در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

البته به شکل جالبی در مجاورت مسجد و در میانه آن شلوغی سفارت کشور اروپایی رومانی هم قرار گرفته و خانه مداحان کشور هم در آن نزدیکی است. ترافیک این چهارراه هم در برخی اوقات زبانزد خاص و عام است و البته بورس پرده و رومبلی. با این حال شاید برای بسیاری از افراد هیچ یک از این مسائل به اندازه آن ساختمان قدیمی در حال ویران مهم نبود؛ ساختمانی به نام پرچم.
ساختمان پرچم یا ایران اسکرین در چهارراه فخر آباد بالاتر از میدان بهارستان، دفتر شرکت ایران اسکرین بود. بعد از گذر از راه پلههای تنگ که اطراف آن را موفقیتهای شرکت و پرچمهای گوناگون پر کرده بود؛ به واحدی میرسیدی که برخلاف نمای به غایت قدیمی و در حال ویران ساختمان، محیطی شیک وجود داشت که در آن معاملات پرچم صورت میگرفت. فروش تکی هم وجود داشت اما ماجرا معمولا از یک پرچم گستردهتر بود. ولی مردم بیش از هر چیز این ساختمان را به پرچمهایی میشناختند که بر سقف آن بود.
پرچم کشورهای مختلف به جز ایالات متحده و به صورت یکی در میان پرچم ایران. این پرچمها موفق شده بودند خود را بهعنوان یک عامل محیطی جدی در ذهن مردم جا بیندازند به طوری که محلیها به نام ساختمان آدرس میدادند. مثلا «روبهروی ایران اسکرین یا روبهروی ساختمان پرچم».
اما حالا دیگر از آن ساختمان قدیمی چیزی باقی نمانده است. در حالی که قرار بود به حرمت قدمتش یا به حرمت اینکه ظاهرا اولین هتل آپارتمان بوده یا حداقل به حرمت مسجد فخرآباد، تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی قرارگیرد؛ مالک ساختمان کار را با کوبیدن آن و ساختن یک مجموعه بزرگ تجاری یکسره کرد و حالا دیگر تهران جاییرا ندارد که آن قدر پرچم بالای یک ساختمان باد بخورد و به زندگی روزمره عدهای از مردم تبدیل شده باشد.
اما تهران بورس پرچم دارد. از میدان حسنآباد تهران بهسمت شرق یا به خصوص به سمت غرب که بیایی مغازههای مختلفی را میبینی که انواع لباس نظامی دارند و البته یکی از کارهایشان فروش پرچم است. برخی پرچمها آماده هستند و برخی دیگر را باید سفارش داد. در خیابان پیروزی تهران هم مغازههایی بودند و حالا هم تک و توک هستند که لباس نظامی را با پرچم کشورها و سازمانهای مختلف به فروش میرسانند.
خود این مساله که بورس پرچم تهران و اغلب مغازههای فروش آن نزدیک اماکن نظامی هستند نکته جالبی است. هم مغازههای خیابان پیروزی و هم بورس حسن آباد در نزدیکی پادگانهای مهم ارتش هستند. ارتش جمهوری اسلامی ایران هنوز به عنوان یک نیروی کلاسیک نظامی کشور شناخته میشود و حجم بزرگی از تعاملات بینالمللی کشور در عرصه نظامی بر دوش این نیرو است.
پس بعید نیست محل فروش کالاهای تشریفاتی نزدیک چنین ساختمانهایی باشد.
البته مشتری اصلی چنین فروشگاههایی در ایران نه ارتش که دولت است. دولتی که تقریبا هر روز تعاملات بینالمللی در سطوح مختلف دارد و برای اتومبیل مهمانان خارجی، سردر محل اقامت آنان و محل کنفرانس یا جلسه نیاز به پرچم در ابعاد مختلف دارند. دست بر قضا محل اصلی دولت و تیم تشریفاتی آن هم چند دقیقهای با میدان حسنآباد بیشتر فاصله ندارد و از این زاویه باید به مکان یابی مغازهداران این بورس آفرین گفت. منطقه ناصر خسرو، میدان انقلاب و میدان فردوسی هم از دیگر مراکزی است که میتوان پرچم کشورهای مختلف را از آنجا تهیه کرد.
مشتریان دیگر این مغازهها جوانانی هستند که به هر دلیلی احساس میکنند پرچم کشورهای مختلف را برای تزئین اتاق یا خودروی خود نیاز دارند. از پرچم برزیل برای طرفداران صنعت و آبادانیها گرفته تا پرچم کوبا برای آنان که عشق فیدل کاسترو و مبارزات چریکی در آمریکای لاتین هستند.
نکته قابل توجه این است که فروشنده به هیچ عنوان از شما نخواهد پرسید پرچم این کشور را برای چه منظوری میخواهید. حتی اگر درخواست شما برای پرچم یک سازمان بینالمللی چون صلیبسرخ باشد. همه آنان فقط به این فکر میکنند که جنس خوب به مشتری بدهند و پولشان را بگیرند و کاربرد چنین پرچمی برایشان اهمیت ندارد. البته قاعدتا در مورد پرچم رژیم صهیونیستی حساسیت خاصی وجود دارد زیرا اساسا موجودیت آن حاکمیت زیر سوال است و به تبع نماد آن موجودیت هم. اما برخی پرچمها در تهران بورس دیگری دارد؛ بورسی که بسیار داغ است اما حداکثر طول عمر خرید و فروش در آن به اندازه چند ساعت است.
فروشندگان پرچمی که در کناره ورزشگاه آزادی میایستند به این امید دارند که بازیهای خوب هر یک از دو تیم محبوب پایتخت، استقلال یا پرسپولیس در کنار حساسیت بازی، تماشاگرانی را که در بدترین شرایط بیش از 5000 نفر هستند به این فکر بیندازد پرچمی به رنگ تیم محبوبشان تهیه کنند. البته کار برخی تماشاگران از این فروشندگان گذشته است مثل چند تماشاگری که با مشقت تمام پرچم 250 متر مربعی استقلال را برای هر بازی به ورزشگاه آزادی میآورند. پرچمی که حدود هفت نفر را در سرتاسر بازی به خود مشغول میکند و وقتی باز میشود تقریبا روی سر 2000 نفر را میپوشاند.
حس جالبی است گشتن میان پرچم کشورهای مختلف در دل یک مغازه در میانه تهران. آدم حس «بینالمللی» شدن دارد و انگار با دیدن هر پرچم دارد به آن کشور سفر میکند. این سفرهای خیالی در دورانی که دلار قیمتی نجومی پیدا کرده خیلی شیرین است. از این حس شیرینتر حس خرید پرچم است با کمی تخمه وقتی هیجان ورزشگاه را داشته باشی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: