مشخص شده توانایی های هوش هیجانی در موفقیت افراد و سازمان ها حائز اهمیت است. گسترش و استفاده از مهارت های هوش هیجانی توانایی های مهمی را ارائه می دهند که بر بسیاری از موضوعات و موقعیت های شغلی که برای موفقیت افراد و سازمان ها مهم است ، تاثیر می گذارد.
بارآوری شخصی: مهارت های هوش هیجانی به افراد اجازه می دهد تحت شرایط سخت ، بهتر فکر کنند و از هدر رفتن زمان به واسطه احساساتی همچون خشم ، اضطراب و ترس جلوگیری نمایند.
پرورش رهبران: هوش هیجانی تا بیش از 85 درصد در تبدیل مجریان برجسته به رهبرانی بزرگ نقش دارد.
موفقیت شغلی: هوش هیجانی به عنوان شاخص عملکرد برجسته و عالی, دو برابر مهارت های تکنیکی و شناختی اهمیت دارد.
عملکرد گروهی: افرادی با مهارت های EI بالا بهتر با دیگران کنار می آیند و اجازه نمی دهند اضطراب ها و پریشانی آنها را از حل موفقیت آمیز مشکلات بازدارد.
انگیزش / قدرت بخشی: ایجاد مهارت های EI درک میان افراد را افزایش می دهد که این امر از به هدر رفتن زمان برای بحث و جدل جلوگیری می کند.
افراد و مراجعین مشکل آفرین: کسانی که از مهارت های بالای EI برخوردارند با هر کس که برخورد می کنند تاثیر مثبت بر او می گذارند. آنها الگوی عملکرد مالی هستند.
رضایت مراجعه کننده: خدمات دهی عالی به توجه صادقانه بستگی دارد. افراد دارای مهارت EI بالا مراقب رفتار خود هستند و نسبت به دیگران توجه خالصانه و قلبی خود را افزایش می دهند.
خلاقیت و نوآوری: افرادی با مهارت های EI بالا به سرعت و به سادگی ذهن خود را آرام و شفاف می سازند و به این ترتیب راه را برای بصیرت و بینش درونی و ایده های خلاق به روی خود می گشایند.
مدیریت زمان: افراد برخوردار از مهارت های EI ، با نگرانی ، بحث و جدل و پیش بینی های خود وقت را هدر نمی دهند. آنها عملکرد پربار را انتخاب می کنند.
استعداد ذاتی: مدیرانی با مهارت های EI بالا ، بهترین و باکفایت ترین مدیران هستند و افراد مایلند برای این روسای مهربان با استعداد کار کنند.
تعادل کار / زندگی: بارآوری شخصی پیشرفته و عملکرد پرسنلی بهبود یافته به این معنی است که افراد می توانند در یک زمان قابل قبول و منطقی دست از کار بکشند.
کاهش استرس: افرادی با مهارت های EI قوی ، به سادگی احساساتی چون اضطراب ، پریشانی و ترس را که باعث استرس های موجود در کار روزمره می شوند را کنترل می کنند.
تاثیر منفی بر کار و تجارت: واکنشهای هیجانی کنترل نشده و عدم برخورداری از مهارت های هوش هیجانی در شغل و تجارت گسترده و حائز اهمیت هستند. واکنشهای احساسی غیرکنترل شده یا فقدان این مهارت ها توسط کارفرمایان و کارمندان در همه سطوح عواقبی را در پی خواهد داشت که از آن جمله عبارتند از:
-عدم خلاقیت و نوآوری
-عدم موفقیت در بهبود فرآیند و مهندسی مجدد
-کاهش کارآمدی و بارآوری
-کاهش رضایت مراجعین و مشتریان
-انحراف شغلی
-گردش مالی بالا
-اقدامات تغییر یافته معوق
-کاهش بازدهی و سود
-افزایش استرس و هزینه مراقبت های پزشکی
-جو سازمانی منفی
-خشونت در محل کار
-به هر حال علیرغم اهمیت موضوع ، متاسفانه اکثر
افراد از هوش هیجانی و اهمیت حیاتی آن بر عملکرد سازمان ها و مدیران آنها بی اطلاعند.
-برخورداری از مهارت های هوش هیجانی در دو بعد فردی و سازمانی منافعی را در پی دارد که به طور خلاصه عبارتند از:
اثرات سودمند بر شخص:
-خودارزیابی و خودآگاهی
-شناخت نقاط قوت و حوزه های پیشرفت
-افزایش قابلیت ها و توانمندی های اجتماعی
-مهارت های کسب آرامش
-اعتماد به نفس, انگیزش و تاثیر بالا
اثرات مفید در سطح سازمانی:
-سطوح بالاتر یادداری
-کارگروهی و انگیزش بهتر
-ارتباط شفاف تر
-نارضایتی و مشکلات اخلاقی کمتر
-خلاقیت و نوآوری افزایش یافته
-بارآوری بیشتر و عملکرد شغلی بهتر