در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«راه آبی ابریشم» (محمد بزرگنیا) جمعه بیست و یکم تیر ساعت 16 از شبکه اول پخش شد. همچنین نسخهای از سریال «روز رفتن» به کارگردانی جواد افشار جمعه ساعت 13 و 30 دقیقه در قالب یک فیلم داستانی از شبکه تهران پخش شد.
در این آخر هفته، چند فیلم تلویزیونی هم پخش شد که اینجا سه فیلم را بررسی میکنیم.
آذر، پایان پاییز: فیلمی به کارگردانی سعید ابراهیمیفر و تهیهکنندگی علیرضا سبطاحمدی که محصول سال 89 بوده و در تاریخ جمعه بیست و یکم تیر ساعت 23 از شبکه دو سیما بازپخش شد.
در این فیلم تلویزیونی بهناز جعفری، بهروز بقایی، قربان نجفی، امیرمهدی کیا، رضا عباسی، مهدی عبادتی و فریبا آهنگ ایفای نقش کردهاند و قصه آن درباره زنی به نام آذر است که برای بازدید از نمایشگاه و گالری عکس دخترش سمیرا و کیوان با دیدن یک عکس که مربوط به گذشتهاش است، شروع به گفتن خاطراتش از سال 1314 (سال کشف حجاب) و کودتای 28 مرداد 1332 و پیروزی انقلاب میکند.
سعید ابراهیمیفر ـ که در این چند سال اخیر به بازیگری هم روی آورده است ـ بیشتر بر مفاهیم فرهنگی و هنری در کارهایش تاکید دارد و به همین دلیل، مخاطب عام چندان با کارهای او ارتباط برقرار نمیکند. البته این بهخودیخود، به معنای یک نکته منفی تلقی نمیشود، چرا که هر فیلمسازی سبک و سیاق خود را دارد، اما دستیابی به ساختار درست در هر شاخهای از کارهای بصری هم سختیها و مهارتهای خاص خود را میطلبد.
بحث بر سر این است که تلویزیون یک مدیوم برای مخاطب عام است، قواعد خاص خود را دارد و با سینما متفاوت است. این که میبینیم خیلی از کارگردانان سینما در مواجهه با مدیوم تلویزیون شکست میخورند، به این دلیل است که قواعد آن را بهدرستی نمیدانند و با فرمول شخصی خود اثر میسازند.
این مشکل در فیلم «آذر، پایان پاییز» به شکل مضاعفی مشهود است. انگیزه زیادی در فیلمساز دیده نمیشود و بازهم یک کارگردان سینما هنگام ساخت فیلم تلویزیونی، این مدیوم را خلوتگاهی بدون حساسیت دیده است و با این نگاه، سینمای شخصی خود را بدون توجه به جنس مخاطب به اثر تزریق کرده که حاصل، کار چندان جذابی نشده است.
اما چرا گفتم این مشکل در فیلم مضاعف است؟ به این دلیل که داستان فیلم بهنوعی سفارشی محسوب میشود و این سفارش، امری عادی در همه جای دنیاست، اما نحوه پرداختن به موضوع، مورد بحث است؛ شیوهای که یا نظر سفارشدهنده تامین شود یا خیر. متاسفانه در بیشتر محصولات سفارشی، پیام بهشکلی گلدرشت و کلیشهای به مخاطب تحویل داده میشود که نتیجهای معکوس به بار میآورد.
این فیلمتلویزیونی البته نقاط قوتی هم دارد؛ مثل بازی خوب و روان بهناز جعفری و بهروز بقایی.
***
عمه ماهمنیر: فیلمی به کارگردانی شهره لرستانی که 30 دقیقه بامداد جمعه قبل از شبکه تهران روی آنتن رفت.
در این فیلم فاطمه گودرزی، حسن پورشیرازی و افسر اسدی ایفای نقش کردهاند و در خلاصه آن آمده است: عمه ماهمنیر با شروع ماه رمضان برای درمان به منزل نوه برادرش در تهران میآید و با خود روح معنویت و تمام گذشته (اصالتها، آداب و سنن) را به همراه میآورد، از آنجا که خانواده نوه برادرش گرفتار هستند، ناچار میشود تنهایی به دکتر برود که در راه بازگشت گم میشود و...
شهره لرستانی با اینکه بیشتر فعالیت خود را به بازیگری معطوف کرده است، با ساخت این فیلم تلویزیونی نشان داد از بسیاری فیلمسازان مدعی جلوتر است. عمه ماهمنیر ادعا ندارد و ساده و روان است. بازیگران و انتخابهایش درست است و بیشتر عناصر سرجای خود قرار دارند. مهمترین ویژگی این فیلم تلویزیونی، ابتدا این است که سازنده کار خود را کاملا جدی گرفته و چون این فیلمتلویزیونی سرشار از حس و حال و روح است و به قولی؛ مهم روح است، فرم به دنبال روح خودش میآید.
***
کویر: فیلمی به کارگردانی علی خزاعیفر و مهدی محمدی که از تولیدات سال 90 مرکز صداوسیمای استان خراسان رضوی به شمار میرود و جمعه ساعت 13 و 30 دقیقه از شبکه شما بازپخش شد.
در این فیلم آرش مجیدی، آیدا کیخانی، حسین طاهری، نرگس محمدی و محمد حسینزاده ایفای نقش میکنند و در خلاصه داستان آن آمده است: سه گروه با اهدافی متفاوت، اما به شکل موازی در راه رفتن به مشهد مقدس هستند. در گروه اول، سید نذر کرده هر سال با پای پیاده به زیارت امام رضا(ع) برود و در این سفر، احمد پسر همسایه را که برای رسیدن به دختر مورد علاقهاش نذر سفر کرده و امیر را که بتازگی ترک اعتیاد کرده، با خود همراه ساخته است. گروه دوم سه سارق هستند که با دزدی از یک طلافروشی و مجروح کردن صاحب مغازه به سوی مشهد میگریزند و گروه سوم راننده پیری است که به سوی خانه میرود و در راه زن بارداری را سوار میکند که همسر معتادش را ترک کرده و راهی خانه پدری است. در طول مسیر این سه گروه سرنوشتی مرتبط پیدا میکنند.
«کویر» یکی از بهترین فیلمهای تلویزیونی سفارشی و مرتبط با شبکه استانی است. در این فیلم اولا سه داستان مجزا و ارتباط آنها به یکدیگر بخوبی درآمده است و همین باعث شده ریتم کار حفظ شود و برای مخاطب جذاب باشد. همچنین جغرافیا و مکان در فیلم وصله ناجور نیست. متاسفانه در 90 درصد فیلمهای تلویزیونی مراکز استانها، نویسنده برای آن که رضایت مدیران را جلب کند، جغرافیا را با زور به طرح سنجاق میکنند و این سنجاقزدن به حدی باسمهای و سطحی است که براحتی قابل برداشتن است و همان موضوع خیلی ساده، قابل روایت در جایی دیگر است و هیچ اتفاقی هم رخ نمیدهد.
سازندگان فیلم تلویزیونی کویر، این هوشمندی را داشتهاند که مکان را به تار و پود قصه پیوند زنند و از همه مهمتر اینکه هوشمندی نویسنده موجب شده هر قصه در عین حال، خود حاوی چند ریز قصه و داستان باشد و به نوعی میتوان فیلم کویر را یک موزائیککاری درست دانست که اجزای آن بهتنهایی صاحب هویت هستند و این جزء در یک کل نهفته است.
کویر از قصه خوبی برخوردار است. کارگردانی کار هم در راستای فیلمنامه و مشخص است و برای تولید آن زحمت کشیده شده، اما انتخاب نادرست بازیگران و بازیهای چند دست به کار لطمه زده است که این هم شاید از کمتجربگی سازنده اثر باشد. با این حال باید بر این نکته صحه گذاشت که فقر پروداکشن و سطحینگری تولیدی در فیلم کویر به چشم میآید و عاملی میشود تا آن اتفاق بسیار خوب برای این فیلم رخ ندهد.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: