در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

این نمایشگاه چهره گریمشده 900 بازیگر را که در 48 فیلم و 36 سریال، برزویه از آنها عکس گرفته نشان میدهد. او در این نمایشگاه برخلاف استدلال اولیه ما از عنوان این نمایشگاه، مفهوم انسان و نقش او در زندگی امروز خود را دنبال میکند و با نمایش چهره بازیگران قصد تداعی خاطرات گذشته را دارد. به مناسبت برپایی این نمایشگاه در خانه هنرمندان گفتوگویی با او انجام دادیم که میخوانید.
شما تاکنون در زمینه عکاسی خبری، مستند و فیلمهای سینمایی فعالیت داشتهاید. ایده برگزاری چنین نمایشگاهی آن هم برای نخستین بار در ایران چطور به ذهن شما رسید؟
قصد داشتم نمایشگاهی به مناسبت روز ملی سینما، جشن سینما و بازشدن خانه سینما برگزار کنم. ابتدا موضوع کارهایم سینمایی بود، اما پس از این که فیلم «هیس، دخترها فریاد نمیزنند» را کار کردم ـ همان طور که در تبلیغات فیلم مشاهده میکنید ـ میبینید مجموعه بازیگران همه «هیس» میگویند و در تبلیغات این فیلم استفاده شده است. ایده اصلی این کانسپت در آن فیلم به ذهن من رسید از همه بازیگران هیس را بگیرم، اما بعد دیدم به لحاظ زمانی این امکان برای من وجود ندارد. بعد تصمیم گرفتم از تعداد عکسهایی که به شکل روبهرو از بازیگران دارم، استفاده کنم. مجموعه حاضر از تست گریم سریال «سمندون» که سال 69 کار کردم تا فیلم هیس، دخترها فریاد نمیزنند را شامل میشود.
از آثار سایر عکاسان در این نمایشگاه استفاده نکردید؟
خیر، در طرح نخستم در مجموع 3000 عکس داشتم که قرار بود این تعداد نصب و به نمایش گذاشته شود منتهی ما به این نتیجه رسیدیم در اجرا، تماشاچی که وارد تالار زمستان خانه هنرمندان میشود، ممکن است این همه تصویر را هضم نکند. این بود که 900 عکس را در این میان برای نمایش در این سالن انتخاب کردیم.
برخی چهرهها در چند تابلو تکرار شدند!
بله، این مورد کاملا به شکل تصادفی و بدون دخالت و انتخاب ما بود. خیلی از دوستان صمیمی من که بازیگر هستند، عکسشان در این تابلوها نیست و نسبت به این امر از من گلهمند شدند.
شما تاکنون نمایشگاههای مختلف عکس برگزار کردهاید. ایده و طرح اصلی شما از برگزاری این نمایشگاه به استثنای جشن سینما چه بود؛ چون این تابلوها فقط مفهوم نقشهای سینمایی را در بر نمیگیرد؟
ایده اصلی من این بود که یک هنر مفهومی را در قالب یک مفهوم نشان دهم. این که همه ما در زندگیهای کنونی و اصلیمان نقش اول را خودمان بازی میکنیم. انسان امروز میگوید تابع شرایط است و شرایط بر آن سیطره دارد، اما در واقعیت این طور نیست. مطلب این است که من و شما الان یک نوع دیالوگ داریم و با خانواده، دوستان و دیگران نوع بیان دیالوگهایمان متفاوت است. هر کدام از این دیالوگها بازی یک نقش در جامعه است. اتفاقی که طی چند روز برگزاری نمایشگاه برای مخاطبان افتاد و موجب موفقیت من در هدفم شد، این بود که آدمها با چهرههای من در آیینهها از خودشان عکس میگیرند و در میان این همه تصویر خودشان را پیدا میکنند؛ دقیقا این همان چیزی بود که من میخواستم. به این نکته رسیدم که مخاطب خودش را در این نمایشگاه پیدا میکند.
تابلوهای عکس این نمایشگاه همه به یک اندازه و سیاه و سفید است و بین آنها جای خالی تابلو وجود دارد و در مواردی هم آیینه گذاشته شده است. با این نوع چیدمان هدف خاصی را دنبال میکردید؟
سیاست من در سیاه و سفید بودن این تابلوها، رویکرد آنها به گذشته را نشان میدهد. قصد نداشتم آنها را مهم جلوه ندهم، بلکه میخواستم بگویم اینها گذشتند و تمام شدند. حال، تو ای مخاطب، خودت را در آیینه به شکل رنگی نگاه کن. این جاهای خالی دو مفهوم دارد؛ یکی به لحاظ گرافیکی که باید چشم در فضاهایی استراحت کند و دوم این که میتواند عکس مخاطب بعداً در این فضاها قرار گیرد. همیشه دوست داشتم این کار را با آیینههای مونوکروم اجرا کنم، زیرا این آیینهها به شکلی است که تصاویر را به شکل سیاه و سفید نمایش میدهد. مفهوم بعدی ما در همین باره است.
در برگزاری این نمایشگاه در خانه هنرمندان و نمایش عکسهای بازیگران مختلف با محدودیتی روبهرو نشدید؟
هیچ مشکلی نداشتم و اتفاقا همه از برگزاری این نمایشگاه استقبال کردند. چون ایده، ایده نویی بود و در اجرا دست من کاملا باز بود. حتی موافق بودند 3000 عکس را نمایش بدهم.
البته تصور میکنم در این فضای محدود این امکان وجود نداشت.
یکی از حسنهای تالار زمستان دایرهایشکلبودن آن است که حرکت زندگی در آن جریان دارد و مخاطب در دایره زندگی این تصاویر را میبیند.
عنوان این نمایشگاه نقش اول است. عکسهای که در این نمایشگاه به نمایش درآمده، نقشهای اولی است که این بازیگران در فیلمها بازی کردهاند یا این که به آنها برای بازی پیشنهاد شده است؟
هیچکدام. نقش اول، مخاطب است. اسم نمایشگاه، اسم بازدیدکنندگان است و ارتباطی به بازیگرانی که تصویر آنها در تابلوها وجود دارد، ندارد. خیلی از این بازیگران حتی گریم شدند و در آن پروژه بازی نکردند یا این که تست گریم دادند و اصلا وارد بازی در سینما نشدند و از این حرفه بیرون رفتند! اینها فقط صرفا جنبه همذاتپنداری دارد. ما در سینما با نقش اول فیلم میخندیم، اشک می ریزیم و زندگی میکنیم. اتفاقی که در نمایش این عکسها میافتد، این است که هر کدام از ما با آن نقش و هنرپیشه خاطره داریم. مخاطب حین این که دنبال کاراکتر مورد علاقهاش است در آیینهها تصویر خود را میبیند. این موضوع برای مخاطبان خیلی جذاب است.
تیر سال گذشته، نمایشگاه عکس «110 چهره سینمای ایران» توسط شهابالدین عادل در پردیس ملت برگزار شد. در آن نمایشگاه چهره بازیگران را بدون گریم میدیدیم. شما تاثیری از آن نمایشگاه نگرفتید؟
نمایشگاه استاد عادل بیشتر پرترههای خود هنرمندان و تصاویر رنگی بود، اما در این نمایشگاه اصلا من منظورم تست گریم هم نیست، بیشتر کاراکتر و نقش است و به دنبال برجسته کردن موضوع یا آدم خاصی نیستم.
این نمایشگاه بدون اطلاعرسانی از موضوع آثار در تالار زمستان خانه هنرمندان برگزار شد. استقبال مخاطبان چطور بود؟
استقبال از جانب هنرمندان و مخاطبان عام خوب بود و این موضوع برای من جالب بود، زیرا نشان داد سینمای ما دووجهی است؛ هم مخاطب عام دارد و هم مخاطب خاص. نکته جالب این که این تصاویر سیاه و سفید است و شاید در نگاه اول تصور کنیم با مخاطب عام ارتباط برقرار نمیکند، اما مخاطبان کنار این عکسها میایستادند و عکس یادگاری میگرفتند.
سمیرامیس محمدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: