سه شنبه 24 آبان 1373
در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. اعضای هیات امناء دانشگاه تربیت مدرس توسط وزارت فرهنگ و آموزش عالی معرفی شدند ، که به تصویب رسید; آقایان دکتر مصطفی معین ، مهندس میرحسین موسوی.
کد خبر: ۵۸۷۸۶
دکتر عیسی کلانتری ، دکتر علی اکبر صالحی ، دکتر محمدرضا
عارف و دکتر احمد احمدی. مصوباتی هم درباره تغییر اساسنامه این دانشگاه مطرح شد ، که چندان مهم نبود.
سازمان اوقاف پیشنهاد کرده بود قاریان مسابقات بین المللی قرآن که هر سال رتبه اول را به دست
می آورند ، بدون کنکور وارد دانشگاه شوند. در این جلسه به تصویب رسید که سالانه دو نفر که
رتبه اول مسابقات بین المللی در داخل و یا خارج کشور را به دست می آورند ، وارد دانشگاه شوند.
اصلاح اساسنامه فرهنگستان ها موضوع دیگری بود که مطرح شد و ریزه کاری های زیادی داشت.
در حاشیه این جلسه ، آقای دکتر احمدی درباره نظرات آقای دکتر شهیدی که اخیرا مطبوعات آن
را منعکس کرده بودند ، تاکید داشت که نظام آموزشی ما عالم پرور نیست و شورای عالی انقلاب
فرهنگی باید این مسائل را حل کند. دکتر شهیدی از مدرک گرایی در دانشگاه ها که جایگزین
عشق و علاقه به علم شده گله داشته و گفته است بعد از انقلاب من امیدوار بودم لااقل در زمینه
ادبیات و حقوق و تاریخ و فلسفه ، مساؤله مدرک گرایی و نظام واحدی از میان برود ، که نشد. در
نظام جدید ، همه نمی آیند درس بخوانند تا چیزی یاد بگیرند; بلکه درس می خوانند تا زندگی شان
اداره شود.
مساؤله مهمی را دکتر شهیدی متذکر شده اند. سنت گذشته علمی از مدرک گرایی فاصله داشت. هر
کس در آن ساحت گام برمی داشت ، باید عشق و علاقه به علم ، او را به آن وادی کشانده
باشد ; بنابراین عالمان بزرگی در حوزه ها تربیت می شدند. جریان مدرک گرایی تا حدی متاثر از
مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی هم بود. این گونه نظامهای یکسویه نمی تواند نخبگان
تشنه علم را سیراب کند; اما از طرفی نمی توان همان الگوی گذشته را در دانشگاه ها تسری داد. به
هر حال ، مدرک نشانه ای از حد و حدودی از علم است ; هر چند نشانه کاملی نیست. مشکل در
این است که ما از ترس تقلب در کارها، همه اختیارات را از دانشگاه ها گرفته ایم و آن را در وزارت علوم متمرکز کرده ایم و آنجا نیز قاعده ای کلی می گذارد و این مصیبت ایجاد می شود. اگر
دانشگاه ها اختیارات کافی برای انتخاب دانشجو حداقل در مقطع فوق لیسانس و دکتری داشته
باشند ، می توانند بهتر گزینش کنند. مشکل این است که در اداره حکومت ، هر چه با قشر
فرهیخته تری مواجه باشیم ، باید نظارتهای حکومتی کاهش یابد و کار را به خود آنان بسپاریم ; نه
این که مکانیزم های نظارتی ، از مرحله مهدکودک تا دانشگاه ، یکسان باشد. شورای عالی انقلاب
فرهنگی باید این ریسک را بپذیرد و اختیارات دانشگاه ها را در جذب دانشجوی مستعد ، اجرای
روشهای آموزشی ، تدوین کتابها و... زیاد کند.
روزنامه جمهوری اسلامی درباره نظر آقای مهاجرانی - معاون حقوقی رئیس جمهور -
درخصوص تغییر قانون اساسی برای ادامه دوره ریاست جمهوری ، نقد خوبی با عنوان «صیانت
به جای تغییر» نوشته است. حرف اصلی نگارنده این است که برخی افراد در جایگاه هایی هستند
که در اظهارنظر به تبعات سخنان خود نمی اندیشند.
آقای تقوی ، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ، در شورای عالی انقلاب فرهنگی به این نقد اشاره
کرد و اعتراض داشت که چرا آقای هاشمی جلوی افراد زیر نظر خود را نمی گیرد.
آقای هاشمی گلپایگانی [وزیر علوم] به آقای تقوی اعتراض داشت و می گفت شما که در برنامه
دوم تصویب کرده اید دانشگاه ها حق گرفتن شهریه از دانشجویان را ندارند، آیا بودجه لازم را برای
این امر در نظر می گیرید؛ این هم مطلبی است. دانشگاه ها و اساتید همگی از مشکلات بودجه ای
می نالند و از طرفی این گونه شهریه گرفتن باعث نوعی تبعیض بین دانشجویان می شود بنابراین
بودجه وزارت علوم باید تغییر جدی کند.