در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هدف، شاخصه بسیار مهمی است که ترسیم و روش دستیابی به آن به روانشناسی، جامعهشناسی و مطالعه دقیق نیاز دارد و تازه بعد از آن و پس از مشخص شدن هدف است که باید آن را به زبان تصویر ترجمه کرد و با درام و مدیوم پیوند داد.
اما در فرآیند تولید کارهای تلویزیونی، متاسفانه با وجود تمام تلاشهایی که صورت میگیرد، اینبخش چندان نتیجهبخش نیست. وقتی متنی برای ساخت و تصویب به گروه یا شبکه ارائه میشود باید در قسمت هدف، بیش از پیش توجه و دقت صورت گیرد. بخشی که ظاهرا به یک متن فرمالیته و شعاری تبدیل شده است.
از یاد نبریم اولین وظیفه مهم تلویزیون ـ بخصوص در سریالسازی و برنامهسازی ـ سرگرمکردن مخاطب است. بعد از این گام باید دید چه انتظاری از برنامه مورد نظر داریم و قصد داریم چه پیامی را در ناخودآگاه تماشاگر جاری کنیم.
مثلا در یک سریال میخواهیم بگوییم دروغ چیزبدی است یا مثلا بگوییم نتیجه حرامخواری چهمیشود و.... انتقال این پیامها و هدفها کار سادهای نیست و به مهارت و تجربه نیاز دارد، چراکه نمایش رو و گل درشت این موضوعات نتیجه معکوس دارد و باعث پس زدن مخاطب میشود. از این رو، اتخاذ این رویکرد بسیار حساس است و باید توسط متخصصان و کارشناسان رسانه صورت گیرد. اینجاست که گفته میشود اساسا شیوه یک نویسنده سریالهای تلویزیونی با یک فیلمنامه نویس تفاوت دارد، چرا که روند پیشرفت یک سریال باید با شناخت از قواعد رسانه و مخاطب آن، با توجه به مسیر تعیین شده و در لایههای زیرین صورت بگیرد.
در سطور ابتدایی به این نکته اشاره کردم که متاسفانه با تمام تلاشهایی که صورت میگیرد، این بخش چندان نتیجهبخش نیست و بعضی اوقات بهبیراهه کشیده میشود. به عنوان مثال، در برنامه «خنده بازار» بخشهایی شکل گرفته که در آنها، سریالهای شبکههای ماهوارهای مورد تمسخر واقع میشود. کاری به این شبکهها و سریالها ندارم، اما هدف از تولید و ارائه این بخشها چیست؟ صرفا خنداندن مردم؟ ایجاد فضای شاد؟ آیا میتوان به این نتیجه رسید با وجود این که تولید چنین بخشی (در صورت اجرای درست، هوشمندانه و جذاب) میتواند به نقد عملکرد شبکههای ماهوارهای منجر شود، چیزی جز جذب مخاطب نیست؟
آنچه واضح است بسیاری از سریالهای ترکی یا محصولات آمریکای لاتین که از شبکههای ماهوارهای پخش میشود، از کیفیت بسیار نازلی برخوردارند و باعث افت سلیقه تماشاگر در درازمدت میشود. از سوی دیگر، تمام تلاش رسانه ملی بر این است که مردم به سمت برنامههای ماهوارهای نروند. اما آیا سازوکار طنزهای تلویزیونی حاضر، آنقدر متفکرانه و هوشمندانه چیده شده است که به نقض غرض بدل نشود و حتی غیرمستقیم، کارهای ماهوارهای را تبلیغ نکنند؟
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: