به گزارش مهر، اوایل فروردین امسال ماموران پلیس آگاهی شهرستان زنجان از کشف جسد مرد میانسالی حوالی جاده دندی باخبر شدند.
ماموران پس از حضور، در محل در بررسیهای اولیه احتمال مرگ مرد ناشناس بر اثر تصادف را مطرح کردند، اما با بررسی دقیق صحنه و شدت جراحات مرد میانسال، احتمال مرگ بر اثر تصادف کمرنگ شد و فرضیه قتل و صحنهسازی برای تصادف قوت گرفت. در ادامه تحقیقات هویت مقتول به نام محمد چهل و هشت ساله شناسایی و مشخص شد وی در روستایی در نزدیکی محل کشف جسد زندگی میکرده و دارای همسر و دو فرزند بوده است.
کارآگاهان در نخستین گام همسر مقتول را به اداره آگاهی احضار کردند که او در بازجویی اطلاع از مرگ همسرش را انکار کرد. با اظهارات متناقض این زن که نیلوفر نام دارد، ماموران به او مشکوک و در بررسیهای پلیسی متوجه شدند نیلوفر با یکی از اهالی روستا به نام ناصر ارتباط پنهانی دارد. با کشف این سرنخ ناصر دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد.
او در بازجویی با انکار نقش خود در مرگ محمد، عنوان کرد: محمد مشکل مالی داشت و من به او و خانوادهاش کمک میکردم. ناصر در حالی منکر ارتباط با نیلوفر بود که ماموران با کشف سرنخهایی در این زمینه، تحقیق از او را ادامه دادند. متهم در ادامه تحقیقات اعتراف کرد: از مقتول پول طلب داشتم و او از پس دادن پول امتناع میکرد، از سوی دیگر من و نیلوفر به یکدیگر علاقه داشتیم. به همین دلیل روز حادثه محمد را سوار خودرو کردم و از او خواستم پولم را بدهد. بر سر این موضوع باهم درگیر شدیم و او از خودرو پیاده شد، من هم برای انتقام چند بار با خودرو از روی او رد شدم و سپس جسدش را در صندوق عقب گذاشته و در محلی خلوت رها کردم.
سرهنگ طلوعی، رئیس پلیس آگاهی در این باره گفت: پس از اعترافات ناصر، ماموران نیلوفر را دستگیر کردند که او هم در بازجویی به ارتباط پنهانی با متهم ردیف اول و اطلاع از ماجرا اعتراف کرد.
متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم