در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رسانههای دوربردی مثل رادیو و تلویزیون به واسطه بهرهمندی از طیف وسیع مخاطبان از سنین، اقشار، طبقه و پایگاههای اجتماعی مختلف باید علاوه بر تاکید بر اصل سادهنویسی در نگارش متون و تنظیم محتوای خود، به پوشش سلایق متنوع آنها هم پاسخ درستی بدهند. در اینجا سازندگان برنامهها با تناقضی آشکار روبهرو میشوند. اینکه چگونه میتوان راهی پیدا کرد تا از یک طرف در جهت پاسخگویی به این نیازها و گرایشها حرکت کرد و از طرفی به اصول و ضوابط کلاسیک نگارش متن پایبند ماند؟ در ضمن باید همواره بر این واقعیت موجود هم توجه داشت که پیام یا پیامهای طرح شده در برنامه میتواند خوانشهای متکثری را دربرگیرد و وقتی یک موضوع در سطحی گسترده به اشتراک گذاشته شد، باید برخورد دیدگاهها و در مواردی ایجاد سوءتعبیرها را هم انتظار داشت. اما درباره پرسش مطرح شده باید گفت شاید بهترین میانبر برای رسیدن به نوعی جامع و مانع بودن در بخش نگارش متن برنامههای رادیو و تلویزیون همان واژه پرکاربرد خلاقیت است؛ اصطلاحی که گاه به دلیل استفاده زیاد از معنای اصلی خود دور میشود.
گرچه برنامههای رادیویی و تلویزیونی در گونههای مختلف و موضوعات متعددی قابل دستهبندی هستند، اما از یک خصیصه مشترک برخوردارند و آن هم یکدستی و شباهت متن آنهاست. از این نظر که اغلب چنین برنامههایی از یک سو سعی دارند هماهنگ با ظرفیتها و محدودیتهای رسانهای عمل کنند و از سوی دیگر میکوشند به اصل عامهپسندی و طیف متوسط جامعه متمایل باشند.
رسالت رسانهها هم در کشف حقیقت، آگاهیبخشی و اطلاعرسانی تعریف میشود و تعهد به این وظایف طبیعتا نیازمند بهرهگیری از زبانی ساده فهم و در عین حال معیار و استاندارد است. اما در این میان برنامههایی بودهاند که به دلیل سنتشکنی در نگارش و تنظیم متون خود، نگاههای زیادی را به خود جلب کردهاند. البته این جلب توجه همیشه بار مثبت نداشته و برخی از این برنامهها بشدت از سوی کارشناسان رسانه هدف انتقاد قرار گرفتهاند که در این حالت دیگر نمیتوان این نوع کاربرد را خلاقیت و نوآوری در چینش موضوعی و محتوایی برنامه نام نهاد.
گرایش به سمت متنهای ادبی و کاملا ساختارمند، تقید به اصول نگارش متن برای برنامههای رادیویی و تلویزیونی، شدت بخشیدن به جنبههای طنازانه در متنها یا برعکس استفاده افراطی از متون جدی، در نظر گرفتن بخشهایی برای بداههپردازی، تاکید یا عدم تاکید بر وابستگی به متن هنگام اجرای یک برنامه، نگارش متن با توجه به ویژگیهای مخاطبان برنامه، مجری یا مجریان آن، تغییر روند تدریجی در نوع نگارش متنها با توجه به بازههای زمانی تولید و پخش یک برنامه، انعطاف پذیری و توجه به توصیهها و نظرات کارشناسان و مخاطبان فعال همگی از جمله رویکردها و رویههایی است که میتواند از سوی نویسندگان متون برنامههای رادیویی و تلویزیونی مورد توجه قرار گیرد. بعضی از این راهکارها یا بهتر بگوییم شیوههای عملکرد در نویسندگان به قدری نهادینه شده یا برجسته است که میتواند بهعنوان سبک نگارش آنها شناخته شود و همکاری آنها با برنامههای مختلف با توجه به اهداف سازندگانشان براساس این مشخصات شکل گرفته و سازمان یابد.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: