دیروز روز وحشتناکی بود. ساعت 7 صبح ، تلویزیون گزارش مفصلی درباره آلودگی هوا پخش کرد و این که آدم را کند ذهن ، فراموشکار، عصبی و پرخاشگر می کند. دست آخر هم او را به مرض سرطان می کشد.
کد خبر: ۵۷۸۵۷
شبکه بعدی درباره مردن یک بچه در هر 5 ثانیه بر اثر گرسنگی خبر می داد.
صبح اول وقت هشت هزار و هفتصد و نود و سه مرتبه آدم کلمات مرگ ، قتل ، آتش سوزی ، گرسنگی ، سرما، گرانی و آلودگی را می شنود. البته ماجرا به همین جا ختم نمی شود. این اطلاع رسانی در تمام شبانه روز ادامه دارد.
صفحه حوادث روزنامه ها، حرفهای مردم در تاکسی و اتوبوس ، اخبار وحشتناک جنایات عجیب و غریبی که همکارها یا فامیل یا همسایه و همکلاسی ها به محض دیدن آدم ، دسته بندی شده و با جزییات تحویل می دهند همه روح ما را ذره ذره مسموم می کنند. حالا علاوه کنید به همه اینها مشکلات و دلنگرانی های روزمره خودمان را، مریضی ها، دردها، بدهکاری ها، گرفتاری ها و ناکامی های ریز و درشتمان را. جالب اینجاست که دایم می شنویم باید هر صبح مثل خورشید ، سر حال و شاداب طلوع کنیم و خانه و مدرسه و اداره مان را با لبخند گشاده مان گرما ببخشیم و روشن کنیم.
راستی مگر ما چقدر طاقت داریم ؛ شده ایم مثل دریاچه ای که کشاورزها از آن آب می کشند، کارخانه ها زباله هایشان را در آن می ریزند. ماهیگیرها، ماهی هایش را می گیرند و قایق های کهنه شان را در آن غرق می کنند.
یکی از مهمترین دلایل اضطراب های ما، شنیدن و دانستن اتفاق های ناگواری است که نمی توانیم برایشان کاری کنیم. احساس بیچاره بودن و بی درمان بودن این دردها ما را بشدت فرسوده می کند. دچار احساس ناامنی می شویم و باور می کنیم که جهان جای زشتی است ؛ پر از پلیدی و رفتارهای وحشیانه. این باور زندگی را بشدت دشوار می کند. خواندن صفحه حوادث ، شنیدن و نقل کردن اخبار جنایات که معمولا هر بار با شاخ و برگ اضافی وحشتناک تر و هیجان انگیزتر می شود دیدن فیلمهای جنایی که در آن آدمها قصاب همدیگرند نه همنوع ، با وجود ناخوشایند بودن به عادت تبدیل می شود.
استرس و هراس ناشی از دیدن فیلمهای جنایی بخصوص صحنه های خشونت آمیز حتی بر سلولهای بدن ما تاثیر مخرب دارند و به نحو بسیار واضحی ناراحتی های قلبی و گوارشی را بیشتر می کنند. پس باید برنامه ای برای خواندن روزنامه ، شنیدن اخبار و دیدن تلویزیون داشته باشیم. باور کنید روزنامه ها چاپ نمی شوند که همه مردم همه صفحه هایش را بخوانند. تیترها را بخوانید و از میان آنها گزارش هایی بخوانید که به شما یا کار و علاقه تان ارتباط دارد. لطفا مهمترین خبرها را دنبال کنید ، نه تمام خبرهای تمام حوادث تمام جهان را. اگر تلویزیون عضو همیشه بیدار خانه شماست که نه می خوابد نه ساکت می شود ، از امروز به او یک مرخصی چند ساعته بدهید، استحقاقش را دارد. لازم نیست همه جنایت هایی را که به فیلم پلیسی تبدیل شده اند ، حتما ببینید.
یکی دو فیلم پلیسی جنایی در هفته ، برای متنفر شدن از دنیا کاملا کافی است. مدت کمی را به سکوت اختصاص دهید. ساعتی بدون رادیو ، بدون تلویزیون ، بدون کامپیوتر و تلفن.
از امروز، یک هفته به خودتان فرصت دهید. با یک روزه روحی کمی از سموم وجودتان را بیرون بریزید. درباره حوادث وحشتناک و جنایات بشری کم بخوانید. کم بشنوید و کم بگویید. نیم ساعت سکوت باز کردن گاه گاه سدهایی است که آب تازه رودها را به این دریاچه سرازیر می کند. ما درست همان دریاچه ایم. به باران احتیاج داریم و به آب تازه. به تعطیل شدن کارخانه های زباله ساز اطرافمان تا بتوانیم زنده بمانیم. نه فقط به خاطر خودمان. به خاطر کشاورزهایی که زمینهایشان را با آب ما آبیاری می کنند، به خاطر ماهی ها و ماهیگیرها و به خاطر بچه هایمان که دنیایشان دریاچه داشته باشد.