دانش رباتیک را دانشی می دانند که آینده ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اما همین دانش فردا، هماکنون، پرده از رازهای گذشتگان میگشاید. در بسیاری از بناهای باستانی با مداخلی مواجه هستیم که ورود به آنها بدون تخریب کامل بخشی از بنا ممکن نخواهد بود، چه رسد به انجام عملیات کاوش در آن و اتفاقا در حل معماهای باستانشناسی - همانند معماهای پلیسی - کوچکترین سرنخها راهنمای رسیدن به بزرگترین یافتههاست و به همین دلیل نمیتوان از این گوشه و کنارها براحتی گذشت.
در اینجاست که دانش رباتیک - که از اعماق آبها تا بیکران فضا را به سیطره خود درآورده است - به خدمت گرفته میشود. رباتهای کاوشگر به بررسی و کاوش نقاطی میپردازند که از عهده آدمی خارج است. نمونه بارز چنین کاوشی در سالهای اخیر و درباره هرم برگ خئوپس در جیزه به انجام رسید. 2 تونل مایل که از اتاق مقبره به سوی آسمان شمالی و جنوبی کشیده شده و همواره مورد سوال و محل حدس و گمانهای مختلف بوده اند به این روش مورد کاوش قرار گرفته است. همین تونلها بود که باعث شد بسیاری از دانشمندان امکان ارتباط این بنا با کاربریهای نجومی را مطرح کنند و حداقل ثابت کنند مصریان باستان این بنا را بر مبنای جایگاه برخی صور فلکی در فصول مشخصی از سال ساخته اند. رباتی کوچک از درون این تونلها به کاوش آن پرداخت و به طور مستقیم به ارسال تصاویر از درون آن اقدام کرد، اگرچه انتهای تونل با بنبست مواجه شد، اما پیدا شدن ابزار و ادوات حفاری که در درون تونل جا مانده بود، برگهایی از روش ساخت بنا را آشکار کرد.
این روشها تنها اشارهای گذرا از کاربرد علوم مختلف برای شناخت گذشته بشریت بود که توسط باستانشناسان به کار گرفته میشود. امروزه پذیرفته شده است که باستانشناسی دانشی است که به درک انسان از جایگاه خود در جهان کمک می کند و به همین دلیل تمام دانش بشری و یافتههای مدرن او به کار گرفته میشود تا درک او را از گذشته خود افزایش دهد. در این میان نکتهای را نباید از نظر مغفول داشت. تاریخ تمدن - که بشر امروز برای درک گوشهای از آن حاضر است هزینههای فراوانی را متحمل شود - اگرچه در مرزهای جغرافیایی خاصی قرار دارد ولی به یک ملت تعلق ندارد - چه رسد به حکومتها - بلکه میراثی است جهانی و در عین حال تقریبا تمام کشورها میکوشند حتی با راست جلوه دادن افسانههای خودساخته ، نقش بیشتری برای خود در این میراث جهانی قائل شوند.
در این شرایط نابود کردن و فراموش کردن میراث تمدنی یک کشور نه تنها ظلم و جور به آن حوزه تمدنی و مردم آن کشور که خیانت به بشریتی است که می کوشد با به خدمت گرفتن تمام داشتههای خود گوشه ای از آن را آشکار کند.
کشور ما به عنوان محدوده جغرافیایی - که نشانههای انسان از 2 میلیون سال پیش در آن شناسایی شده و سابقه شهرنشینی حدود 10 هزار ساله دارد و در دوره باستانی خود شاهد حضور حداقل 3 امپراتوری بیهمتا بوده که بر مبنای بسیاری از شواهد میتوان آنها را حکومتهایی مدرن فرض کرد - بهشتی برای باستانشناسی به حساب میآید؛ جایی که اگر امکانات کنار دلسوزی و سعهصدر قرار گیرد و فناوریهای نوین به کار گرفته شود، می تواند رازهای ناگفته بسیاری را برای بشر امروز بازگو کند.
حیف است اگر این فرصت از دست برود.
کاوش در اعماق آبها
در بسیاری از مواقع ، تغییرات محیطی باعث میشود آثار باستانی ساخت انسان مورد تهدید قرار گیرد و اطلاعات با ارزش نهفته در آنها که میتواند رازهای مهمی درباره تاریخ بگشاید ، از دسترس محققان خارج شود. تغییر مسیر رودخانهها، دریاچهها ، سیلابها ، زلزله ، رانش زمین و فورانهای آتشفشانی نمونهای از این موارد طبیعی هستند که این آثار تمدنی را از دسترس انسان دور میکنند. گاهی هم به دلایل غیرطبیعی مانند غرق شدن یک کشتی باستانی، بخشی از آثار تاریخی از محدوده تحقیق انسان خارج میشود. در این هنگام باستانشناسان اگر فرصتی برای نجات این آثار پیدا نکنند ناچار میشوند از روشهای غیرمعمول باستانشناسی سود جویند و به کاوش در محیطهای غیرمتعارف بپردازند.
یکی از رایجترین این گونههای خاص باستانشناسی، باستانشناسی دریایی و زیردریایی است. جایی که به دلایل طبیعی بخشی از آثار و نشانههای تمدن بشری به زیر آب فرو رفته است (مثلا بر اثر سونامیهای تاریخی یا تغییر مسیر رودخانه ها و...) و اینک باستانشناسان باید از میان بقایای آنها اطلاعات و دادههایی از گذشته خود را به دست آورند. کار زیر آب به دلیل شرایط متفاوت بسیار سخت و طاقتفرساست و بویژه این که در چنین کاوشهایی باید نهایت ظرافت و دقت را نیز در نظر داشت. به همین دلیل فناوری روز به کمک آنها آمده تا با طراحی و ساخت ابزارهای کاوش زیردریایی باستانشناسان را در بازیابی آثار مدفون شده در بستر دریا یاری دهد. برای این منظور گروههای فنی و علمی زیادی نظیر مهندسان مواد باید به تاثیر محیط آبی بر گونههای مختلف آثار باقیمانده در دریا بپردازند و اثر آب آن ناحیه (با توجه به PH ، میزان نمک، املاح مختلف و...) را بر گونههای مختلف آثاری که ممکن است در آن ناحیه وجود داشته باشد (سنگهای بنا، فلز، شیشه یا...) بررسی کنند. این بررسیها باعث میشود هنگام استخراج آنها روشهای مناسب برای محافظت اشیا از اثرات تغییر محیط سریع اندیشیده شود. محفظههای زیردریایی رباتیک و غیررباتیک با بازوهای ظریف - که میتواند به منافذ مختلف نفوذ کند و به حفاری و کاوش بپردازد - هدیه مهندسان طراح به باستانشناسان بوده است. با کمک همین ابزارهای ظریف - که حتی به طور خاص برای کاوشهای غواصی طراحی شده اند - بوده است ؛ رازهای بسیاری از تمدنهایی که به زیر آب فرو رفته ، استخراج شدهاند؛ البته این نکته را نباید فراموش کرد که همیشه عوامل طبیعی و رخدادهای خارج از کنترل انسان باعث غرق شدن آثار باستانی شدهاند نه آن که با بستن سدی در مسیر یکی از کهنترین کانونها تمدنی ، آن ناحیه را زیر آب ببریم و بعد به فکر کاوش زیردریایی آن بیفتیم.