در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر شما مهمترین مساله درباره نوجوانان بزهکار چیست؟
ما نیاز داریم سریع راهی پیدا کنیم تا نوجوانانی را که مرتکب بزه شدهاند به زندگی عادی بازگردانیم. ما نباید بگذاریم انجام یک بزه کوچک در کودکی روی تمامی زندگی فرد تاثیر بگذارد. چند ماه پیش من مجبور شدم از نامزدی یک مقام مهم در پلیس صرفنظر کنم، به این دلیل که از من سوابقی پیدا شد که نشان میداد در کودکی مرتکب جرمی شدهام. من هم اکنون پنجاه و نه ساله هستم و آن جرم را 46 سال پیش یعنی زمانی که سیزده ساله بودم انجام دادم.
محرومیت شما از کسب جایگاه موردنظرتان چه تاثیری در زندگیتان داشت؟
من بسیار رنجیدم. کمپینی تشکیل داده بودم و برای موفقیت در آن تلاش میکردم. به خودم قول داده و از نظر احساسی، شخصی و اقتصادی خود را آماده کار کرده بودم. اتفاقی که افتاد خیلی وحشتناک بود. احساس کردم دنیا روی سرم خراب شد. حس کردم همه تلاشی که در زندگی کرده و آبرویی که برای خودم ساخته بودم، دارد از بین میرود. فکر کردم وقتی نام مرا در گوگل جستجو میکنند، چه چیزی خواهند یافت. این که من یک خرابکار و مجرم هستم؟
وقتی راز دوران نوجوانیتان فاش شد، مسئولان چه رفتاری داشتند؟
به من گفته شد هر چه سریعتر استعفا کنم و بگویم این کار به دلایل شخصی است. در آن مرحله من بسیار خشمگین بودم. به خودم گفتم این مساله فقط به من مربوط نمیشود، بلکه مساله بسیاری از انسانهاست. این در مورد نحوه برخورد ما با افرادی است که باید خطایی را که در کودکی و نوجوانی انجام دادهاند، تمام عمر به دوش بکشند و این منصفانه نیست. پس من ساکت نخواهم ماند. در نتیجه تصمیم گرفتم داستان زندگیام را بازگو کنم و به تعریف کردن آن ادامه خواهم داد. هر کاری که لازم باشد و بتوانم انجام میدهم تا این پیام را به گوش دنیا برسانم که نباید فردی را به خاطر خطایی که در سن کم انجام داده و مجازاتش را تحمل کرده از زندگی ساقط کرد.
تاکنون چه اقداماتی برای رسیدن به هدفتان انجام دادهاید؟
کمپین پاک کردن لوح را راهاندازی کردم. ما در این کمپین خواستار این هستیم که سوابق بزهکاری دوران کودکی و نوجوانی افراد پاک شود. در این کمپین یک کارشناس دیگر به نام سیمون وستون هم همراه من است. او هم به خاطر جرمی که در چهارده سالگی مرتکب شده از رسیدن به مقامی بالا در اداره پلیس بازمانده است. بیش از 9 میلیون نفر در کشور انگلستان وجود دارند که سوابق جنایی دارند. بسیاری از آنها هنوز فرصت و ارزش زیادی دارند. نباید با برچسبزنی بر آنها به دلیل خطایی که در کودکی کردهاند زندگیشان را خراب کنیم.
جرم شما چه بود؟
وقتی سیزده ساله بودم، با در دست داشتن یک سلاح آسیبزننده از روی ریل راهآهن عبور کردم و در دادگاه به پرداخت دو پوند و 10 شیلینگ محکوم شدم. من هرگز سراغ تفنگ نرفتهام. آن شب بارانی همکلاسیهایم از من خواستند از خانه بیرون بروم. من هم قبول کردم. ترسیدم اگر قبول نکنم مدرسه را برایم جهنم کنند. این همان چیزی است که به آن میگویند تاثیر گروه همسالان. ترسیدم اگر قبول نکنم تائید آنها را از دست بدهم و فکرکنند ترسو هستم.
دوستانم به قسمت خاکریز ریل راهآهن رفتند و مشغول درست کردن وسیله منفجره دستساز مانند کوکتل مولوتوف شدند. کسی که وسیله را ساخته بود فرار کرد، اما من همراه دو نفر دیگر توسط پلیس دستگیر شدیم و نامم در فهرست بزهکاران ثبت شد و سابقهدار شدم.
آن زمان رفتار پلیس با تو چطور بود؟
هرگز فراموش نمیکنم که پلیس آمد و درخانه ما را زد. بعد با پدر و مادرم در اتاق دیگری صحبت کرد. بعد به من گفتند باید کاغذی را امضا کنم. هم والدینم و هم پلیس گفتند باید این کار را بکنم چرا که این بهترین کار است. من هم قبول کردم. روی کاغذ نوشته بود که من میپذیرم قصد داشتم سلاح آسیبزننده بسازم. زمانی که داشتم فرم استخدام به عنوان مقام عالیرتبه در پلیس انگلستان را پر میکردم، از من پرسیدند آیا سابقهای دارد یا نه؟ جواب دادم سابقه من مربوط به جرمی میشود که در سیزده سالگی مرتکب شدم. آنها به من گفتند مشکلی نیست و میتوانم نامزد شوم، اما بعد نظرشان عوض شد.
ماجرای شما جنجال زیادی راه انداخت. واکنشها چه بود؟
من قبلا سمتهایی از جمله ریاست هیات عدالت جوانان را در سابقه خود داشتم و هیات مدیره مرا انتخاب کرده بود. من حتی فکر نمیکردم چنین چیزی ممکن است مرا از پیشرفت کاری باز دارد. بسیاری از مقامات تاکنون در این باره اظهارنظر کردهاند که نباید یک شخص به دلیل بزهی که در نوجوانی انجام داده، از فرصتهای شغلی خود بازبماند، اما قانون چیز دیگری میگوید. مطابق قانون هر کسی و در هر سنی اگر جرمی انجام داده باشد، چه زندانی شده باشد و چه نه، به صرف این که جرم را مرتکب شده برای بعضی مقامات اجرایی واجد شرایط نخواهد بود. وقتی این موضوع پیش آمد با خودم فکر کردم خدایا آیا این من هستم؟ جرم را من انجام دادهام؟ به خاطر یک بازی بچگانه باید چنین باری را به دوش بکشم؟ به همین خاطر خجالت اولیه من تبدیل به خشم شد. خیلی زود به این نتیجه رسیدم که باید سریعتر کاری بکنم. چه بقیه خوششان بیاید و چه نیاید. باید به آدمها فرصت داده شود. من بر سر این مقام پافشاری میکنم. میخواهم به عنوان فرد مسئول کار کنم. باید به شهروندان فرصت یکسان و منصفانه داده شود.
کمی درباره شرایط خانوادگیتان توضیح بدهید؟
در خانوادهای متوسط به دنیا آمدم. مادرم خدمتکار و پدرم آتشنشان بود. من در شانزده سالگی از دبیرستان فارغالتحصیل شدم و شروع به کار در یک کارخانه ساخت لیموناد کردم. سپس به دانشگاه رفتم و ادبیات انگلیسی خواندم و چند شغل را در ایرلند امتحان کردم، از جمله کار در راهآهن. حالا هم این انگ و برچسب نباید تا آخر عمر با من بماند. همانطور که با هیچ انسان دیگری نباید بماند. به آدمها باید فرصت جبران داده شود. دور کردن آنها از جامعه، صرفا آنها را بیانگیزهتر میکند.
سابقهتان قبل از این هم آسیبی به شما زده بود؟
زمانی که به انگلستان برگشتم برای هر شغلی که اقدام میکردم باید بوضوح میگفتم در سیزده سالگی مرتکب جرمی شدهام. هر بار باید اذعان میکردم سلاح آسیبزننده حمل کردهام. گفتن این جمله سنگینتر از بزهی است که مرتکب شدهام. با این حال موفق شدم ابتدا یک فعال اجتماعی شوم و بعد با رسیدن به هیات جوانان، پیشرفتهای شغلی زیادی پیدا کردم. حالا همان برچسب قدیمی مرا از قدم گذاشتن به راههای مهمتر بازمیدارد و این غیرقابل پذیرش است. جوانانی که من با آنها کار کردهام، رفتارهای مشابه من در نوجوانی داشتهاند. آنها یک بزه انجام دادهاند، اما زمان زیادی برای جبران آن دارند. زندگی آنها ارزشمند است و بسادگی نمیتوان این فرصت را از آنها گرفت. این کار ضدپیشرفت جامعه است. به همین دلیل در کمپین برای احقاق حقوق آنها و خودم تلاش میکنم.
مترجم: سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: