در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به واقع در حالی که در گذشته شعاع حرکتی و کار مهاجمان تخصصی در محوطه 18 قدم حریف تعریف میشد و آنها به صرف گلزنی یا در نقش گلسازان قهار در تیمها ایفای نقش میکردند و قدرت سرزنی خوب از جمله فاکتورهای اصلی آنها بود، حالا میبینیم مربیان به مهاجمان سرعتی رو آوردهاند که گاه شعاع حرکتی آنها به 45 متر هم میرسد، نمونه آن آرش برهانی و فرهاد مجیدی در استقلال یا جلال رافخایی آقای گل لیگ برتر از ملوان.
به جرات میتوان گفت در حالی که تنها وجه مشترک این دو گروه مهاجم وظیفه تمامکنندگی آنهاست، تفاوتهای عمدهای در تاکتیک استفاده از این بازیکنان و حتی شرح وظایف آنها وجود دارد؛ در حالی که مهاجمان تخصصی در 18 قدم حریف، عمده تلاش خود را در راه گلزنی انجام میدهند، مهاجمان سرعتی حرکت در عمق خط دفاع حریف را در دستور کار دارند و میبینیم ارسالهای بلند و بازی مستقیم در بسیاری موارد جای خود را به فرار این قبیل مهاجمان در عمق خط دفاع حریف داده است.
به طور طبیعی وقتی وظیفه یک مهاجم صرف، گلزنی نیست به اینجا ختم میشود که ما بگوییم دیگر گلزن ششدانگ نداریم، گلزنی که علاوه بر فاکتورهای منحصر به فرد در شم گلزنی باید از ضریب هوشی بالایی هم برخوردار باشد.
اینکه میگویند بعد از علی دایی تیم ملی و فوتبال ما فاقد مهاجم گلزن ششدانگ شده است بیراه نیست؛ اما جالب آن که اتفاق به این مهمی در فوتبال ما شکل گرفته، اما هیچگاه آسیبشناسی نشده است، یعنی همه میدانند دیگر مثل سابق گلزن ششدانگ نداریم، اما هیچکس به دنبال آسیبشناسی این بحث و پرورش مهاجم تخصصی نیفتاده است، در حالی که ضروری مینماید بحث به این مهمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در برنامهریزیها از آنها بهره برد. اگر رویه کنونی خوب است که مربیان همچنان آن را ادامه دهند اگر خوب نیست و به فوتبال ما ضربه زده است آن را تغییر داد.
محمد احمدزاده / آقای گل اسبق ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: