لحظهای سکوت میکنید و بعد پاسخ میدهید: ولش کن بابا! حرفی از کار نزنیم بهتره.
شاید شما درگیر کاری شدهاید که دوست ندارید، اما جرات تغییر آن را هم ندارید و هر روز با قدمهایی لرزان و قلبی پر از غم به محل کارتان میروید. این روزها شرایط اقتصادی باعث شده کمتر کسی توان رها کردن شغلی را که دوست ندارد، داشته باشد. این موضوع باعث شده افراد دچار بحرانهای مختلف شغلی شوند و از کارشان لذت نبرند. امروزه در بیشتر جوامع، روزبهروز بر نارضایتی شغلی افزوده میشود و بهدنبال آن افسردگی بهسراغ کارکنان میآید. همچنینتحقیقات نشان داده است زنان 25 درصد کمتر از مردان از شغلشان راضی هستند و احساس خوبی نسبت به کار و محل کارشان ندارند.
شغل و شادی باهم ارتباطی مستقیم دارد. کار برای ما فرصتهایی فراهم میکند که موجب خوشحالی و رضایتمان میشود؛ فرصتهایی مانند یادگیری، پرورش استعدادها، بهکارگیری تواناییهایمان و رسیدن به اهدافی که در سر داریم. ما چه کارمند باشیم چه کارفرما، باید مراقب باشیم وجودمان عاری از شادی نشود تا بتوانیم کارآمدی و خلاقیت خود را حفظ کنیم.
تحقیقات نشان داده است انسان به سه چیز اساسی نیاز دارد تا بتواند از نظر روانشناسی احساس خشنودی و رضایت کند. این موارد استقلال (حق انتخابداشتن)، مهارت (احساس لایقبودن) و ارتباط با دیگران است. با برآوردهشدن این نیازها میتوان انتظار داشت فردی احساس رضایت و خشنودی کند. ما زمانی از شغلی لذت میبریم که بتواند نیازهای اساسیمان را برطرف کند و به این ترتیب احساس لیاقت کنیم. حرفهای که برمیگزینیم علاوه بر تامین نیازهای فوق میتواند نیازهای روانشناسی وجودمان از جمله احساس مثبت داشتن، درگیرشدن با کار، معنا بخشیدن به زندگی، هدف و نتیجه را نیز برطرف سازد.
احساسات بخش جدانشدنی وجود انسان است و ما نمیتوانیم وقتی سر کار میرویم آنها را در خانه باقی بگذاریم و هرروز در محل کار بارها این احساسات را ـ چه منفی و چه مثبت ـ در وجود خود حس میکنیم. علم ثابت کرده ما به احساسات مثبت نهتنها برای شادبودن، بلکه برای افزایش تواناییمان در ابراز عقاید جدید و به انجام رساندن آنها نیاز داریم.
از طرفی درگیرشدن با کار میتواند شادیآفرین باشد و در واقع وقتی روی کاری متمرکز میشویم تجربهای تازه بهدست میآوریم. معمولا در اینگونه مواقع متوجه اطرافمان نیستیم و از تمرکز و تلاش خود برای انجام کار مورد نظر لذت میبریم. وقتی در زندگی هدفی را دنبال میکنیم و در محل کارمان به آن نزدیک میشویم، زندگیمان معنا و مفهوم پیدا کرده و به آن حس شادی که نیاز داریم دست مییابیم.
اهمیت شادی در محل کار
همه ما با افسردگی صبح روز شنبه آشنایی داریم و در واقع این احساس نشاندهنده این است که اگر سرکار نباشیم، شادتر هستیم و متاسفانه تحقیقی که بتازگی انجام شده نشان داده است این موضوع صحت دارد. اگر هدف ما افزایش شادی و کاهش بدبختی است پس باید بیاموزیم محل کارمان را به محیطی پر از شادی تبدیل کنیم.
افرادی که سرکار شاد هستند پر از انگیزه و انرژیاند، بهتر تصمیم میگیرند، راهحلهای بهتری ارائه میدهند، در روابطشان با دیگران بهتر عمل میکنند، سریعتر ترفیع میگیرند، درآمد بیشتری کسب میکنند و احترام بیشتری بهدست میآورند و موارد مثبت دیگری را میتوانند انتظار داشته باشند. آنها با شکستهای زندگیشان درست برخورد کرده و تقریبا هیچگاه انگیزهشان را از دست نمیدهند. همچنین آنها کمتر مریض میشوند و عمر طولانیتری خواهند داشت.
برعکس کسانی که شاد نیستند، بیشتر غرغرو هستند و به همکارانشان اهمیتی نمیدهند و اعتمادی به آنها ندارند و از کار وحشت دارند و مدام احساس خستگی میکنند و به محض اینکه وظیفهشان را انجام دادند دست از کار میکشند.
تعریف هرکس از شادی در محل کار متفاوت است. افراد، علایق گوناگونی نسبت به یکدیگر دارند. مثلا برخی کار گروهی را میپسندند، اما دیگری از تنهایی کار کردن بیشتر لذت میبرد. برخی دوست دارند کارهای سخت را به سرانجام برسانند، اما برخی کارهایی را دوست دارند که خیلی پردردسر نباشد. بعضیها ریسکپذیرند، اما برخی دیگر از آن اجتناب میکنند. یک نفر چند طرح را همزمان به دست میگیرد، اما دیگری وظایف را یکییکی به سرانجام میرساند.
بههمین دلیل باید یادمان باشد تعریف هر کس از شادی در محل کار به علایق او بستگی دارد و ممکن است شادی کسی جهنم زندگی دیگری باشد.
بسیاری از مردم تصور میکنند وقتی آنها در محل کار موفق باشند به طور خودکار شاد هم میشوند. اما طبق نظر محققان دقیقا عکس آن صحت دارد؛ شما باید سرکار احساس شادی کنید تا بتوانید در کارتان موفق باشید. برای سازمانها بسیار مهم است کارمندانی با روحیه بالا داشته باشند و در واقع موفقیت شرکتها و کارمندان در کنار نیروی مثبتاندیش تامین میشود.
متاسفانه درک ما از شادی ضعیف است.شادی درکار در واقع لذتی است که از به فعل رساندن استعداد بالقوهمان نصیبمان میشود و خود مسیر رسیدن به موفقیت زیبا و فرحبخش است، نه زمانی که به موفقیت رسیدهایم.
شغل شادیبخش
نمیتوان شغلی یافت که تمام جنبههایش مفرح باشد. همیشه در هر شغلی وظایفی کسلکننده وجود دارد که آزاردهنده است. همینطور در مورد محل کار باید گفت ممکن است همکارانی داشته باشید که کار با آنها لذتبخش نباشد. شادی در محل کار به این منظور نیست که تمام موضوعات ناراحتکننده را از شغلتان حذف کنید. در واقع چیزی است که با وجود تمام موضوعات ناراحتکننده بتوانید شاد بمانید. مهارتهایی را بیاموزید که بتوانید با این موارد آزاردهنده برخورد مناسب داشته باشید. در واقع باید گفت هیچ شغل رویایی وجود ندارد. حتی موقعیتهای شغلی بسیار جذاب ممکن است در ابتدا هیجانانگیز بیاید ـ مثل همکاران فوقالعاده، رفت و آمد راحتتر، درآمد بیشتر ـ اما پس از گذشت مدتی همه چیز عادی میشود و آن موقع است که روی مسائل کوچکی که دوستشان نداریم، تمرکز میکنیم و با خود میاندیشیم شاید بهتر باشد یک کار دیگر پیدا کنیم و این دور باطل شروع میشود. تجربه ثابت کرده است پس از یک سال کارکردن در یک مکان، نقاط ضعف محیط کار حتی اگر خیلی هم مهم نباشد به شدت به چشم میآید.
روش شادماندن در محیط کار
انگیزه: انگیزه درخصوص کاری که در دست گرفتهایم ما را به سمت عمل، تفکر و رشد میبرد و در نهایت احساس رضایت میکنیم. دو نوع انگیزه وجود دارد؛ یکی، انگیزه درونی که موجب میشود کاری را بهدلیل لذت بردن از آن کار و فقط بهدلیل آن کار انجام دهیم و دیگری انگیزه بیرونی که کاری را بهواسطه بهدستآوردن چیزی مثل پول انجام میدهیم. البته در هرکاری بخشی وجود دارد که علاقهای به آن نداریم، اما چون میخواهیم به هدفی برسیم باید به آن تن دهیم. پس میتوان به این نتیجه رسید، رسیدن به هدف، مهمترین انگیزه انجام کاری است.
گرچه پول مهمترین عامل برای داشتن حداقلهای یک زندگی است، اما باید نسبت به مواردی که واقعا برایمان شادی میآورند از خود توجه نشان دهیم. در واقع باید بدانیم چه چیزی به ما انگیزه میدهد و برایمان شادیآفرین است و هدف زندگیمان را تشکیل میدهد. گاه به شهرترسیدن و وجهه اجتماعی بالایی کسب کردن یا فقط خرید یک خانه یا خودرو میتواند انگیزه مهمی برای پیشرفت باشد.
محیط کار: وقتی محیط کار یکنواخت بوده و جذابیت ظاهری نداشته باشد، پس از مدتی کارمندان کارآمدیشان را از دست میدهند و بیش از پیش اشتباه میکنند. بنابراین طراحی داخلی محیط اداری باید بهگونهای باشد که افراد را سر شوق بیاورد. مثلا رنگهای شاد مانند قرمز بسیار مناسب است. کسانی که در معرض این رنگها قرار میگیرند، موفقتر عمل میکنند و کارهایی را که نیازمند تمرکز و حافظه است، بهتر انجام میدهند.
گاهی شوخی: خیلی راحت است فکر کنیم که محل کار جایی برای شوخیکردن نیست، اما تحقیقات چیز دیگری میگوید. طبق نظر محققان، کارکنانی که لحظات شادی کنار همدیگر دارند، کارهایشان را بهتر انجام میدهند و خلاقتر از دیگران هستند و در کمک کردن به یکدیگر تمایل بیشتری از خود نشان میدهند.
همیشه یادگیری: برخی افراد برای خود دائم اهدافی میچینند و برای رسیدن به آنها برنامههای جدیدی مربوط به حرفهشان دارند. مثلا سعی میکنند مهارتهایی برای راحتتر انجامدادن کارهایشان بیاموزند. بیش از هزار تحقیق در این زمینه انجام شده است که نشان میدهد هدفگزینی روی عملکرد افراد اثر میگذارد و وقتی هنگام برخورد با مشکلی فرد با خود میگوید چگونه به هدفم برسم، مغز شروع به استفاده از منابعش که همان توجه، حافظه، تلاش، خودداری و اراده است، میکند و این موضوع شخص را به سمت احساس لایقبودن و در نهایت رضایت و شادی در حرفهاش هدایت میکند.
ارتباط با دیگران: چه در خانه کار کنید و چه در بیرون از خانه، ضروری است روشهایی پیدا کنید تا ارتباطتان با دیگران را از دست ندهید. تعامل با دیگران کمک میکند روحیه مثبت و کارآمدیتان را از دست ندهید. بنابراین بین کارتان لحظهای به خود استراحت داده و باکسی که دوست دارید صحبت کنید.
توقف موقتی: گاهی اوقات احساس میکنید کاری پیش نمیرود و حسابی خستهتان کرده است. بهتر است آن را
به طور موقت کنار گذاشته و سراغ کارهای دیگر بروید. گاهی اوقات لازم است موضوع آزاردهنده را چند ساعتی به فراموشی بسپارید و سپس به سراغش برگردید. مطمئن باشید راه حل مناسبی برایش پیدا میکنید.
با انجام دادن موارد فوق میتوانید تا حد بسیار زیادی روحیهتان را نسبت به حرفهتان مثبت نگه دارید و روز شنبه با قوت و انرژی فراوان سر کارتان بروید.
good housekeeping / مترجم: نادیا زکالوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم