در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش مهر، صبح روز دهم فروردین 1390 مردی در تماس با پلیس ۱۱۰ از قتل همسرش خبر داد. دقایقی بعد کارآگاهان همراه بازپرس ویژه قتل در محل جنایت در یکی از روستاهای شهرستان رباطکریم حاضر و با جسد زن جوانی روبهرو شدند که با ضربات چاقو کشته شده بود.
در بررسیها مشخص شد مقتول سی و پنج ساله به نام نرگس اختلاف شدیدی با شوهرش داشته و چند بار از سوی او تهدید به قتل شده بود. در ادامه همسر مقتول به نام فیصل دستگیرشد و به قتل همسرش اعتراف کرد. پس از تکمیل تحقیقات در دادسرا پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
مرد جنایتکار صبح روز بیستویکم دی 1390 محاکمه شد و در دفاع از خود گفت: تعطیلات نوروز برای دیدن خانواده همسرم به شهرستان رفتیم. در آنجا او به من تهمت زد که با زنان دیگر ارتباط پنهانی دارم. من هم عصبانی شدم و گفتم وقتی به خانه برگردیم، تو را تکه تکه میکنم. به همین نیت شب حادثه چاقویی را زیر بالشم مخفی کردم. صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم چاقو دست نرگس است، او مرا تهدید کرد و گفت: «نقشهات لو رفته و حالا من تو را میکشم.» سپس به طرفم حمله کرد که چاقو را از دستش گرفته و چند ضربه به او زدم و وقتی از مرگش مطمئن شدم، موضوع را به پلیس اطلاع دادم.
پس از آخرین دفاعیات متهم و با توجه به درخواست قصاص از سوی اولیای دم، قضات فیصل را به اعدام محکوم کردند. با اعتراض متهم به حکم مجازاتش، پرونده به شعبه ۱۱ دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دادگاه حکم اعدام را به دلیل مطرح نشدن تقاضای پدر مقتول در دادگاه، نقض و پرونده را برای رسیدگی دوباره به دادگاه ارسال کردند.
صبح دیروز اولیای دم مقتول و متهم به دادگاه احضار شدند تا پرونده با رفع نقص و صدور حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شود. در جلسه محاکمه متهم اتهامش را قبول و عنوان کرد که در زمان قتل دچار جنون ادواری شده و کنترلی بر رفتارش نداشته است.
پس از دفاعیات متهم و درخواست قصاص اولیای دم، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: