کشف رازهای سر به مهر کهن

فاجعهای مهیب رخ میدهد و انسان معاصر تمامی تمدن خود را به دلیلی که نامعلوم است از دست میدهد. گروهی اندک بدون داشتن هیچ ابزاری به گوشهای میگریزند و سعی میکنند تمدنی جدید بنا کنند ، اما باید قرنها بگذرد تا شکوه از دست رفته دوباره احیا شود.
کد خبر: ۵۸۵۲۹

دهها نسل بعد تمدن جدید پله های ترقی را پیموده است ولی سوالی اساسی ذهن او را مشغول کرده؛ پدران و مادران ما چگونه می زیسته اند؛ چگونه از میان جنگلی انبوه یا بر فراز کوههای بلند توانستند بنیان چنین تمدنی را بریزند. آنها چگونه زندگی میکردند و فناوری آنها تا چه حد پیشرفته بوده است؛ و همین سوالهای ساده باعث خواهد شد تا آنان به جستجوی ریشههای خود و درک آن برآیند و با استفاده از فناوری جدید خود به کاوش جهان گذشته بپردازند. ما هنوز به فاجعه نرسیدهایم و هنوز تمدنمان را از دست ندادهایم؛ اما ما نیز با سوالی که فرزاندنمان از خود خواهند پرسید، دست به گریبانیم و برای درک شکوه گذشتگان خود از هر وسیلهای سود می جوییم.
براستی هخامنشیان چگونه بدون فناوریهای ارتباطی مدرن بر سرزمینی به وسعت یک قاره حکومت میکردند؛ راز مومیاییهای مصری چیست؛ آیا اسکندر براستی توانسته است با تعداد معدودی سرباز، عظیمترین امپراتوری تاریخ را نابود کند؛ یونانیان چگونه معابد خود را میساختند و چرا ساکنان بابل و شوش و مصر و امریکای جنوبی معابد خود را به شکل کوهها میساختند؛ ما به فناوریهایی نیاز داریم تا مرز افسانه و واقعیت را ترسیم کند.
«مردمانی که از گذشته خویش غافلند ناگریز از تکرار اشتباهات تاریخی خود هستند.» این پندی قدیمی است که همه ما هنگامی که به مطالعه تاریخ دعوت شدهایم، شنیدهایم. اما آیا هرچه در روایات موجود به عنوان تاریخ آمده است صحت دارد؛ بی شک روایتهای مکتوب از تاریخ را کسانی (در زمان وقوع رویداد) نقل کردهاند که عمدتا فارغ از تمایلات شخصی در این روایتها نبودهاند. به همین دلیل نمیتوان انتظار داشت روایت آنها پاک و پیراسته از خطا و لرزش باشد. البته اگر هدف تحقیق درباره دورهای از تاریخ باشد که از زمان آن مدارک مکتوب و شفاهی و آثار زیادی باقی مانده باشد (مانند دوران معاصر) امکان آن وجود دارد تا با مقایسه متون بتوان صحت و سقم ادعاها را استخراج کرد، اما در باره دوران کهن چه باید کرد؛ جایی که روایتهای مکتوب ، چون اکسیری گرانبها کمیاب هستند و در صحت بسیاری از آنها نیز جای تردید وجود دارد. آیا به عنوان نمونه باید تاریخ ایران را تنها بر مبنای شهادت هرودت یونانی، روایت کرد؛
بگذریم از این که درباره بسیاری از مسائل باستانی اصولا مدرک و شهادت تاریخی مکتوبی وجود ندارد (دوره پیش از خط) که بخواهیم راجع به آن اظهار نظر کنیم و البته در دورهای هم که این مدارک وجود داشت، ممکن است درطول زمانهای طولانی نابود شده باشند. به عنوان نمونه کشور خود ما در چندین مقطع تاریخی با نابودی میراث مکتوب خود مواجه شد.
در چنین جایگاهی است که دانش باستانشناسی بر مبنای بررسی آثار ساخته تمدنهای کهن جایگاه رفیعی را به خود اختصاص میدهد. دانشی که سعی میکند تصویری واضح از یک پازل 1000 تکه را با یافتن قطعات تک و توک و ایجاد ارتباط منطقی در میان آنها، بازسازی کند.
در طبقهبندی علوم مختلف، باستانشناسی در حوزه علوم (Science) طبقهبندی شده است؛ بدین معنی که در این شاخه از متدولوژی علمی سود جسته میشود و باید از دادههای موجود به شکل منطقی و درست به کاوش بپردازیم و از شیوههای علمی در پیدا کردن پاسخ خود استفاده کنیم.
گذشته از این باستانشناسی نوین به طور چشمگیر وابسته به حوزههای متنوعی از علوم و فناوری نوین است؛ به طوری که باعث تعجب نیست اگر در یک پروژه کاوش باستانی و یک طرح باستانشناسی بینالمللی شاهد حضور زمین شناسان، فیزیکدانان ، ریاضیدانان ، اخترشناسان ، شیمیدانان، جانورشناسان ، میکروبیولوژیستها ، مهندسان و مهندسان پزشکی و دهها تخصص دیگر باشیم.
امروز باستانشناسان از این تخصصهای مختلف سود میجویند تا بتوانند تصویری واضح تر از آنچه در گذشته وجود داشته است ارائه دهند. برای همین عجیب نیست در کنار کمپ کاوش در مصر باستان، گروهی از معتبرترین شرکتهای ارائهدهنده خدمات مهندسی پزشکی حضور یابند تا پیشرفتهترین دستگاه ام.آر.آی خود را برای تهیه تصویر از مومیایی یکی از فراعنه مصری به کار اندازند. شاید باورش مشکل باشد، اما امروزه حتی دانشی چون علوم فضایی و سنجش از دور نیز به کمک باستانشناسان آمده است. فهرست زیر اشارهای کوتاه از کاربردهای متنوع دانشهای گوناگون در باستانشناسی است


استفاده از ایزوتوپ کربن



یکی از قدیمیترین روشهای علمی که در باستانشناسی مورد استفاده قرار میگیرد ، استفاده از ایزوتوپهای رادیو اکتیو کربن برای تعیین قدمت تاریخی اشیای باستانی است. در یک کاوش باستانشناختی بسیار مهم است که بدانیم لایه ای که کاوش در آن صورت می گیرد و آثار و بقایای تمدنی که از آن استخراج می شود به چه دوره ای از تاریخ تعلق داشته است. این که به عنوان مثال شما بدانید در نقطه الف حضور دارید و مشغول کاوش هستید به هیچ وجه برای تعیین قدمت کافی نیست. خصوصا در مراکزی که هستههای اولیه تمدن شکل گرفتهاند، به دلیل شرایط مناسب اقلیمی، شاهد حضور چندین لایه تمدنی روی هم هستیم و هر شئی ممکن است به لایهای با عمر متفاوت تعلق داشته باشد. تعیین قدمت این آثار که می تواند روند تکاملی یک تمدن یا تاثیرات متقابل تمدنهای اطراف آن را مشخص سازد در این پروسه بسیار مهم تلقی می شود. به همین دلیل باید به دنبال روشهایی بود که بتواند عمر لایهها و اشیای مختلف را تشخیص داد. یکی از این روشها استفاده از ایزوتوپهای کربن است که عموما در ظروف ، سفالها و بناهای قدیمی کاربرد دارد. در این روش ، با بررسی میزان ایزوتوپی خاص از اتم کربن - که در حال حاضر درون این آثار موجود است و با توجه به نرخ واپاشی این ایزوتوپ و نیمه عمر آن مدت زمانی را که از ساخت آن شئی گذشته است تخمین می زنند. بسیاری از تعیین قدمتهای تاریخی با کمک این روش صورت گرفته است. البته این روش نیز با مشکلاتی همراه است، که ممکن است درباره برخی موارد جواب دقیق ندهد. به همین دلیل امروزه سعی می شود در موارد مختلف از روشهای گوناگون دیگر که دقت بیشتری دارند ، استفاده شود.


علوم فضایی



بسیاری از مواقع ، سرنخهایی از یک منطقه باستانی دراختیار است و باید در نقطه ای که مشخصات دقیق آن معلوم نیست ، به جستجوی بقایای یک تمدن کهن بگردیم یا براساس بخش کوچکی از یک تمدن نو یافته جستجو برای بقیه آثار و نشانه های آن را بیاغازیم.
در چنین مواردی ، علوم فضایی به کمک باستانشناسان می آیند. ساده ترین خدمت علوم هوایی و فضایی به باستانشناسان در اختیار قرار دادن امکانات GPS برای مکان یابی آنها است، اما این مکان ساده اولین گام است.
امروزه با کمک سیستمهای ماهواره ای و سنجش از دور، امکان بررسی و تحقیق مداری در خصوص نواحی مختلف وجود دارد. شاید منطقه ای باستانی در میان شنهای روان بیابان مدفون شده باشد، یا جنگلهای انبوه آن را پنهان کرده باشد، اما با کمک رصدهای مداری در طول موجهای مختلف می توان نقاطی را در زیر زمین یا عمق جنگل یا حتی زیر دریاها شناسایی کرد که نشانه هایی از تراکم و تجمع مواد ساختمانی یا نشانه هایی دیگر از مکانی باستانی را در خود پنهان دارند. با کمک این بررسیها میتوان تمدنی گمشده را با در اختیار داشت فرضی تقریبی از محل آن با کمک ابزارهایی که فناوری فضایی در اختیار ما می گذارد ، به دست آوریم.


اسکنهای الکترو مغناطیس



بررسیهای بخش عمدهای از سازه های قدیمی و نفوذ به درون معابد و شهرهای باستانی در آغازین روزهای کاوش باستانشناسی تا امروز تحول گسترده ای پیدا کرده است. امروزه براحتی میتوان بدون آسیب زدن به کل یک بنا به درون آن نگاهی سریع انداخت تا نسبت به انجام کاوشی ایمن اطمینان حاصل کرد.
استفاده از ابزارهای پرتوهای تابش X و گاما برای بررسیهای باستانی بخصوص در مورد سازهها به روشی روزمره تبدیل شده است؛ روشی که می توان بر اساس آن، علاوه بر بررسی غیر مستقیم یک شی باستانی (از ساختمان گرفته تا تابوتی کهن) داده های زیادی در خصوص ساختار آن به دست آورد. البته گاهی کسب داده بدون آسیب رساندن به شی مورد بررسی اصولا امکانپذیر نخواهد بود. به عنوان مثال، اگر لازم باشد شما در خصوص صورت توتان خامون، فرعون افسانه ای مصر اطلاعات کسب کنید، چاره ای جز تخریب و باز کردن مومیایی او ندارید و همین امر باعث نابودی بخش عمدهای از بافتهای او و تخریب اصل هدف تحقیقاتی میشود. به همین دلیل، باید از روشهای غیرمستقیم و دارای آسیب کمتر استفاده کرد. پرتو نگاریهای گوناگون در چنین مواردی کارایی بینظیر خود را نشان میدهند. هنوز 2 هفته از زمانی نمیگذرد، که گروهی بینالمللی از باستانشناسان با همراهی یک تیم پزشکی توانستند با کمک ام.آر.آی بسیار پیشرفتهای برای نخستین بار به چهرهنگاری فرعون افسانهای مصر باستان، توتان خامون بپردازند.
آنها با کمک روشی که در اصل برای تشخیص بیماریهای افراد زنده طراحی شده بود، توانستند به بررسی چهره مردی بپردازند که برای سالها داستانهای او نقل محاقل باستانشناسی و تاریخی جهان بوده است.


روشهای پزشکی



شاید هوس کنیم بدانیم فلان پادشاه باستانی به چه دلیل از بین رفته است؛ آیا به مرگ طبیعی فوت کرده یا بر اثر دسیسهای مسموم شده یا نقصی ژنتیکی بر اثر ازدواجهای فامیلی در او وجود داشته است.
دانش ژنتیک که این روزها توجه محافل علمی را به دلیل کاربردهای گستردهای که در حوزههای مختلف - از کلونینیگ گرفته تا تبارشناسی - پیدا کرده است، راه خود را در باستانشناسی هم باز کرده است. با کمک دانش ژنتیک و بررسی بقایای تدفینهای انجام شده، میتوان به مشخصات ژنتیکی ساکنان یک حوزه تمدنی پی برد. این بررسی اگرچه میتواند باعث شود خصوصیات ژنتیکی آن فرد معلوم شود ، اما نقش مهمی را نیز در تبارشناسی و پیگیری مسیر مهاجرتهای بزرگ تمدنهای کهن بازی میکند. این روزها با افزایش توانایی ابزارهای پزشکی که به لطف شیوههای مهندسی پزشکی ممکن شده است، میتوان با صراحت در باره پوکی استخوان فردی که 6 هزار سال پیش از این در گذشته است، اظهارنظر کرد، یا میزان آسیبهای ناشی از تغییر شکل دادن جمجمه بزرگان در مصر و امریکای مرکزی را مشخص کرد و از آن مهمتر، درباره یافتههای بقایای مربوط به اشخاص خاص اظهارنظر قطعیتری انجام داد.


رباتیک



دانش رباتیک را دانشی می دانند که آینده ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اما همین دانش فردا، هماکنون، پرده از رازهای گذشتگان میگشاید. در بسیاری از بناهای باستانی با مداخلی مواجه هستیم که ورود به آنها بدون تخریب کامل بخشی از بنا ممکن نخواهد بود، چه رسد به انجام عملیات کاوش در آن و اتفاقا در حل معماهای باستانشناسی - همانند معماهای پلیسی - کوچکترین سرنخها راهنمای رسیدن به بزرگترین یافتههاست و به همین دلیل نمیتوان از این گوشه و کنارها براحتی گذشت. در اینجاست که دانش رباتیک - که از اعماق آبها تا بیکران فضا را به سیطره خود درآورده است - به خدمت گرفته میشود. رباتهای کاوشگر به بررسی و کاوش نقاطی میپردازند که از عهده آدمی خارج است. نمونه بارز چنین کاوشی در سالهای اخیر و درباره هرم برگ خئوپس در جیزه به انجام رسید. 2 تونل مایل که از اتاق مقبره به سوی آسمان شمالی و جنوبی کشیده شده و همواره مورد سوال و محل حدس و گمانهای مختلف بوده اند به این روش مورد کاوش قرار گرفته است. همین تونلها بود که باعث شد بسیاری از دانشمندان امکان ارتباط این بنا با کاربریهای نجومی را مطرح کنند و حداقل ثابت کنند مصریان باستان این بنا را بر مبنای جایگاه برخی صور فلکی در فصول مشخصی از سال ساخته اند. رباتی کوچک از درون این تونلها به کاوش آن پرداخت و به طور مستقیم به ارسال تصاویر از درون آن اقدام کرد، اگرچه انتهای تونل با بنبست مواجه شد، اما پیدا شدن ابزار و ادوات حفاری که در درون تونل جا مانده بود، برگهایی از روش ساخت بنا را آشکار کرد.
این روشها تنها اشارهای گذرا از کاربرد علوم مختلف برای شناخت گذشته بشریت بود که توسط باستانشناسان به کار گرفته میشود. امروزه پذیرفته شده است که باستانشناسی دانشی است که به درک انسان از جایگاه خود در جهان کمک می کند و به همین دلیل تمام دانش بشری و یافتههای مدرن او به کار گرفته میشود تا درک او را از گذشته خود افزایش دهد. در این میان نکتهای را نباید از نظر مغفول داشت. تاریخ تمدن - که بشر امروز برای درک گوشهای از آن حاضر است هزینههای فراوانی را متحمل شود - اگرچه در مرزهای جغرافیایی خاصی قرار دارد ولی به یک ملت تعلق ندارد - چه رسد به حکومتها - بلکه میراثی است جهانی و در عین حال تقریبا تمام کشورها میکوشند حتی با راست جلوه دادن افسانههای خودساخته ، نقش بیشتری برای خود در این میراث جهانی قائل شوند.
در این شرایط نابود کردن و فراموش کردن میراث تمدنی یک کشور نه تنها ظلم و جور به آن حوزه تمدنی و مردم آن کشور که خیانت به بشریتی است که می کوشد با به خدمت گرفتن تمام داشتههای خود گوشه ای از آن را آشکار کند.
کشور ما به عنوان محدوده جغرافیایی - که نشانههای انسان از 2 میلیون سال پیش در آن شناسایی شده و سابقه شهرنشینی حدود 10 هزار ساله دارد و در دوره باستانی خود شاهد حضور حداقل 3 امپراتوری بیهمتا بوده که بر مبنای بسیاری از شواهد میتوان آنها را حکومتهایی مدرن فرض کرد - بهشتی برای باستانشناسی به حساب میآید؛ جایی که اگر امکانات کنار دلسوزی و سعهصدر قرار گیرد و فناوریهای نوین به کار گرفته شود، می تواند رازهای ناگفته بسیاری را برای بشر امروز بازگو کند. حیف است اگر این فرصت از دست برود.


کاوش در اعماق آبها



در بسیاری از مواقع ، تغییرات محیطی باعث میشود آثار باستانی ساخت انسان مورد تهدید قرار گیرد و اطلاعات با ارزش نهفته در آنها که میتواند رازهای مهمی درباره تاریخ بگشاید ، از دسترس محققان خارج شود. تغییر مسیر رودخانهها، دریاچهها ، سیلابها ، زلزله ، رانش زمین و فورانهای آتشفشانی نمونهای از این موارد طبیعی هستند که این آثار تمدنی را از دسترس انسان دور میکنند. گاهی هم به دلایل غیرطبیعی مانند غرق شدن یک کشتی باستانی، بخشی از آثار تاریخی از محدوده تحقیق انسان خارج میشود. در این هنگام باستانشناسان اگر فرصتی برای نجات این آثار پیدا نکنند ناچار میشوند از روشهای غیرمعمول باستانشناسی سود جویند و به کاوش در محیطهای غیرمتعارف بپردازند.
یکی از رایجترین این گونههای خاص باستانشناسی، باستانشناسی دریایی و زیردریایی است. جایی که به دلایل طبیعی بخشی از آثار و نشانههای تمدن بشری به زیر آب فرو رفته است (مثلا بر اثر سونامیهای تاریخی یا تغییر مسیر رودخانه ها و...) و اینک باستانشناسان باید از میان بقایای آنها اطلاعات و دادههایی از گذشته خود را به دست آورند. کار زیر آب به دلیل شرایط متفاوت بسیار سخت و طاقتفرساست و بویژه این که در چنین کاوشهایی باید نهایت ظرافت و دقت را نیز در نظر داشت. به همین دلیل فناوری روز به کمک آنها آمده تا با طراحی و ساخت ابزارهای کاوش زیردریایی باستانشناسان را در بازیابی آثار مدفون شده در بستر دریا یاری دهد. برای این منظور گروههای فنی و علمی زیادی نظیر مهندسان مواد باید به تاثیر محیط آبی بر گونههای مختلف آثار باقیمانده در دریا بپردازند و اثر آب آن ناحیه (با توجه به PH ، میزان نمک، املاح مختلف و...) را بر گونههای مختلف آثاری که ممکن است در آن ناحیه وجود داشته باشد (سنگهای بنا، فلز، شیشه یا...) بررسی کنند. این بررسیها باعث میشود هنگام استخراج آنها روشهای مناسب برای محافظت اشیا از اثرات تغییر محیط سریع اندیشیده شود. محفظههای زیردریایی رباتیک و غیررباتیک با بازوهای ظریف - که میتواند به منافذ مختلف نفوذ کند و به حفاری و کاوش بپردازد - هدیه مهندسان طراح به باستانشناسان بوده است. با کمک همین ابزارهای ظریف - که حتی به طور خاص برای کاوشهای غواصی طراحی شده اند - بوده است ؛ رازهای بسیاری از تمدنهایی که به زیر آب فرو رفته ، استخراج شدهاند؛ البته این نکته را نباید فراموش کرد که همیشه عوامل طبیعی و رخدادهای خارج از کنترل انسان باعث غرق شدن آثار باستانی شدهاند نه آن که با بستن سدی در مسیر یکی از کهنترین کانونها تمدنی ، آن ناحیه را زیر آب ببریم و بعد به فکر کاوش زیردریایی آن بیفتیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها