در ایران چند جمعیت مختلف اسب داریم؟
جمعیتهای مختلف اسب ایرانی برحسب مناطق پراکنش یا اقوام پرورشدهنده آنها نامگذاری میشوند. معروفترین این جمعیتها عبارتند از: اسبهای ترکمن در شمال شرق، اسبهای قرهباغ در شمال غرب، اسبهای کرد در غرب و مرکز، اسبهای درهشوری یا قشقایی در مرکز و جنوب غرب، اسبهای عرب ایران در غرب و جنوب غرب، اسبهای سیستانی در شرق و جنوب شرق و اسبهای کاسپین و تالشی در شمال کشور. البته در حال حاضر همه این جمعیتها در مناطق مختلف ایران پراکنده شده و یافت میشوند.
اسبهای شمال کشور چه ویژگی منحصربهفردی دارند؟
سابقه معرفی اسبهای شمال کشور به دنیا به تلاشهای مرحوم خانم لوئیز فیروز برمیگردد که سال 1344 تعداد محدودی از این حیوانات را از اطراف شهرستانهای آمل و بابل خریداری کرده و برای پرورش به اطراف تهران منتقل و سپس با نوشتن مقالاتی آن را به سراسر جهان معرفی کرد. در سال 1350، این اسب به خانواده سلطنتی انگلیس اهدا شد و به دلیل علاقه آنها به اسب کاسپین، انجمن سلطنتی اسب کاسپین در انگلستان تاسیس شد. علاوه بر این در سالهای مختلف این حیوان به کشورهایی نظیر آمریکا، استرالیا، نیوزیلند، بلژیک، نروژ، فرانسه و ژاپن وارد شده است. با وجود این که زیستگاه اصلی این حیوان در نواحی شمالی ایران بوده ولی در حال حاضر در بسیاری از نقاط جهان تحت عنوان English Caspian Pony شناخته میشود. چند انجمن ثبت شده برای این نژاد نیز در دنیا فعال است.
شما دقیقا چه مطالعهای در مورد اسب انجام دادید؟
طبق دستهبندی اولیه، فقط بخشی از اسبهای ریزنقش شمال کشور بر مبنای قضاوت ظاهری «کاسپین» نامیده شده و بقیه آنها از این دستهبندی خارج شدند، اما پرسش بزرگی که ایجاد شد این بود که چطور ممکن است این نژاد که تصور میشد منقرض شده است، طی چند هزار سال در شمال کشور زندگی کرده و خود را از آمیزش با اسبهای بومی شمال ایران مصون نگه داشته باشد. خانواده اسبسانان یکی از خانوادههای جانوران هستند که آمیزشهای بین گونهای در میان آنها بسیار زیاد است. مثال معروف آن هم تولید قاطر از آمیزش الاغ و اسب است. بنابراین، این پرسش تقویت میشد که چگونه ممکن است دو جمعیت اسب (کاسپین و بومی شمال کشور) سالهای متمادی در کنار هم زندگی ولی هنوز هر کدام از آنها استقلال خود را حفظ کرده باشند. به همین دلیل این ایده شکل گرفت که قرابت ژنتیکی اسبهای کاسپین با اسبهای بومی شمال کشور سنجیده شود. البته در عمل این کار بسیار گسترش داده شده و به بررسی قرابت ژنتیکی سایر جمعیتهای اسب ایران نیز تسری داده شد و چون کل پروژه تحت مدیریت پژوهشکده بیوتکنولوژی ایران (مدیریت منطقه شمال کشور ـ رشت) و در قالب یک رساله دکتری انجام شد، از پراکندگی رایج در چنین مطالعاتی کاسته شد. این پژوهش با هدف بررسی ساختار، تنوع و قرابت ژنتیکی جمعیتهای اسب ایرانی با بهرهگیری از نشانگرهای سوماتیکی، بررسی قرابت خطوط پدری جمعیتهای اسب ایرانی با استفاده از نشانگرهای موجود روی کروموزوم Y، بررسی قرابت خطوط مادری جمعیتهای اسب ایرانی با مطالعه بخشی از ژنوم میتوکندریایی و بررسی مقایسهای کاریوتیپ جمعیتهای مختلف اسب ایرانی طراحی و اجرا شد.
خب، نتیجهاش چه شد؟
نتایج کار نشان میداد تنوع در جمعیتهای اسب ایرانی هنوز در سطح مناسبی بوده ولی مقداری هم افت تنوع و بالا رفتن همخونی هرچند به میزان ناچیز مشاهده میشود. علاوه بر این به طور کلی و با توجه به منشأ جغرافیایی جمعیتهای مزبور میتوان پیشنهاد کرد آنها در دو دسته اسبهای البرز (شامل کاسپین و بومی شمال کشور) و اسبهای زاگرس (شامل ترکمن، عرب ایران، کرد، قرهباغ و دره شوری) تقسیمبندی شوند. تنها استثنا در این تقسیمبندی، اسبهای ترکمن بودند که با وجود خاستگاه جغرافیاییشان در دسته اسبهای زاگرس قرار میگرفتند. علاوه بر این، شواهد و قراین حاکی از آن بود که تفاوت معنیداری میان اسبهای کاسپین و بومی شمال کشور وجود ندارد.
خیلی از پژوهشها صرفا نظری بوده و کاربرد اقتصادی چندانی ندارد. آیا این کار هم این گونه است یا این که میتواند بهره اقتصادی هم داشته باشد؟
اسبها در بیشتر نقاط دنیا، بویژه کشورهای پیشرفته، از سازمانبندی خاصی برخوردار بوده و برای آنها انجمنهای نژادی تشکیل میشود. انجمنها هر ساله آمیزشها و زایشهای مربوط به هر نژاد را ثبت میکنند. زیرا معین بودن پدر و مادر اسب، حفظ خون و اصالت نژادی برای پرورشدهندگان و دوستداران اسب اهمیت زیادی داشته و معلوم نبودن این موارد سبب میشود اسب را بهعنوان بیریشه و بیهویت بشناسند. به همین دلیل است ثبت آمیزشها و زایشها که از سوی این انجمنها صورت میگیرد از اهمیت بالایی برخوردار است. معمولا انجمنهای هر نژاد به صورت دورهای یا سالانه کتابی با عنوان کتاب نژادی چاپ میکنند که دربردارنده شجرهنامه اسبهای مورد تائید آن نژاد است. علاوه بر این با صدور شناسنامه، سند مالکیت و گذرنامه، برای اسب مدارک اثبات هویت نیز فراهم میآورند.
پس اسبها هم شناسنامه دارند! حالا فرض کنید فردی ادعا کند اسب من فرزند فلان اسب معروف و گرانقیمت است، ولی در کتاب آن نژاد ثبت نشده است. از کجا میتوان به صحت این گفتار پی برد؟
به طور کلی، چه برای اطمینان از صحت ثبت آمیزشها و زایشها و چه برای راستیآزمایی موارد ادعایی و ثبت نشده، از آزمایشهای ژنتیکی تحت عنوان آزمون انساب استفاده میشود. اگر نتایج آزمایش صحت ادعا را ثابت کرد، نام حیوان در کتاب نژادی درج میشود.
حال اگر پدر و مادر این اسب مرده باشند چه باید کرد؟
در صورتی که اطلاعات ژنتیکی اسب مرده هم قبلا ثبت شده باشد، میتوان صحت و سقم ادعای منسوب بودن به آن را نیز سنجید. آزمایشگاههای مرجع آزمون انساب، بانکی از اطلاعات ژنتیکی اسبهای ثبت شده خود (اعم از زنده یا مرده) دارند. در واقع هر چه تعداد اطلاعات ثبت شده در یک انجمن یا آزمایشگاه بیشتر باشد، اعتبار و قدرت آزمون آن نیز بیشتر میشود.
آیا در حال حاضر این آزمایشها در ایران امکانپذیر است؟
تا چند سال گذشته، نمونههای خون یا موی حیوانات مورد نظر را برای آزمایش به خارج از کشور میفرستادند، اما این کار دو اشکال اساسی داشت. اول این که ارز زیادی از کشور خارج میشد، اما ضرر دوم که به مراتب سنگینتر بود، خروج ماده ژنتیکی از کشور بود. ریختههای ژنتیکی هر کشوری، ذخایر ملی آن کشور محسوب شده و از اهمیت اقتصادی، امنیتی و حتی نظامی برخوردار بوده و خروج آنها بویژه در کشورهای پیشرفته تابع مقررات بسیار سختگیرانهای است. شاید جالب باشد بدانید که در همین پروژه ما میخواستیم چند نمونه معدود از اسبهای کاسپین خارج کشور تهیه کنیم ولی با مقاومت شدید آنها روبهرو شدیم و نهایتا هم در اختیارمان قرار ندادند!
آیا انجمنهای اسب ایرانی هم کتابهای نژادی را منتشر میکنند؟
در گذشته کارهای پراکندهای در این حوزه انجام شده و کتابهایی برای نژادهای عرب ایرانی، کرد، ترکمن و کاسپین منتشر شده است که اغلب آنها مربوط به پیش از انقلاب بوده و جدیدترین آنها که کتاب دوم اسب عرب ایران است، مربوط به سال 2001 است!
پس اسب کاسپین ایران هم کتاب نژادی ندارد!
متاسفانه پاسخ منفی است. انجمن کاسپین انگلستان با انتشار کتاب نژادی اسب کاسپین، بخش عمده اعتبار این نژاد را به نام خود تمام کرده است. اسب کاسپین متعلق به کشور ما بوده و متاسفانه حال اگر ما بخواهیم اسبهای کاسپین ایران را در کتاب نژادی آنها ثبت کنیم، باید هزینهاش را تقبل کرده و در صورت تائید هم شناسنامه اسب کاسپین انگلیسی برایشان صادر میشود! متاسفانه بسیار میبینیم روستاییان زحمتکش ما، بخصوص در منطقه شمال کشور، اسبهای خود را به قیمت بسیار نازلی معامله میکنند. در حالی که اگر همین اسبها شناسنامه داشته و آموزشهای لازم را دیده باشند، با قیمت بسیار بالاتری میتوان آنها را فروخت. صنعت اسب ایران اگر بخواهد سرپا بایستد، باید جذبه اقتصادی بخصوص در بازارهای جهانی داشته باشد. باید قدر این ثروت بر جای مانده از پیشینیان را دانسته و با حرکت در مسیر قانونمند کردن آن و رعایت استانداردهای جهانی، از آن در جهت تولید ثروت و اشتغال جوانانمان بهرهبرداری کنیم. در پایان لازم است تاکید کنم که اجرای این پژوهش بدون همکاری همهجانبه مدیریت بیوتکنولوژی کشاورزی شمال کشور، آقای دکتر ترنگ و راهنمایی استادان بزرگوار آقایان دکتر امیرینیا و دکتر نجاتی امکانپذیر نبود که به این وسیله از زحمات این عزیزان تشکر میکنم.
آزمونهای انساب و انتساب
آزمون انساب (تشخیص والدین فرد) و انتساب (تخصیص فرد به یک جمعیت پایه) از دیرباز توسط بشر مورد توجه قرار گرفته و همگام با پیشرفت علوم، تکنیکهای بهکار گرفته برای آنها نیز تکامل یافته است. این آزمونها پیش از بهکارگیری در زمینههای جانوری برای مباحث حقوقی و جنایی در جوامع انسانی مورد استفاده قرار گرفتهاست. در بین حیوانات اهلی، ثبت شجره صحیح برای اسبها از جایگاه خاصی برخوردار بوده و مسبوق به سابقه تاریخی است؛ بنابراین در اختیار داشتن روشی دقیق و علمی که بتوان بهکمک آن صحت شجرههای ثبت شده را پایش کرده و تقلبات احتمالی را کشف کرد، از دغدغههای همیشگی پرورشدهندگان نژادهای مختلف اسب بوده است. در سالهای گذشته امکان اجرای این آزمونهای در داخل کشور وجود نداشته و استفاده از این خدمات بستگی به خروج ماده ژنتیکی و تحمل هزینههای سنگین ارزی بوده است. خوشبختانه با همت محققان داخلی، نسبت به قطع وابستگی در این بخش اقدام شده و امکان انجام این آزمونها با هزینههای بسیار کمتر در مراکز تحقیقاتی دولتی نظیر موسسه تحقیقات علوم دامی کشور و پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران و برخی مراکز خصوصی وجود داشته و ضمن جلوگیری از خروج ماده ژنتیکی بهعنوان ذخیره ملی، صرفهجویی ارزی مناسبی در پی خواهد داشت.
صالح سپهریفر / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم