برایت لبخند می ‌بارم

به استقبالم می‌آیی، با لبخندی که از آفتاب به ارث برده‌ای و نگاهی که با خودت از بهشت آورده‌ای. حالا تمام بهار به پایم می‌ریزد. حالا من دوباره قد می‌کشم در چشم‌هایی که خلاصه بهشت است.
کد خبر: ۵۹۹۹۶۵

به استقبالم می‌آیی، به استقبال من، که هفت بندم سرشار از شکستگی و خستگی است و کلافگی اداری از سر و رویم می‌بارد​ و تو اینها را می‌بینی، می‌شکنی و پیر می‌شوی.

به استقبالم می‌آیی، با دست‌هایی که ایمان مجسم‌اند، با لب‌هایی که هنوز طراوت ترانه‌های بومی را برایم تلاوت می‌کنی​ و من هر بار رقص سلول‌هایم را به پای ترانه‌هایت به تماشا می‌نشینم.

به استقبالم می‌آیی تا دم در، تا آنجا که خط قرمز من و همسایگان است،‌ تا آنجا که باید اذن دخول گرفت، تا آنجا که لت‌ها در​ دندان‌های به هم فشرده دیوارند و با آمدنم دیوار لبخند می‌زند و دعاهایت مستجاب می‌شود.

اما من، منی که این روزها تنها مرد شناسنامه‌ای تو شده‌ام با فرزندانی که روزی نسبشان به آفتاب می‌رسید​ و من برای بازی‌های کودکانه‌شان صلوات نذر می‌کردم، خزانی‌تر از آنم که بتوانم به پایت جوانه بزنم تا جوان بمانی، برایت شکوفا بشوم تا به بهار برسی، به قدم‌هایت بریزم تا قد بکشی و درست بودنت را درشت بنویسی.

این منم، مرد هزاره‌های نیامده تو که روزی اردیبهشت اردیبهشت به پایت بهار می‌شد، می‌بارید تا تو بدوی و بروی تا آسمان، تا آنجا که سبزی درختان جا را برای پرندگان تنگ می‌کند.

این منم، مرد آرزوهای دور و دراز و درست تو، مردی که قرار است از دست‌هایت پلی بزند تا خود خدا، تا آنجا که همهمه بال فرشتگان حوصله ملک‌الموت را هم سر می‌برد.

این منم اعتماد مجسم تو، همان که با چشم‌هایم به تماشای هیمالیا، ‌البرز و شالیزارهای گیلان می‌رفتی. همان که دست‌هایم برکت سفره تو بود و نگاهم تو را به حرکت درمی‌آورد و می‌رفتی تا برای نیایش قضا نشده‌ات سجده شکر بگزاری.

من مرد توام، ولی پیرتر از دیروز، شکسته‌تر از روزهای قبل دست در دست عصایی که گاه از پاهایم نیز عقب می‌ماند.

من مرد توام، همان که من وضو به فرادا می‌گرفتم و تو با وضوی من نماز را به جماعت می‌خواندی. من مرد توام، همان که قناری قصه‌گویت بود. ولی امروز خسته‌تر از آنم که بتوانم زبانم را از گیر و دار لکنت برهانم. مرا دریاب و بگذار دردهایم را پشت در بگذارم. کمک کن بتوانم برایت لبخند ببارم و به پایت بلند بایستم.

علی بارانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها