حزب مشارکت نمی تواند با کروبی بسازد. این را سران حزب ، کتمان نمی کنند. آنها رئیس مجلس ششم را قابل احترام می دانند ، گو این که بارها در جلسات علنی همان دوره مجلس حرمتش را شکستند و شیخوخیتش را نادیده گرفتند.
همان هنگام که دمکراسی و آزادی بیان ، قرائتی نو یافته بود، کروبی و اعضای مجمع روحانیون مبارز ، از صف اصلاحات بیرون رانده شدند. جالب است که حزب مشارکت ، در فهرست نامزدهای مورد حمایت خود در مجلس ششم ، نام کروبی را حذف کرد. اگر دخالت های اعضای مجمع روحانیون مبارز و ازجمله سیدمحمد خاتمی نبود ، حزب مشارکت ، دبیر کل مجمع روحانیون مبارز را براحتی از فهرست خود کنار می گذاشت. دست آخر هم نام کروبی در ردیف های پایانی فهرست انتخاباتی آنها قرار گرفت.

به هنگام انتخاب رئیس مجلس نیز حزب مشارکت سر سازگاری با کروبی نداشت ، اما بالاخره با تفاهم (بخوانید معامله) صورت گرفته ، قرار شد نواب رئیس ، هر دو از حزب مشارکت (یا مجاهدین انقلاب) انتخاب شوند و منشی های کارپردازها نیز به استثنای یکی دو نفر که سهم کارگزاران بود ، از میان مشارکتی های مجلس برگزیده شوند.
نتیجه این که رای کروبی در هیات رئیسه ، در اقلیت قرار می گرفت. با این حال ، نفوذ معنوی کروبی ، گاهی آنقدر افزایش می یافت که دیگران ، آشکار یا پنهان به مبارزه با او برمی خاستند. برخی تصمیمات نیز ، زمانی اتخاذ می شد که رئیس مجلس در سفر بود یا برای استقبال از مهمان خارجی نمی توانست بر کرسی خود تکیه زند.
کروبی ، در مقاطع مختلف ، بخصوص هنگام برگزاری انتخابات مجلس هفتم در اعتراض به عملکرد شورای نگهبان ، نطقهای شدیدی ایراد کرد که با کف زدن های ممتد نمایندگان روبه رو شد. او حتی به هنگام تحصن عده ای از نمایندگان از آنها تلویحا حمایت کرد ، اما اینها هیچکدام موجب نشد که او در بزنگاه های اساسی ، با افراطیون و تندروها همساز شود.
جناح منتقد دولت نیز با خویشتنداری (که به حدی شگفت انگیز می نمود) حمله به رئیس مجلس را از برنامه کار خود خارج کرد و در برابر انتقادهای صریح و تند او که گاهی کاملا درست و حق بود ، سیاست بردباری و سکوت برگزید تا دوره ریاست او بر مجلس پایان یابد.
کروبی از یک سال پیش در برابر این پرسش که آیا در دور بعدی نامزد ریاست جمهوری خواهد شد ، یک پاسخ قاطع بیشتر نداشت: نه! به هیچ وجه. اما آنها که دستی در سیاست داشتند می دانستند که این تکذیب ، چندان هم جدی نیست.
هفته پیش ، بالاخره مهدی کروبی آمد و وقتی مصمم و قاطع گفت به سود هیچ کس کنار نخواهد رفت ، نشان داد که حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب با او کنار نیامده اند.
کروبی ، رادیکال ترین چهره موجه و پرسابقه در جناح اصلاح طلب است. او که در آستانه ورود به ششمین دهه عمر خود قرار دارد ، فارغ التحصیل رشته معقول و منقول از دانشکده الهیات است و از این حیث با سیدمحمد خاتمی برابری می کند. با این حال ، او به لحاظ تحصیلات حوزوی از آقای خاتمی سرآمدتر است ، به گونه ای که به خود جرات داد در انتخابات مجلس خبرگان نامزد شود و اگرچه حاضر نشد در آزمون علمی شورای نگهبان شرکت کند ، برخی از بزرگان حوزه ، اجتهاد او را در حد تجزی محرز دانستند.
کروبی در اولین دوره مجلس شورای اسلامی ، از سوی مردم زادگاهش الیگودرز به نمایندگی انتخاب شد و در دوره های مختلف با سمت نایب رئیس (مجلس اول و دوم) و رئیس (در مجلس سوم و ششم ) بالا رفت. ریاست نه چندان بی سروصدای او بر بنیاد شهید طی سالهای متمادی نیز از او مدیری باتجربه ساخت. علاوه بر آن ، پیشینه قابل ملاحظه در مبارزه با رژیم طاغوت ، کروبی را همتراز بسیاری از یاران نزدیک امام ره قرار داده است.
به اینها بیفزاییم منش شخصی او یعنی خونگرمی و استواری در رفاقت را. این دو خصیصه ، برای او دوستان فراوانی در همه جناحهای سیاسی کشور فراهم کرده است دوستانی که وقتی با او در محفلی خصوصی گردهم می آیند اگر تازه وارد ناآشنایی صمیمیت بیش از حد آنها را ببیند ، به چشمانش شک می کند! کروبی با همه این ویژگی ها، نامزد مناسبی برای حزب مشارکت نیست.
این حزب ، نمی تواند تخم مرغ هایش را در سبد نامزدی بگذارد که حزب مشارکت را حداکثر ، همسنگ مجمع روحانیون می داند و از آن مهمتر ، خط قرمزهای پررنگی همانند مصالح انقلاب و نظام دارد.
جوان ترهای حزب مشارکت ، سالها طول خواهد کشید که جایگاه این واژه ها را دریابند.
نامزدی از سر ناچاری
حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب ، نامزدی ندارند که بتوانند روی برد او شرط ببندند. حتی اگر مفهومی به نام تایید صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری وجود داشته باشد، چهره های مصرف شده این حزب ، نخواهند توانست نامشان را از صندوق های رای درآورند. این نکته را خود آنها بهتر و شفافت تر از مخالفانشان می دانند.

ندانم کاری ، تقدم اولویت های سیاسی بر اقتصادی اجتماعی ، غبارآلود کردن فضای جامعه و... هر کدام به تنهایی برای رای نیاوردن بهانه خوبی است. به همین دلیل ، خردمندانه ترین کار سیاسی آن است که نامزدی نسبتا همفکر ، اما نه خیلی نزدیک به خود را معرفی کنند. در این صورت ، پیروزی نامزد یاد شده ، به نفع آنها خواهد بود ، اما هزینه شکست ، قابل سرشکن کردن است.
به این ترتیب ، دکتر مصطفی معین ، نماینده اسبق مجلس و وزیر پیشین آموزش عالی در دولت آقای خاتمی می تواند گزینه ای قابل اعتنا باشد. حزب مشارکت بخوبی به این نکته واقف است که دکتر معین ، کارگزار و دولتمردی قوی نیست و در دوران تصدی او بر وزارت فرهنگ و آموزش عالی (علوم ، تحقیقات و فناوری کنونی) فعالیت قابل توجهی از او دیده نشده است.
تنها ویژگی او که می تواند حزب مشارکت را به نامزدی او متقاعد کند برخوردهای نسبتا تند او در جریان حادثه کوی دانشگاه در تیر 1378 است که پس از مدتی طولانی به کناره گیری او انجامید. ساده نیست پذیرفتن این ادعا، که معین در صدر وزارتخانه بود و دیگران به نامش کار حزبی می کردند؛ اما عملکرد معین در این دوره ، دست کم تحسین حزب مشارکت را که مشی تندروانه دار برانگیخت.
مصطفی معین که دکتری اش را در پزشکی اخذ کرده ، از جهت مشی اعتدال جویانه ، تفاوت چندانی با دکتر عارف ندارد ؛ اما حزب مشارکت او را دارای ظرفیت های بالاتری می داند. ظرفیت هایی که یک نمونه اش را در جریان استعفای او دیدیم.
معین ، البته در اظهارنظرهایی که پس از استعفا مطرح کرد، پاسخ قابل قبولی برای اقدام خود ارائه نداد و بسادگی این ادعا در مورد او مصداق پیدا کرد که در بحران ها، میدان را خالی می کند. شاید همین ویژگی ، تنها چیزی باشد که حزب مشارکت برای آن ذوق می کند. این حزب ، کرارا به آقای خاتمی نیز پیشنهاد استعفا داد ، اما رئیس جمهور دست رد بر سینه آنها زد. اما معین چنین نکرد. با این همه معلوم نیست اگر معین برکرسی ریاست جمهوری قرار داشت ، تصمیمی مشابه خاتمی اتخاذ نمی کرد.اما این دلیل نمی شود که مشارکت ، نام او را به عنوان نامزد خود بر زبانها نیندازد.
اقدام حزب ، کاملا قابل درک است. بالاخره باید نامزدی معرفی کرد. وگرنه فاصله ماندن و محو شدن از صحنه سیاست به صفر نزدیک می شود. معین ، قطعا نامزد نهایی و مطلوب حزب مشارکت نیست. تحلیل برخی سیاست دانان در این مورد که معین ، تنها یک نامزد سایه است ، نمی تواند خالی از وجه باشد. این که این نکته اساسی را به او گفته اند و او نقش سایه را پذیرفته یا نه ، چندان روشن نیست.
آینده نشان خواهد داد که آیا او دست دوستانش را خوانده یا نه. آیا او می داند به میدانی وارد شده است که اگر از آن پیروز درآید ، کابینه اش از قبل تعیین شده اند و راه گریزی از آن ندارد؛ و دست آخر این که ، آیا دکتر معین می داند ممکن است در دقیقه 90 به نیمکت ذخیره ها منتقل شده و نامزد اصلی به جای او وارد زمین شود؛