گزارشی از پشت صحنه برنامه «می‌خواهم فارسی حرف بزنم» رادیو صدای آشنا

می‌خواهم با رادیو، فارسی حرف بزنم

«اوایل راه‎اندازی خطوط ویژه اتوبوس‎های بی.آر.تی در مسیر خیابان ولیعصر(عج)، بکرات با تعدادی افراد خارجی مواجه می‌شدم که با یکدیگر به زبان فارسی دست و پا شکسته حرف می‌زدند. این مساله به دو دلیل کنجکاوم کرد. اول این‌که به عنوان یک برنامه‎ساز رادیویی، همیشه آموزش زبان فارسی برای مخاطبان دغدغه‌ام بود و دوم این‌که دست بر قضا در آن مقطع به درخواست شبکه جهانی صدای آشنا ـ که همه برنامه‌هایش مختص هموطنان ایرانی خارج از کشور است ـ در تدارک طراحی برنامه‌ای با هدف آموزش زبان فارسی برای ایرانیان خارج از وطن بودم. اتفاق آن روز، تلنگری بود برای ذهن من که در نهایت با پیگیری‌های متعدد، حاصلش شد برنامه‎ای با نام «می‎خواهم فارسی حرف بزنم».»
کد خبر: ۵۸۱۰۰۸

اینها را طاهره جولانی، تهیه‌کننده و سردبیر این برنامه با شور و هیجانی در کلام و چهره می‎گوید. او دانشجوی دکتری در رشته زبان‌شناسی است و حدود یک دهه برنامه‌های متعدد رادیویی در زمینه آموزش زبان فارسی برای مخاطبان تهیه کرده است و همچنان این راه طولانی را ادامه می‌دهد.

پس از هماهنگی با جولانی در یکی از روزهای تیرماه، به استودیوی ضبط برنامه می‎خواهم فارسی حرف بزنم می‌روم تا هم با خودش و هم با دانشجویان خارجی برنامه‌اش که یک خانم ژاپنی و یک آقای هندی بودند و فارسی را دست و پاشکسته که نه، نسبتا خوب صحبت می‌کنند، گپ و گفتی داشته باشم و مختصری هم با کارشناس ـ ‎مجری برنامه که استاد زبان‎فارسی به غیرفارسی‌زبانان است، حرف بزنم.

طاهره جولانی درباره مبنای ساخت چنین برنامه‌ای می‌گوید: از ابتدا قرار بود یک مستند آموزش زبان فارسی با حضور افرادی که در حال آموختن زبان فارسی هستند، داشته باشیم. البته پیشتر برنامه‌ای با همین هدف ساخته شده بود، اما همه قسمت‌های آن با عواملی همچون بازیگر، گوینده و کارشناس در فضایی ساختگی تولید شد. اما بعدتر با نظر به این‌که مهارت صحبت کردن در یادگرفتن زبان حائز اهمیت است، بنا را بر این گذاشتیم که همه ارکان و اجزای برنامه واقعی باشد. بنابراین با پیگیری‌ها و هماهنگی‌های متعددی که انجام گرفت، با موسسه دهخدا که زیر نظر دانشگاه تهران فعالیت می‌کند، آشنا شدم؛ موسسه‌ای که در مسیر خیابانی واقع شده بود که من دانشجویانش را در اتوبوس به دفعات می‌دیدم. آن موسسه به مرور آن دسته از دانشجویان خارجی را که در حال یادگیری زبان فارسی در سطوح مختلف (مقدماتی، میانی و پیشرفته) بودند، به ما معرفی کرد. ما نیز با دعوت از آن دانشجویان به برنامه می‎خواهم فارسی حرف بزنم، فضایی صمیمی و دوستانه را به صورت واقعی در استودیوی رادیو به وجود آوردیم و آنها را روبه‌روی هم قرار دادیم تا درباره مسائل مختلف بدون آن‌که مباحث از پیش تعیین و مشخص شده باشد، با یکدیگر صحبت کنند. وی ادامه می‌دهد: طی این گفت‌وگوها، اشتباهات و خطاهای گفتاری و کلامی محاوره‎ای مهمانان، توسط کارشناس برنامه اصلاح شده و به این ترتیب نکات آموزشی نیز، هم به آنها و هم به مخاطبان یادآوری می‎شود. این مساله، بار آموزشی برنامه را بخوبی تامین می‎کند و مخاطبان می‎توانند از این روش آموزشی، بهره لازم را ببرند.

تهیه‌کننده و سردبیر برنامه درباره آزاد بودن مباحث می‌گوید: مهمانان بعد از احوالپرسی و خوش و بش و صحبت درباره آب و هوا و... به فراخور از فرهنگ، ملیت، آداب، علایق شخصی و... صحبت می‌کنند. اما در بخشی از برنامه برای آن‌که بتوانیم راجع به مسائل روز دنیا صحبت کنیم و گاهی نیز به مباحث تخصصی‎تر هم بپردازیم، از متون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی روزنامه‌ها کمک می‌گیریم... مثلا به خاطر دارم یک بار یکی از مهمانان که دانشجویی ژاپنی بود، خبر دشواری را به لحاظ نگارشی و دستوری، از یکی از روزنامه‌ها درباره سفر بان کی مون به ایران انتخاب کرده بود تا در برنامه بخواند. ما نیز این فرصت را در برنامه ایجاد کردیم تا از طریق آن خبر، اشکالات احتمالی حین خواندن رفع شود.

پرسش دیگر من از او درباره خط سیر برنامه به لحاظ محتوا و ساختار از روز آغازین ساخت تا امروز است که جولانی پاسخ می‌دهد: با وجود این‌که بخش بزرگی از یک برنامه رادیویی خلق شدنی است، به جرات می‌گویم این برنامه به مرور به همان سویی رفت که مدنظرمان بود و نه در محتوا و نه در ساختار، هرگز دچار کوچک‌ترین انحراف نشد و هم‌اکنون در دل یک برنامه رادیویی و در فضایی مستند و واقعی، آموزش زبان فارسی را طی گفت‌وگو‌های واقعی به زبان فارسی میان دانشجویان غیرفارسی زبان، تقدیم مخاطبان‎مان در سراسر جهان می‌کنیم.

از تصور جولانی درباره مخاطبانی که جذب این برنامه شدند، می‌پرسم که چنین پاسخ می‌دهد: چون برنامه می‌خواهم فارسی حرف بزنم از آخرین روش آموزش زبان دوم بهره می‌گیرد، نزد مخاطب موفق و مورد پذیرش است و چون ساختاری جذاب دارد، شنونده را جذب می‌کند. او ادامه می‌دهد: ما هنوز با برخی دانشجویانی که در گذشته به این برنامه می‌آمدند، اما اکنون در ایران نیستند، ارتباط داریم و جالب این که آنها فعلا در ایران نیستند، اما آموزش زبان فارسی هنوز دغدغه آنهاست و این باعث می‎شود ما کارمان را برای مخاطبان‎مان جدی‎تر دنبال کرده تا به بهترین وجه آن را به آنها ارائه کنیم. بیشتر دانشجویانی که در برنامه می‌خواهم فارسی حرف بزنم حاضر می‌شوند تا با یکدیگر فارسی حرف بزنند، اهل ترکیه، هندوستان، ژاپن، چین، انگلستان، کره جنوبی، نروژ، اسلوونی و... هستند. جولانی این را می‌گوید و من از او می‌پرسم تا به حال از آنها پرسیده‌اید چرا فارسی یاد گرفتن دغدغه آنهاست؟ در پاسخ می‌گوید: عده‌ای دانشجوی رشته‌هایی مثل شرق‌شناسی، ایران‌شناسی، مطالعات جهان و... هستند و نیاز دارند زبان فارسی را بیاموزند. عده‌ای به‌دلیل ازدواج‌های ایرانی و برخی برای دسترسی به منابع کتابخانه‌ای که به زبان فارسی هستند و می‌تواند آنها را در زمینه مطالعات خاورمیانه کمک کند، یادگیری این زبان را برای خود لازم می‌دانند.

جولانی، هدفن را روی گوشش می‌گذارد تا با کنترل روند ضبط برنامه، فرصتی در اختیار من بگذارد تا با مهمانان حاضر در برنامه به گفت‌وگو بنشینم.

از اتاق فرمان وارد استودیو می‌شوم. برایم تازگی دارد با افراد خارجی که فارسی می‌دانند، سلام و احوالپرسی کنم. به آنها خوشامد می‌گویم، روبه‌رویشان می‌نشینم و از هر دو دانشجو می‌خواهم از تجربه حضورشان در یک برنامه رادیویی بگویند و این که آنها می‌توانند در این فرصت با دوستانی از سراسر دنیا به زبان فارسی صحبت کنند.

خانمی که دانشجوی ژاپنی است، در حالی که با لهجه دلنشینی فارسی صحبت می‌کند، می‌گوید: الان که کلاس زبان فارسی نمی‌روم. اینجا مثل کلاس درس برای من است. هم به من کمک می‌کند و هم به من انگیزه می‌دهد با دوستانی که از کشور خودم نیستند درباره موضوعات زیادی به فارسی صحبت کنم.

و آقایی که دانشجوی هندی است و کمی روان‌تر فارسی حرف می‌زند، در جواب به همین سوال می‌گوید: اینجا با حضور استاد، اشکالاتم برطرف می‌شود و می‌توانم سوالاتم را درباره دستور زبان فارسی بپرسم که این برای من بسیار مفید است، چون برای ما که غیرفارسی زبانیم و دانشجوی یادگیری زبان فارسی هستیم، ممکن است در طول ماه پیش نیاید در چنین فرصت‌هایی فارسی صحبت کرده و اشکال‌گیری کنیم. سپس از هر دو می‌خواهم نظرشان را درباره تاثیر این برنامه برای مخاطبان بگویند.

خانم می‌گوید: ما اینجا اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها و واژه‌های زیادی را با هم مرور می‌کنیم و به‌نظرم همین برای مخاطبی که قصد یادگیری یا مرور زبان فارسی را دارد، مفید است.

آقا می‌افزاید: برای کسی که به ایران علاقه دارد، شنیدن این برنامه می‌تواند خیلی موثر باشد.

برای زهرا ملکشاهی ـ که سال‌ها تجربه تدریس زبان فارسی به غیرفارسی زبان را دارد ـ سوال آخرم را تکرار می‌کنم و نظر او را درباره تاثیر چنین برنامه‌ای بر روی مخاطبان شبکه جهانی صدای آشنا جویا می‌شوم.

او می‌گوید: روش این برنامه، جالب و قابل توجه است. این برنامه محیط شنیداری خوبی برای آن دسته از مخاطبانی است که به محیط‌هایی که آنجا فارسی صحبت می‌شود، دسترسی ندارند.

ملکشاهی صحبت‌هایش را چنین کامل می‌کند: این برنامه، یک ارتباط فرهنگی ـ زبانی مناسب را، هم برای شنوندگان و هم برای مهمانان حاضر در برنامه ایجاد می‌کند که برای شنوندگان از منظر دسترسی به فضای شنیداری مناسب و برقراری ارتباط زبانی و برای دانشجویان حاضر در برنامه از منظر قرارگیری در فضا و محیطی مستند و واقعی برای فارسی صحبت کردن اهمیت می‌یابد و این یعنی حضور یافتن در جایی برای فارسی حرف زدن.

نسترن داداشی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها