سعادت و آرامش‌ در عرفان

چون غایت الغایات دنیا و عقبی و ارض و سماء در منظر عارفان و حکما، الله تعالی است به همین منظور عارف، سعادت حقیقی را در رسیدن به قرب جانان دانسته و آرامش راستین و بی‌انتها را نیز از همان سرچشمه جستجو می‌کند تا به آن دست یابد. بنابراین عارفان و حکما ضمن سلوک و انجام ریاضات شرعی با یاد خدا مانوس و همدم شده و این انس و الفت با ذکر مدام سبب ایجاد و ایجاب آرامش و اطمینان قلب عارف و حکیم الهی شده به مرور باعث الفت بیشتر و غرق شدن در اقیانوس بیکران اسماء الهی می‌شود، لذا این توجه و تکیه بر فیوضات جناب حقیقت الوجود در گذر ایام، عارف و حکیم الهی را بی‌نیاز از تکیه بر مادیات می‌کنند در صورتی که عامه جامعه بر آن (مادیات) تکیه کرده‌اند و اطمینان و آرامش کاذب را در نتیجه سرگرم شدن با ماده و زرق و برق دلفریب آن فقط در فکر و خیال می‌یابند اما عارف، حقایق را به عینه در رسیدن به جوار حق و لقاءالله حق می‌یابد.
کد خبر: ۵۷۹۹۶۷

عارف و حکیم الهی در هر توجه و ذکر و نماز و نیازی به قرب جانان‌ چنان متصل می‌شود که دغدغه و کمبود چند‌روزه دنیای مادی همچون پرده‌ای به کنار زده می‌شود و اثرات وضعی این همنشینی موجب کسب آرامش و امنیت فراتر از تصور برای این بنده مخلد در جوار رحمت و رحمانیت الهی می‌شود، چنانچه این اطمینان، آرامش و امنیت حقیقی آثار و اثراتی را نیز در ظاهر و باطن چنین پوینده و مومن ایجاد می‌کند از جمله نفس‌اماره با اغوای درونی و بیرونی توان بر هم زدن آرامش و اغتشاش قلبی و درونی وی را ندارد و نمی‌تواند به‌این‌طریق او را از یاد خدا منحرف ساخته و متوجه امری غیرالهی و مرتکب شدن به گناه کند.

با تکیه بر این آرامش و اطمینان حقیقی است که حضرت ختمی مآب(ص) از تطمیع و تهدید قریش نهراسیده و می‌فرماید: اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهید ذره‌ای از طریق خویش کوتاه نخواهم آمد و با تکیه بر همان آرامش و اطمینان قلبی الهی‌گونه است که حضرت‌مولا(ع) با تکیه بر ریسمان الهی تمام شداید را متحمل کرد و خم به ابرو نیاورد و آرزوی اظهار عجز را بر دل نامردان روزگار گذارد و با اطمینان و آرامشی تام به محراب شهادت قدم گذاشت یا حسین(ع) با تکیه بر حق الحقیقت پای در مسلخ عشق نهاد.

اما سعادت انسان نیز در گرو‌ رسیدن به این آرامش حقیقی و سکینه الهی است و برحسب همین امر، سعادت دارای مراتب و مدارجی می‌گردد که هر چقدر کمالات بالقوه که فطرتا در وجود انسان است به فعلیت درآید و حجاب از دیدگان وی کنار زده شود به همان اندازه از شقاوت دور شده و به سعادت نزدیک‌تر می‌شود.‌از دیدگاه حکما نیز انسان از سه قسم سعادت نفسانی و بدنی و مدنی‌ می‌تواند بهره‌مند باشد؛ سعادت نفسانی انسان در گرو‌ تهذیب نفس و آراستن خویش به فضیلت‌های گوناگون و آموختن علم است، از این رو انسان سعادتمند که از اخلاق والا برخوردار است می‌تواند جامعه را به سوی سعادت و آرامش سوق دهد و جامعه سعادتمند نیز انسان‌ها را به سوی آرامش و سعادت رهنمون می‌کند و این امر موجب تعالی اشخاص و جامعه می‌شود و مدینه‌فاضله و آرمانشهر تحقق عینی می‌یابد.

هوشنگ شکری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها