در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید نخستین هنری که ناصرالدینشاه با آن سر و کار پیدا کرد عکاسی بود. سیزده ساله بود که دوربینی هدیه از طرف ملکه ویکتوریا به دست او رسید. بعدها یک معلم زبان فرانسه دارالفنون برای نخستین بار از آن دوربین استفاده کرد و از شاه عکسی گرفت. همین موضوع باعث شد عکاسی بر دل و جان نوجوان آن روز و شاه بعدی ایران بنشیند. ناصرالدینشاه در دوران سلطنت خود برای توسعه عکاسی در ایران اقدامات مهمی کرد و حتی دستور تولید و ترجمه متون آموزشی این رشته را هم داد. در عین حال عکاسانی در دربار و حتی خود او به ثبت و ضبط وقایع و تصویر افراد مختلف پرداختند. تصاویری که امروزه به عنوان منبعی مهم برای مورخان و سایر محققان دوره ناصری استفاده میشود. نکته جالب توجه این است که از حرمسرا و زنان ناصرالدینشاه هم تصاویری به جای مانده است که نگاه متفاوت پادشاه قاجاری به حریم خصوصی خود را نشان میدهد.
اما به غیر از عکاسی، ناصرالدینشاه با ادبیات هم سر و کاری داشت. در برخی از منابع چنین آمده که او نویسنده یک داستان به نام حکایت پیر و جوان است. از سوی دیگر میدانیم که ناصرالدینشاه حداقل هشت سفرنامه منثور دارد که منابع مهمی برای ادبیات و تاریخ ایران هستند. شاه قجری به کتب خطی هم علاقه خاصی داشته و ظاهرا کتب مختلف را برای نگهداری در کتابخانه سلطنتی جمع میکرده است.
از ادبیات که بگذریم؛ شاه شاهان ایران علاقه زیادی هم به خوشنویسی داشته است. نقل است آثاری هم از او به خط نستعلیق و شکسته موجود است. استادان زیادی هم در دوران او در این هنر اصیل ایرانی ظهور کردند که مهمترین آنها میرزا مهدی کلهر است. یکی از کارهای مهم ناصرالدینشاه در زمان خود، دستور به کتابت کتاب هزار و یک شب بود که همراه با تصویر نگاریهای بسیار نفیس انجام شد و برخی آن را در ردیف کارهای ارزشمند هنر ایران قرار میدهند.
موسیقی هم در دوران ناصرالدینشاه در اوج بود. شاه قاجاری به دلیل علاقه ذاتی خود به خوشگذرانی هم که بود هنر موسیقی را گرامی میداشت. کار به جایی رسید که با وجود تعصبات مذهبی آن زمان دو تن از دختران شاه، پیانو آموختند. استادانی همچون علی اکبر خان فراهانی هم در این دوران ظهور پیدا کردند. تاسیس نخستین دسته موسیقی سلطنتی، راهاندازی درس موسیقی در دارالفنون و تاسیس لقب سرورالملک برای موسیقیدانان برتر عصر ناصری همه نشاندهنده جایگاه والای این هنر در اندیشه و عمل ناصرالدینشاه دارد.
نمیشود سخن از هنر باشد و یادی از نمایش نشود. البته نمایش به شیوه امروزی در زمان ناصرالدینشاه نبود، لکن تعزیه ارج و قربی در میان مردم و البته سلطان داشته است. ناصرالدینشاه هم با اضافهکردن تعزیههای غیرمقدس و غیردینی به این نمایش مذهبی تلاش میکند آن را از حالت همیشگی عزا درآورد. ضمنا نمایشخانهای بزرگ به نام تکیه دولت با گنجایش نزدیک به 20 هزار نفر تاسیس میکند تا در آنجا تعزیه برقرار شود. نقل است در آن زمان در ماه محرم، نزدیک 300 مجلس تعزیه برقرار بوده است.
ناصرالدینشاه در معماری هم آثار به یاد ماندنی از خود بجا گذاشت. از شمسالعماره گرفته که به دستور پادشاه و ظاهرا برای دیدن تهران آن هم بعد از الگوبرداری از ساختمانهای فرهنگستان تاسیس شد تا تالار سلام و آینهای که بعدها به عنوان شاهکارهای معماری در مجموعه کاخ گلستان تبدیل به آثار گردشگری شدند و البته تکیه دولت با آن ساختمان عظیم و ظرفیت بزرگ.
در عین حال مواردی هم بود که به عنوان نقاط ضعف فرهنگی شناخته شود. مثلا سانسور گستردهای که بر مطبوعات حاکم بود؛ به نوعی که نشریه وطن که نشریه دولتی هم بود به دلیل سخن از آزادی و برابری توقیف شد و ادارهای برای سانسور مطبوعات و کتاب در این دوره تشکیل شد.
در عین حال نفس دولتی بودن هنر در زمان ناصری میتواند به عنوان یک نقطه ضعف جدی شناخته شود، هرچند این قسمت از کارنامه شاه شاهان ایران، نمرههای بهتری دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: