
منصور ضابطیان که دغدغههای متفاوتی را در عرصه هنر دنبال میکند، به کمک گروهش احساس خوشایندی را برای مخاطب از طریق برنامه موفق «رادیو هفت» ایجاد کرده است. او که آغاز فعالیت هنریاش با روزنامهنگاری بوده، این روزها اجرا و برنامهسازی برای تلویزیون جزو جدانشدنی زندگیاش شده است و ما اکنون در مجالی که برای گفتوگو با او یافتهایم درباره چند و چون برنامههای زنده تلویزیویی و آنچه سبب ماندگاری یک برنامه زنده میشود، گفتوگو میکنیم و بهیقین نخستین پرسش درباره چگونگی به تصویر کشیده شدن یک برنامه زنده در رسانه ملی است.
روند ساخت یک برنامه زنده در رسانه ملی چگونه است؟
برنامههای زنده مانند هر برنامه دیگری که در تلویزیون ساخته میشود، مراحلی از جمله ارائه طرح، تصویب اولیه، برآورد هزینهها و تعیین زمان مناسبی برای پیش تولید، سپس تولید و پخش دارند. میان شرایط ساخت یک برنامه تولیدی با یک برنامه زنده، تفاوت چندانی نیست.
اما آنچه یک برنامه زنده را از دیگر برنامهها جدا میکند، همان زنده بودنش است؛ یعنی در ذات برنامه نیاز به زنده بودن وجود دارد و علاوه بر به روز بودن باید بتواند زنده هم باشد؛ زیرا گاهی برنامههایی از تلویزیون ایران و دیگر کشورها پخش میشود که بیننده فکر میکند؛ چرا این برنامهها باید زنده باشد؟ یا چه نیازی به زنده بودن دارند؟ بنابراین نیاز به زنده بودن، ویژگی اصلی برنامههای زنده است.
دلیل موفقیت یا پرمخاطب بودن برخی برنامههای تلویزیون پس از گذشت سالها را چه میدانید؟
زمانی ما درباره روی آنتن بودن و زمانی دیگر دربارهبیننده داشتن یک برنامه زنده صحبت میکنیم. مورد اول شامل برنامههایی میشود که سالها پخش شده؛ اما مخاطب چندانی ندارد و تماشاگر نتوانسته رابطه عاطفی با آن برنامه برقرار کند و به هر حال آن برنامه باید در ساعتی از شبانهروز پخش شود.
اما اینکه یک برنامه زنده پس از گذشت سالها مخاطب خود را از دست نمیدهدبه ذات زنده و پوپا بودن برنامه برمیگردد ؛ یعنی اگر مردم خوشحال هستند با آنها همراه شده و اگر ناراحت هستند در عین آنکه به ناراحتیشان احترام میگذارد، سعی میکند این ناراحتی را کمتر کند و اگر موفقیتی یا شکستی نصیب آنها شد، خود را شریک بدانند. مخاطبی که پای برنامه نشسته، بداند برنامه مورد نظر بخشی از وجود خودش است که حالا دارد از تلویزیون پخش میشود. اگر برنامهسازان بتوانند این موارد را رعایت کنند یک برنامه چند سال دوام میآورد و پرمخاطب خواهد ماند.
دلایل موفقیت یک برنامه زنده چه میتواند باشد؟
این موضوع بحث بسیار مفصلی را میطلبد، اما در یک اشاره کوتاه باید گفت؛ اگر یک برنامهساز فرمولهای برنامهسازی را بداند و از جامعه خود دور نبوده و بتواند بازتاب اتفاقات و مسائل جامعهاش را در برنامه داشته باشد، برنامه موفقی خواهد داشت. این فرمول در عین سادگی بسیار پیچیده است. مثلا باید بدانیم جامعه ما در یک شب خاص چه نیاز دارد و بهتر است چه کلمات و موسیقی برای او به کار برد یا درباره چه موضوعی با مخاطب صحبت کنیم.
برخی تحصیلکردههای این رشته با وجود اینکه تمام این فرمولها را میدانند، اما قادر به اجرای آن نیستند؛ آیا باید فرمول نانوشته دیگری برای موفق شدن برنامههای زنده داشته باشند؟
فرمولهای برنامهسازی شرط لازم برای ساخت یک برنامه است، اما شرط کافی نیست؛ چراکه در سینما هم دیدهایم بسیاری از کارگردانهای تحصیلکرده سینما که الفبای این هنر را از هر کس دیگری بهتر میدانند، اما نمیتوانند فیلم خوب بسازند. در همین حوزه روزنامهنگاری بسیاری از استادان دانشگاهی قدرت تحلیل یک گفتوگو را دارند، اما قادر به انجام یک مصاحبه خیلی خوب نیستند. دانستن فرمولها الزاما به معنای موفقیت در یک کار هنری نیست.
در مرحله بعد از دانستن فرمولها یک برنامهساز باید «آنی» را در وجود خود داشته باشد و اینکه شرایط اجتماعی و مردم خود را بشناسند. شاید یکی از دلایل اصلی اینکه یک برنامه تلویزیونی با آنکه همه نشانههای لازم مانند دکور یا مجری خوب را دارد، اما باز هم نمیتواند جذب مخاطب کند؛ این است که بسیاری از تهیهکنندگان ما رابطه خود را با جامعه از دست دادهاند.
مثلا صبح سوار اتومبیل خود میشوند، به سر کارشان میآیند، برنامهشان را میسازند، آنها مردم را نمیبینند، روزنامه نمیخوانند، وبلاگها و سایتها را چک نمیکنند یا سوار اتوبوس و مترو نمیشوند. معتقدم اگر میخواهیم برنامه اجتماعی خوبی بسازیم باید با این جریانها همراه شد و در کنار آن فرمولها را هم بدانیم، البته یادگیری فرمولها چندان سخت نیست مشکل اصلی یادگیری بخش دوم است.
تفکر و اندیشه برنامهساز و نوع نگاهش به مخاطب تا چه میزان در موفقیت برنامه تاثیر دارد؟
صداقت برنامهساز و احترامی که به بیننده میگذارد یکی از اصول اصلی موفقیت یک برنامه است و احترام گذاشتن به معنای اینکه مجری خیلی مودب رفتار کند یا ادای آدمهای متواضع را در بیاورد نیست، بلکه این روش تنها بیننده را دور و فکر میکند میخواهیم فریبش دهیم. احترام به بیننده باید در ماهیت برنامه نهفته باشد یعنی مخاطب احساس کند شما برای او کم نگذاشتهاید و قصد دروغ گفتن ندارید. این احساس از عملکرد برنامهساز حاصل خواهد شد. وقتی یک گروه در برنامه خود به جزئیترین مسائل نیز توجه کنند بتدریج احساس یاد شده به وجود خواهد آمد و مخاطب میداند اگر حرفی زده میشود، هدفی دارد و از کلمه کلمه برنامه استفاده میکند و منتظر است مفهومی را دریافت کند.
بازتاب مسائل اجتماعی، یعنی برنامهساز از همه اتفاقهای جامعه با خبر باشد و از طرفی آگاهی از روح حاکم بر جامعه بسیار مهم است، یعنی ما بدانیم «جامعه هدف» که برای آن برنامه تولید میکنیم مانند یک محصول است؛ یعنی باید مخاطب را بشناسیم، نیازسنجی کنیم و محصول متناسب با نیاز آنها را ارائه دهیم. پس از شناخت نیاز مخاطب باید برنامهای بسازیم که بتواند به نیازها پاسخ دهد و یک برنامه نمیتواند به نیازهای مخاطب پاسخ دهد مگر آنکه حس و حال آنها را درک کرده باشد.
مثلا اگر یک شب در مسابقه والیبال پیروز میشویم و همه مردم خوشحال هستند ما باید بلافاصله فضای برنامه را تغییر دهیم و به سمت همراهی با این شادی پیش برویم یا اگر زمانی میبینیم مردم به هر دلیلی مثلا بالا رفتن قیمت دلار حال خوشی ندارند و این بر وضع روانی جامعه تاثیر گذاشته است، باید با احترام به اینکه میدانیم بیننده نگران است، این نگرانی را کم کنیم؛ بنابراین برنامهسازی در عین حال که ساده است روشهای پیچیدهای را میطلبد.
شما به کلمات اشاره کردید و گفتید برنامهسازان باید نسبت به تکتک کلماتی که در برنامه خود
ادا میکنند، شناخت و آگاهی داشته باشند و برنامه رادیو هفت در این زمینه موفق ظاهر شده است،لطفا بیشتر توضیح دهید؟
در هر برنامهای چیزی به نام لحن وجود دارد. لحن نه تنها از دایره واژگان مجریان و نویسندگان برنامه تاثیر میگیرد بلکه نوع استفاده از واژه و به جا استفاده کردن از آنها در تولید یک برنامه موفق تاثیرگذار خواهد بود.
تسلط و آشنایی با لحنها خود یک علم است که نیاز به آموزش دارد، اما اگر برنامهسازان حس و حال جامعه را بدانند و نویسندگان برنامه دایره لغات وسیعی داشته باشند و بار کلمات را بشناسند، طبیعی است از کلماتی استفاده خواهند کرد که روی احساس بیننده تاثیر گذارد؛ بنابراین در رادیو هفت تلاش میکنیم این ویژگیها را رعایت کنیم؛ اما اجرایی کردن این صحبتها در عمل کمی مشکل است و پیچیدگیهای خاص خود را دارد.
مریم احمدی/ قاب کوچک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم