ـ دوره خیالی،که تا اواسط کودکی ادامه دارد. کودکان با خیالپردازی درباره انتخابهای شغلی در مورد آنها آگاهی کسب میکنند اما ترجیحات آنها عمدتا تحت تاثیر آشنایان و میزان جذابیت و هیجانانگیز بودن مشاغل قرار دارد و همبستگی زیادی با انتخاب آخرین ندارد.
ـ دوره دوم دوره دودلی و تردید است که تا اواسط نوجوانی ادامه دارد. نوجوانان بین 11 تا 17 سالگی فکر کردن به مشاغل را به صورت پیچیدهتری یاد میگیرند.آنها ابتدا انتخابهای شغلی را بر حسب تمایلاتشان ارزیابی میکنند بعدا زمانی که از ضروریات شخصی و آموزشی مشاغل مختلف آگاهتر میشوند، تواناییها و ارزشهای خود را در نظر میگیرند.
ـ دوره سوم، دوره واقعگرایی است که از اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی آغاز میشود. بین بیست تا بیست و سه سالگی واقعیتهای منطقی و اقتصادی بزرگسالی مطرح میشود و جوانان محدود کردن انتخابهای خود را آغاز میکنند. بسیاری از جوانان این کار را با تحقیق و بررسی درست انجام میدهند و در مورد امکاناتی که با ویژگیهای شخصی آنها آمیختگی دارد اطلاعات بیشتری کسب میکنند بعد وارد آخرین مرحله یعنی مرحله تبلور میشوند که طی آن روی طبقه شغلی کلی تمرکز میکنند. در این مرحله قبل از اینکه آنها در شغل واحدی مستقر شوند برای مدتی دست به آزمایش میزنند. تعداد محدودی از همان ابتدا میدانند که چه میخواهند باشند و مسیر مستقیمی را به سمت شغل آیندهشان طی میکنند اما بیشتر مردم یک دوره طولانی را برای انتخابهای خود باز میگذارند. یکی از مراحل تفکر در مورد شغل آینده برای جوانان زمان ورود به دانشگاه و انتخاب رشته تحصیلی است که سمت و سوی اصلی شغل مشخص میشود هر چند جوانان میخواهند تواناییها و تمایلات و ارزشهای خود را با انتخابهای شغلی تنظیم کنند اما در کشورهایی که امکان دستیابی به شغل مناسب با تحصیلات وجود ندارد جوانان مجبور به انصراف از شغل دلخواه خود میشوند و به کارهایی مشغول میشوند که گاهی برایشان نه تنها جالب نیست بلکه زجرآور است که این مساله در قشر کم درآمد بیشتر پیش میآید. از این رو تعامل بین محیط، شرایط، خواستهها و ارزشهای شخص در انتخاب نهایی شغل نقش مهمی ایفا میکند. نکته اصلی که ممکن است آسیبهای اجتماعی را موجب شود در همین مرحله است و داستان زندگی مجرمان نیز این موضوع را تائید میکند.
رابعه موحد
روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم