در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروزه تقریبا همه میدانیم رشد ناهنجار سلولهای بدن موجب سرطان میشود و این ناهنجاری در قسمتهای مختلف بدن، سرطانهای متفاوتی به وجود میآورد که علائم فیزیکی گوناگونی دارد؛ علائمی چون از دست دادن موهای سر، ابرو و حتی مژه، لاغر شدن یا برعکس چاق شدن، از دست دادن اشتها یا پرخور شدن، تغییر در درک طعم یا بو، خستگی بیش از حد، رنگپریدگی در چهره یا لبها، قطع عضو پس از جراحی، تهوع و استفراغ، اختلال در الگوی خواب و تمرکز ضعیف.
گاهی اوقات خستگی چنان بر بیماران مستولی میشود که حتی پس از یک خواب شبانه طولانی و فقط یک ربع ساعت فعالیت، بشدت خسته میشوند. این تغییرات فیزیکی، احساسات و خلق و خوی فرد مبتلا را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. بیشتر مواقع مبتلایان نمیتوانند براحتی عوارض مربوط به بیماری یا حتی فرآیند درمان را تحمل کنند و دچار افسردگی و اندوه فراوان میشوند.
کسی که سرطان میگیرد احساس ناامنی میکند و وجودش پر از خشم میشود. او حتی از این که بخوبی مراقب خود نبوده است، احساس گناه میکند و همچنین وحشت از آینده نیز به سراغش میآید.
یک بیماری، چند حس و حال
سرطان یک بیماری غیرقابل پیشبینی است و فرد مبتلا ممکن است یک روز، حس خوبی داشته باشد، اما روزی دیگر چنین نباشد. شما همیشه باید بدانید فرد مبتلا هر روز رفتاری متفاوت از خود نشان خواهد داد. کسی که با سرطان زندگی میکند، همیشه باید با احساسی از نبود اطمینان دائمی بجنگد و همین احساس نیز به اطرافیانش منتقل میشود. وقتی این شک و تردید وجود فرد مبتلا را میگیرد او را دچار خشم، افسردگی یا کنارهگیری از اجتماع میکند.
این روند، بخشی از اندوهی است که به سبب از دست دادن مواردی چون سلامت، انرژی و زمان در فرد ایجاد میشود. بیشتر افراد مبتلا براحتی نمیتوانند خود را با حقیقت جدید زندگیشان وفق دهند. برخی نیز برای این که بتوانند با اثرات سرطان کنار بیایند به کمک دیگران بشدت نیاز پیدا میکنند.
بیماران برای غلبه بر ترسشان نسبت به سرطان روشهای مختلفی به کار میگیرند. ممکن است هرگز در مورد بیماریشان صحبت نکنند یا برعکس براحتی در مورد احساسشان حرف بزنند.
برخی از آنها نیز سعی میکنند با بیماریشان به صورت طنز و شوخی برخورد کنند و این گونه روح خود را از درد و ماهیت جدی بیماریشان تسکین دهند، اما برخی دیگر از افراد بشدت از خانواده و دوستان خود کنارهگیری میکنند و به لاک خود فرو میروند.
از آنجا که انسان همیشه خواهان داشتن کنترل روی زندگی خود است ابتلا به بیماریای که این جنبه از زندگیاش را به خطر میاندازد، عذابشان میدهد و آنها را غمگین یا پر از خشم میکند.
در این میان بعضیها برای دور کردن وحشت از وجود خود بیماریشان را انکار میکنند، اما برخی هم به خود میقبولانند میتوانند از پس بیماری برآیند و امیدشان به زندگی را از دست نمیدهند و تا وقتی مراحل درمانشان را جدی بگیرند، نباید آنها را با گروه قبلی اشتباه گرفت.
کمک به بیمار سرطانی
وقتی دوست یا یکی از اعضای خانوادهتان به سرطان مبتلاست مهمترین کاری که باید انجام دهید بیان احساستان نسبت به این وضع به بهترین و راحتترین شکل ممکن است. میتوانید در کنار این که نگرانیتان را ابراز میکنید، او را تشویق کنید با این بیماری کنار بیاید و به او بگویید هرگز تنهایش نمیگذارید.
گاهی اوقات بیمار به یک گوش شنوا نیاز دارد تا از احساسش بگوید، بنابراین با تمام وجود به حرفها و ترسهایش گوش دهید.
گفتن جملاتی از قبیل این که: «نمیدانم الان واقعا باید چه بگویم، اما میخواهم بدانی هرگز تنهایت نمیگذارم»، «با تمام وجودم به خاطر این دردی که گرفتارش شدی متاسفم»، «هر زمان بخواهی در موردش حرف بزنی، من کنارت هستم» و «یک لحظه از فکرت دور نمیشوم» بسیار تسکیندهنده و آرامشبخش است و میتواند تا اندازهای به بیمار کمک کند.
از طرفی دیگر وقتی فرد مبتلا را تشویق به پیگیری درمان میکنید، باید مراقب باشید خوشبینی کاذب به او نشان ندهید و از او نخواهید همیشه دیدی مثبت به این قضیه داشته باشد. با این کار آنها را مجبور میکنید ترسها، نگرانیها و غمهای واقعیشان را پنهان کرده و نتوانند با آن احساسات بدرستی برخورد کنند. همچنین به او نگویید که میفهمید او چه احساسی دارد، زیرا هیچ کس نمیتواند احساس یک بیمار سرطانی را واقعا درک کند.
گاهی اوقات به کار بردن طنز و شوخی در حد متعادل نسبت به بیماری و عوارض آن میتواند بیمار را حمایت و کمک کند و به این وسیله تحمل فرد را طی گذراندن روند درمان و کنترل سرطان بالا ببرد. مثلا وقتی عوارض جانبی درمان مثل از دست دادن مو یا پرخور شدن را دستمایه طنز کنید و با همدیگر به آن بخندید، شاید بتواند این عارضه را راحتتر تحمل کند.
گاهی اوقات این کار روشی مطمئن برای از بین بردن اضطراب در فرد حتی خودتان میشود. البته اگر متوجه شدید فرد مبتلا علاقهای به شوخی کردن در این موارد ندارد، هرگز ادامه ندهید.
هر زمان احساس کردید فرد مبتلا کمی حالش بهتر است، حتما به او بگویید، اما وقتی حالش بد است هرگز در این خصوص سخنی به زبان نیاورید. مثلا نگویید: «وای چقدر لاغر شدهای؟» یا «رنگت پریده». مبتلایان به سرطان لحظه به لحظه مشکلات فیزیکی و ظاهر خود را کنترل میکنند و نسبت به آنها احساس بسیار بدی دارند و اگر شما در موردش صحبت کنید موجب شرمندگی و افسردگیشان میشوید.
یک بیماری، تجربههای متفاوت
در برخورد با فردی که به سرطان مبتلاست بهتر است از تجربههای افراد دیگری که قبلا سرطان داشتهاند سخنی به میان نیاورید، زیرا افراد مبتلا، شرایط متفاوت دارند و ممکن است داستان یکی مناسب دیگری نباشد، اما میتوانید بگویید: « میدانم چگونه میتوان این بیماری را کنترل کرد، زیرا قبلا با کسی که مبتلا بوده است سر و کار داشتهام.» در واقع تجربهتان را این گونه با او در میان بگذارید.
رازداری مساله دیگری است که از اهمیت خاصی برخوردار است. اگر دوستتان به شما میگوید سرطان دارد، بدون اجازه او نباید با فرد دیگری این موضوع را در میان بگذارید، زیرا این کار ضربه بدی به روحیه او وارد میکند و دیگر نمیتواند به کسی اعتماد و احساساتش را بیان کند. پس به حریم خصوصی دوستتان احترام بگذارید. همچنین اگر از زبان دیگران این موضوع را فهمیدید بیتفاوت از کنارش نگذرید و به او بگویید: «شنیدهام که چه اتفاقی افتاده است و واقعا متاسفم.»
گاهی اوقات پیش میآید دوست صمیمیتان در مورد بیماریاش با شما حرفی نمیزند و این موضوع شما را میرنجاند.
فراموش نکنید فرقی نمیکند دوستتان چقدر به شما نزدیک باشد، افراد برای این که بتوانند با چنین موضوع ناراحتکنندهای کنار بیایند به مدتی وقت نیاز دارند. این را موضوعی شخصی تلقی نکنید و وقتی موضوع را به شما گفت فکر کنید چه کمکی میتوانید به او بکنید و آنها را مطمئن کنید مراقبشان هستید.
معمولا بیماران مبتلا از روشهای درمانی وحشت دارند. بهترین کار این است که با کمک کارشناسان او را آماده تصمیمگیری درخصوص نحوه درمانشان کنید و هر تصمیمی گرفتند، حتی اگر موافق نبودید، به آن احترام بگذارید.
موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که برخی افراد مدام در حال پند دادن و نصیحت کردن هستند. مراقب باشید شاید بیمار دوست ندارد آن حرفها را بشنود و وقتی آنها را مجبور به شنیدن میکنید نهتنها کمکی به آنها نکردهاید، بلکه بیش از گذشته موجب اضطرابشان میشوید. پس تا وقتی نخواسته او را نصیحت نکنید.
هنگام برخورد با بیمار تا حد امکان عادی باشید. از طرفی هرگز به بیماراجازه ندهید به دلیل خشم و ناامیدی بدرفتاری و به شما توهین کند. اگر میخواهید به او کمک کنید قبل از هر چیزی باید احساستان جریحهدار نشود.
کنار آمدن با احساس خود
وقتی عزیزتان به سرطان مبتلا میشود ممکن است شما نیز بسیار اندوهگین شوید یا از این که شما سالم هستید، احساس گناه کنید و ایمانتان را به برخی مسائل از دست بدهید و نبود اطمینان وجودتان را فرا گیرد و دچار خشم و بیخوابی شوید و حتی گاهی نسبت به سلامت خودتان هم نگران شوید.
این موارد کاملا عادی و طبیعی هستند و شما با کمک به فرد مبتلا میتوانید از شر این احساسات ناراحتکننده خلاصی یابید. بیماری سرطان خیلی ترسناک است و کسانی که در این زمینه تجربهای ندارند، ممکن است نتوانند به درستی با آن برخورد کنند. اگر در برخورد با چنین شرایطی وحشت کردید یا احساس خوبی نداشتید، خجالت نکشید و با کارشناس این امور صحبت کنید و از او راهنمایی بخواهید تا بتوانید به عزیزتان کمک کنید.
و کلام آخر این که بیماران مبتلا به سرطان در هر مرحله از بیماریشان به فردی دلسوز و همراه نیاز دارند، پس اگر او را دوست دارید هرگز تنهایش نگذارید و امیدتان را نیز از دست ندهید.
Cancer.org / مترجم: نادیا زکالوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: