مارتینز هم جای مویس را گرفته است
البته در برخی تیمهای مطرح لیگ برتر انگلیس شرایط قبلی محفوظ مانده است. آرسنال، هجدهمین فصل متوالی کارش را با آرسن ونگر شروع خواهد کرد و این فرانسوی شصت و سه ساله باید به هشت سال بدون جام و عنوان ماندن این تیم پایان بخشد. تاتنهام نیز با رضایت از نحوه کار آندره ویاسبواش پرتغالی او را برای دومین سال متوالی روی نیمکت خود خواهد نشاند، ولی اگر خواستار یک تغییر قابل ذکر دیگر باشید باید بگوییم ویگان بعد از فتح جام حذفی انگلیس در فصل گذشته، سرمربی اسپانیاییاش روبرتو مارتینز را به اورتون سپرده است و وی باید جای دیوید مویس را که 11 سال متوالی سکاندار گودیسون پارک بود، پر کند.
نوستالژی ماندگار
ولی نگاهها در درجه اول به تغییرات و سه مربی است که نامشان در ابتدای مطلب آمد. مورینیو در بدو انتقال از پورتوی پرتغال به چلسی در سال 2004 گفت که با سایرین متفاوت است و روزهای خوشی را در استمفوردبریج رقم خواهد زد و به قولش نیز عمل کرد و بعد از 50 سال دور ماندن پیراهن آبیها از عنوان قهرمانی لیگ انگلیس، این مقام را نه یک بار بلکه دو مرتبه پیاپی نصیبشان کرد. وی دو مرتبه هم جام اتحادیه و یک بار جام حذفی انگلیس را صید کرد و وقتی در سپتامبر 2007 به سبب ناسازگاری با رومن آبراموویچ مالک روسی و میلیاردر چلسی، این باشگاه را ترک کرد نوستالژی ماندگاری را برای خود ساخت که تا زمان بازگشت وی به لندن در ژوئن امسال درمان نشد. گذشت شش سال از زمان جداییاش از چلسی و البته پنجاه سالهشدن مورینیو را قدری ملایمتر کرده و او ظاهرا آن چهره آتشین روزهای نخست ورودش به استمفوردبریج نیست. مورینیو حتی کوشیده است توقعات مربوط به قهرمانشدن مجدد چلسی در لیگ انگلیس را در همان فصل اول بازگشتش به این تیم پایین بیاورد و وعده به فصل دوم داده است، اما فرقی نمیکند و همگان در همان فصل نخست چنین چیزی را از او میخواهند. با وجود تحویل گرفتن تیمی که بسیاری از چهرههایش آدمهای زمان حضور قبلی او در چلسی نیستند، وی هنوز شاگردان و سرداران قبلیاش مانند لمپارد، تری، کول و چک را در خدمت میبیند و قطعا از این که اینک رامیرز، اسکار، برادران هازارد، دمبابا، کیهیل و ایوانوویچ هم در خدمت او هستند ناراضی نیست، اما باید دید وی با فرناندو تورس که دو سال و نیم است همه را در چلسی جان به لب کرده است، چه خواهد کرد.
به جای مرد غیرقابل جایگزین
مویس در منچستریونایتد و پیگرینی امتیاز آقای خاص در چلسی را ندارند، زیرا در محیطی به کلی غریبه گذاشتهاند و باید مدتی زمان سپری شود تا بر شرایط موجود مسلط شوند. مویس طی 11 سال کار در اورتون حتی یک جام هم نبرد، ولی در اولدترافورد باید جای مردی را بگیرد که 13 بار لیگ برتر انگلیس را فتح کرد و شش بار بر جام حذفی انگلیس بوسه زد و دو مرتبه هم فاتح جام قهرمانان باشگاههای اروپا شد.
از تبار دوم
مانوئل پیگرینی در باشگاههای آرامتر ویارئال و مالاگا بیلان بهتری داشت و در باشگاه پرتوقع و ناآرامی مثل رئال مادرید کم آورد و فقط یک فصل آنجا ماند و منچسترسیتی برای او بیشتر یک باشگاه از تبار دوم است تا روش و طریق اول. وی نیز مثل مویس تیم پرمهرهای را تحویل گرفته، ولی معلوم نیست چه مقدار از روشکار و عادات سیتی برابر با چیزی است که او میخواهد. کارلوس تهوز هم به یوونتوس کوچ کرده و این به معنای کاهش نسبی در قوای ضربتی و تهاجمی تیمی است که سرانش وقتی فصل پیش فینال F.A.cup انگلیس را به ویگان واگذار کرد، تردیدی در برکناری مانچینی از سمت هدایت تیم به خرج ندادند. دلگرمی پیگرینی به این است که سیتی حتی قبل از این که او بیاید خسوس ناداس، پیستون راست نفوذی سهویا و فرنان دینیو، هافبک برزیلی شاختار دونتسک را در ازای رقمی حدود 50 میلیون پوند استخدام کرد.
مالکان بیصبر
مشکل اصلیتر او که مویس و مورینیو به سبب پیشینه کارشان در انگلیس با آن مواجه نیستند، عادت کردن به ویژگیهای لیگ انگلیس و دشواریهای آن است. چیزی که برای پیگرینی با سابقه هشت سال کار مداوم در اسپانیا آسان نخواهد بود. او با هیات رئیسهای هم طرف است که از مربیانش پیروزیهای عاجل و پرشمار میخواهد و چون پولی نجومی را صرف خرید ستارهها در سالهای اخیر کرده و از این طریق امثال اگهرو، سیلوا، توره، نصری، ژکو و مایکون را به ورزشگاه اتحاد آورده، حاضر نیست برای پیروزیهای برخاسته از کارهای ریشهای صبر کند و حتی قهرمانی در لیگ و جام حذفی انگلیس را چون در دوره مانچینی حاصل آمده است، تکراری و نوعی درجا زدن میداند و به عناوین اروپایی چشم دارد.
Evening Standard / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم