در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای تهیه گزارشی از دوبله این انیمیشن در یکی از روزهای پیش از آغاز پخش آن، راهی استودیو سپندفیلم میشوم، در حالی که بیشتر گویندگان اصلی این انیمیشن در استودیو حضور دارند.
پس از آشنایی با گویندگان و نقشهایی که قرار است به جای آنها حرف بزنند، تمرین ابتدایی تیم گویندگان شروع میشود. شوکت حجت، سرپرست گویندگان این سریال پویانمایی که مسئولیت سختی را در این کار به عهده دارد، در حالی که دیالوگهای مربوط به هریک از گویندگانش را آماده و با وسواس خاصی آنها را دستهبندی میکند، میگوید: این کار از فشردگی بالایی برخوردار است. ما باید ظرف مدت کوتاهی این انیمیشن را به پخش برسانیم. خوشبختانه تیمی که من با آنها کار میکنم بسیار هنرمند و حرفهای هستند و مشکلی بابت فشردگی زمان نداریم.
پیش از این که تمرین شروع شود، این اثر به واسطه تلویزیونی که در استودیو قرار دارد برای گویندگان پخش میشود و آنها با دقت شخصیتها را مورد ارزیابی قرار میدهند تا ببینند چه زمانی را برای ادای دیالوگها باید درنظر گیرند. به دلیل تعدد کاراکترها، بخشی از دوبله این کار به شکل جداگانه بین گویندگان تقسیم و ضبط میشود. به این شکل که بنابر برنامهریزی مدیر دوبلاژ، عدهای از گویندگان، نقشهای مربوط به خودشان را میگویند و بقیه در زمان دیگر، بهجای نقشهایی که دوبله نشده، صحبت میکنند. وقتی گویندهای غایب است، شوکت حجت خودش حرف میزند تا از این طریق حس را به دیگران منتقل کند، سپس با اضافهشدن دوبلور، صدای اصلی را جایگزین میکند.
وقتی تصاویر این انیمیشن بدون صدا و دوبله پخش میشد، اصلا نمیتوانم با وجود تصاویر زیبایی که دارد با آن ارتباط برقرار کنم، اما خب در عوض شانس این را دارم که از ابتدا شاهد شکلگیری صدا در کار باشم.
در این انیمیشن نادر علیمردانی صدابردار است و نرگس فولادوند (حامد و سکینه)، شوکت حجت (نرگس)، فرانک رفیعیطاری (مادر، سعید و یک عروسک مهمان)، مینا شجاع (مادربزرگ و عروسکهای مهمان)، عطرچی (پدر) و علی همت مومیوند (پدر بزرگ) صحبت میکنند.
بهجای پدربزرگها
علی همت مومیوند ـ که تاکنون در آثاری نظیر «باب اسفنجی»، «گربه سگ» و... گویندگی کرده است ـ در مورد حضورش در این اثر میگوید: از وقتی پدربزرگ شدهام، دوست دارم رلهای پدربزرگی را بگویم. در این اثر هم به جای پدربزرگ صحبت میکنم که برای من بسیار جالب و خاطرهانگیز است.
وی ادامه میدهد: در سری قبلی این مجموعه هم من صحبت کردم، اما سری دوم آن به کارگردانی امیر فیضی، پیشرفت محسوسی داشته و مسائل اعتقادی مربوط به ماه رمضان را به شیوه رسا و زیباتری بیان کرده است، طوری که از حالت قصهگویی مستقیم خارج شده است.
وی میافزاید: من در قالبهای مختلفی حرف زدهام؛ اما با این وصف، علاقه خاصی به دوبله کارهای کودک دارم، چون در این نوع کارها، صداقت و صمیمیتی خاص وجود دارد که بسیار شیرین است. ضمن آن که در حال حاضر انیمیشنهای ایرانی هم پیشرفت خوبی داشته و شبکه پویا میان بچهها به جایگاه ویژهای دست یافته است.
فصلی از انیمیشن که امروز دوبله میشود، به گرسنگی و ضعف حامد (یکی از کاراکترهای اصلی این اثر) مربوط است. حامد یک پسر بچه مومشکی و بازیگوش است که ظاهرا سال اولی است که روزه میگیرد و به همین علت، گرسنگی بر او احاطه کرده است و نرگس فولادوند، دوبلور سوباسا به جای این شخصیت حرف میزند. بعد از سالها، این اولین بار است فولادوند بهجای یک پسربچه حرف میزند، چون نوع صدای او باعث میشود بیشتر مدیران دوبلاژ در مقام یک دختر جوان از او استفاده کنند.
از دوبله کار کودک انرژی میگیرم
نرگس فولادوند ـ که بیشتر صدای او را در نقش دختران جوان شنیدهایم ـ در این کار برای دومین بار به جای یک پسربچه حرف میزند. او میگوید: برایم کار کودکان همیشه جذابیتهای خاص خودش را دارد، چون پاکی و معصومیتی که در کارهای آنها وجود دارد حالم را خوب میکند و باعث میشود انرژی مضاعفی بگیرم.
او ادامه میدهد: پس از سوباسا در کارتون «فوتبالیستها» پیشنهاد زیادی برای گویندگی رل پسرهای انیمیشنها داشتم، اما ترجیح دادم این کار را تکرار نکنم. با وجود این، وقتی شوکت حجت از من خواست در این سریال حضور داشته باشم، قبول کردم.
او در پایان میگوید: با توجه به سوژه کلی اثر، امیدوارم برای بچهها جذابیت زیادی داشته باشد، چون فضای کلی کار از دکور تا قصه، ما را تحت تاثیر قرار داده است.
فرانک رفیعی طاری (که به جای مادر حرف میزند) به نرگس فولادوند در مورد صحنهای که یک خانه قدیمی در یزد نمایش داده میشود، میگوید: خیلی دلم برای این ظروف مسی و سبک آراستگی خانه تنگ شده است. همین حرف بهانهای میشود تا صحبت از سبک زندگی در گذشته و فواید غذا درست کردن در ظروف مسی داغ شود و این که چقدر زندگی در خانههای آپارتمانی باعث شده ما از اصالتمان فاصله بگیریم.
در این سکانس حامد در حالی که حسابی گرسنه است، زیر لب میگوید: من خیلی گشنمه، آخه کی افطار میشه...؟ در همین لحظه نرگس، خواهر حامد از راه میرسد. وقتی این صحنه را میبیند، موضوع گرسنگی حامد را برای مادر، مادربزرگ و پدربزرگش تعریف میکند و آنها هم تصمیم میگیرند او را دنبال کاری بفرستند تا بلکه گرسنگی یادش برود.
حس و حال متفاوت
فرانک رفیعی طاری، تاکنون به جای شخصیتهای مطرح بسیاری ازجمله فوتبالیستها (کیزوکی)، جواهری در قصر (شین بی) و نانی و مانی (نقش اصلی) صحبت کرده است. از او میپرسم دوبله یک انیمیشن ایرانی نسبت به کارهای خارجی، چه تفاوتی دارد که میگوید: بیشک حس و حال کارهای ایرانی به مراتب متفاوتتر از کارهای خارجی است، چون شما با جزئیاتی که در آن کار وجود دارد، ارتباط زیادی برقرار میکنید، اما در کارهای خارجی شما تحت تاثیر فضای کلی کار قرار میگیرید و به اندازه کارهای داخلی نمیتوانید با آنها همذاتپنداری کنید.
او درباره انیمیشن حکایت من و آقاجون میگوید: این اثر به دلیل فضاهایش بسیار نوستالژیک است و مخاطب بخوبی میتواند با آن ارتباط برقرار کند. خودتان هم مشاهده کردید من و همکارانم، چگونه تحت تاثیر فضاهای کلی انیمیشن قرار گرفتیم.
وی درباره سختیهای صداسازی در کار میگوید: در این اثر من به جای مادر و پسر بچهای به نام سعید و چند عروسک مهمان صحبت میکنم. بعد از گذشت سالها دیگر برای من صداسازی کار چندان دشواری نیست، چون با مهارتی که کسب کردهام، میتوانم خودم را به جای شخصیتهای مختلف قرار بدهم.
در دوبله حکایت من و آقاجون، گویندگان در حین گویندگی با نقشهای خود ارتباط برقرار میکنند، طوری که شما براحتی میتوانید حس شادی، ناراحتی و حتی گرسنگی را در چهره آنها ببینید. ظاهرا نرگس فولادوند آنقدر با نقش حامد و گرسنگیاش ارتباط برقرار کرده که میگوید: امان از گرسنگی این حامد! من هم دچار ضعف شدهام و فشارم پایین آمده!
یکی از سختیهای کار این است که گویندگان نباید به هیچ عنوان تغییر حالت بدهند یا صدای کاغذشان شنیده شود، چون این کار در صدابرداری انیمیشن مشکل ایجاد میکند.
شوکت حجت که بسیار خوشاخلاق است، سعی میکند در حین پخش، مدام حواسش به تیم باشد. ابتدا یک بار گروه با تصاویر تمرین میکنند و سپس ضبط اصلی شروع میشود. در طول ضبط تنها چیزی که به ذهنم میرسد، این است که دوبله تا چه حد تمرکز بالایی میطلبد. گاه در طول کار، دیالوگها با حرکت لبهای عروسکها هماهنگ نیست و به همین علت شوکت حجت، دیالوگها را فوری کوتاه یا بلند میکند و از گویندگان میخواهد مثلا آرام یا تندتر حرف بزنند.
دوست داشتن نقش
مینا شجاع ـ که در سریالهایی نظیر جواهری در قصر در نقش بانوی اول آشپزخانه صحبت کرده است ـ در مورد گویندگی به جای شخصیت مادربزرگ میگوید: من کلا به گویندگی در نقش پیرزنها علاقهمند هستم، در حالی که بیشتر افراد دوست دارند بهجای افراد جوان صحبت کنند. در هر حال مادربزرگ حکایت من و آقاجون مانند بیشتر مادربزرگها، بسیار شیرین و دوستداشتنی است و من سعی کردهام با صدایم، حس و حال زیادی را به نقش ببخشم تا برای بچهها جذابتر شود.
وی ادامه میدهد: برخلاف برخی که معتقدند انیمیشنهای ایرانی از قابلیت چندانی برای دیده شدن برخوردار نیستند، بهنظرم این کار جذابیتهای زیادی دارد. به هر حال نباید فراموش کرد هنرمندان با استعداد زیاد اگر امکانات بدرستی در اختیارشان قرار داشته باشد، بخوبی میتوانند از پس ساخت هر کاری برآیند.
او در پایان میگوید: حکایت من و آقاجون، کاری نجیب است و با زحمتهایی که تیم دوبله به سرپرستی خانم حجت کشیده است، امیدوارم کار مورد توجه بچهها قرار بگیرد.
تصاویر زیبایی که از بافت زیبای سنتی شهر یزد در این اثر به نمایش درمیآید، باعث میشود گویندگان در فواصل استراحت یا وقفه در کار دوبله، از این مناظر یاد کنند و بگویند چه حیف که زندگی شهری باعث شده است ما تا این حد از این زیباییها دور شدهایم. برای من خیلی جالب است که گویندگان با فضا و حتی لباس کاراکترهایی که در این اثر نشان داده میشود، بسیار ارتباط برقرار میکنند.
نگار حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: