعد، قسمت اعظم شمال هند را زیر سیطره خود درآوردند. آنها بیش از 3 قرن در هند فرمانروایی کردند. بعد از آن استعمار سودجو و تفرقهافکن بریتانیا رسما با تبعید آخرین امپراتور ضعیف و پیر مغول به رانگون ـ برمه ـ و انقراض سلسله تیموریان هند آغاز شد و این زمانی بود که پس از سالها استثمار مردم هند به دست کمپانی هند شرقی، با اجرای قانونی که پارلمان بریتانیا تصویب کرد، هندوستان به طور رسمی و علنی در شمار متصرفات دولت بریتانیا درآمد و تا سال 1947 حکمرانان بریتانیایی منتصب از جانب دولت انگلیس با عنوان نایبالسلطنه پادشاه انگلیس برآن کشور حکومت راندند.با تسلط استعمارگران اروپایی بر کشورهای اروپایی بر کشورهای اسلامی 2 نوع واکنش علیه آنان به وجود آمد:
1ـ واکنش ملیگرایان که توسط روشنفکران تحصیلکرده در مدارس و مراکز آموزشی و تحت تاثیر تفکر ملیگرایی غرب قرار داشت.
2ـ واکنش دینگرایانه، این واکنش ریشه در تمدن و فرهنگ بومی جوامع اسلامی داشت.
در روند شکلگیری حرکتهای ضداستعماری هند احزاب و گروههای مختلفی تاسیس شد که بزرگترین این احزاب ـ مسلم لیگ ـ و حزب کنگره بود. بزرگترین جنبش سیاسی مسلمانان که برای استقرار حکومت اسلامی در هند میکوشید و از حکومتهای اسلامی سرزمینهای دیگر نیز حمایت میکرد، جنبش خلافت بود. این جنبش از مدافعان سرسخت اسلام سنتی بودند که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، نگرانی نابودی آن وجود داشت. ایدئولوژی بسیاری از رهبران جنبش خلافت، زمینهساز مهم افکار سیاسی مسلمانان بود که در دهه 1940 تجزیه جامعه مسلمانان را امکانپذیر ساخت. در واکنش به چنین افکار تندی، نهضت پاناسلامیسم شکل گرفت که بر وحدت سیاسی و مذهبی همه مسلمانان تاکید داشت.
جبهه مسلم لیگ و پیروان آنها بر این باور بودند که در اسلام سیاست و مذهب دو مفهوم جدا از هم نیستند.
در ادامه این روند، نهضتهای اصلاحی در هند شکل گرفت که به طور عملی به مبارزه علیه استعمار پرداختندکه عبارتند از:
1ـ نهضت شاه ولیالله دهلوی که نهضتی فکری، علمی، اجتماعی و سیاسی بود.
2ـ نهضت سیداحمدخان، وی معتقد بود باید در جهت ایجاد مفاهمت و همکاری با دولت دستنشانده بریتانیا به منظور بهرهبرداری از امکانات جدید روز در جهت رشد جامعه مسلمانان کوشید.
3ـ نهضت علامه محمد اقبال، مهمترین ویژگی اندیشه او اعتدالخواهی بود که کوشید راهی میان سنتگرایی و تجددگرایی بگشاید. اقبال را معمار پاکستان میگویند چرا که طرح تشکیل دولت اسلامی جدید را در داخل قلمرو هند بزرگ ارائه کرد.بنابراین اصل موجودیت کشور پاکستان برمبنای فرهنگ و اصالت اسلامی بنیانگذاری شده است زیرا انگیزه اسلامی تنها انگیزهای بود که مسلمانان هند را به جدایی از هندوها وا داشت. مسلمانان هندی از فعالترین اقلیتهای مسلمان جهان به شمار میروند.
به منظور آگاه کردن مسلمانان با علوم اسلامی و مسائل اسلامی ـ دارالعلوم دیوبند ـ در سال 1867 در دهکده دیوبند تاسیس شد که از قدیمیترین موسسات آموزش اسلام در هند بهشمار میرود. این مدرسه، مدرسه علوم دینی محافظهکاری بود و با تعالیم مکتب فقه حنفی مطابقت داشت و هدفش آن بود تا علمای دانشآموختهای را تربیت کند که در مقام ائمهجماعات، نویسنده، واعظ و مدرس برای صیانت وحدت جامعه مسلمانان مصرانه بکوشند.
بعد از این در سال 1875سنگ بنای دانشگاه اسلامی علیگر در شهر علیگر برای مسلمانان نهاده شد. در سال 1875در شهر علیگر مدرسهای به نام مدرسه العلوم به منظور بالا بردن سطح دانش مسلمانان تاسیس شد که بعدها توسعه یافت و توسعه آن اساس دانشگاه اسلامی علیگر را بنا نهاد و در سال1920 این دانشکده با نام دانشگاه اسلامی علیگر آغاز به کار کرد. ندوهالعلما در سال 1894 تاسیس شد تا موسسه آموزشی میانهروی باشد حدفاصل بین علیگر تندرو و دیوبند محافظهکار.
ندوهالعلما موفق نشد که هر دو نوع تعلیم و تربیت یعنی هم مذهبی و هم غیرمذهبی را در کنار یکدیگر قرار دهد. این موسسه، محیط محافظهکاری را گسترش داد. غرض از تاسیس دارالعلوم و ندوهالعلما این بود که کوشش کنند تا مسلمانان را به هویت اسلامی خودآگاه سازند و از قدرت معنوی یا جنبه الوهیت اسلامی آن جامعه حمایت کنند و به دولت هشدار دهند که علما هیچگونه تجاوزی را در زمینه مسائل تخصصی خود یعنی تفسیر و آموزش مذهبی تحمل نخواهدکرد. درک اینچنینی نتیجه این مبارزات بر چیده شدن بساط حکومت بریتانیا در هند بود که به بهای تجزیه آن کشور شد و پاکستان امروزی محصول این اتفاق است.
صدیقه بالی لاشک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم