گزارش علمی هوش هیجانی (EI) و اهمیت آن در زندگی

جام جم آنلاین: هوش هیجانی به معنی ملایمت نیست بلکه به هوشمند بودن نسبت به احساسات گفته می شود که در واقع روشی متفاوت برای باذکاوت بودن است.
کد خبر: ۵۷۵۱۴

در حقیقت توانایی شما برای اکتساب و بکارگیری دانش به دست آمده از احساسات خودتان و احساسات دیگران به منظور دستیابی به موفقیت بیشتر و بهره مندی از زندگی کاملتر عملکرد هوش هیجانی است.
پنج مرحله برای رسیدن به چنین هوشمندی وجود دارد. اول این که بدانید چه احساسی دارید.
دوم کنترل و اعمال مدیریت بر احساسات بویژه احساسات دلتنگ کننده است.
سوم خودانگیختگی و چهارمین مرحله همدلی و بالاخره مورد پنجم کنترل روابط است.
مفهوم هوش هیجانی براساس تحقیق درباره مغز به دست می آید. مطالعه فوق نشان می دهد که این مهارت ها با توانایی های شناختی تکنیکی متفاوتند چرا که مستلزم بکارگیری بخش دیگری از مغز هستند ، به طوری که مرکز حسی بیش از نئوکورتکس درگیر است.
امروزه اهمیت هوش هیجانی بیش از پیش مطرح شده است. دانیل گلمن در اثر برجسته خود به نام چه چیزی یک رهبر را می سازد ، درباره قدرت هوش هیجانی چنین می گوید:
زمانی که نسبت مهارت های تکنیکی ، IQ و هوش هیجانی را به عنوان اجزای عملکرد مطلوب ارزیابی کردم ، اهمیت هوش هیجانی دو برابر سایر عوامل بود. به علاوه ارزیابی من نشان داد که هوش هیجانی نقش بسیار مهمی در بالاترین سطوح کاری دارد یعنی جایی که تفاوت ها در مهارت های تکنیکی قابل چشم پوشی است.
خلاصه این که اعداد و ارقام حاکی از ارتباط بین موفقیت یک سازمان و هوش هیجانی مدیران آن است. همچنین براساس تحقیق فوق افراد اگر درست عمل کنند می توانند این ویژگی را در خود تقویت کنند.


تاثیر مثبت بر حرفه و تجارت



مشخص شده توانایی های هوش هیجانی در موفقیت افراد و سازمان ها حائز اهمیت است. گسترش و استفاده از مهارت های هوش هیجانی توانایی های مهمی را ارائه می دهند که بر بسیاری از موضوعات و موقعیت های شغلی که برای موفقیت افراد و سازمان ها مهم است ، تاثیر می گذارد. بارآوری شخصی: مهارت های هوش هیجانی به افراد اجازه می دهد تحت شرایط سخت ، بهتر فکر کنند و از هدر رفتن زمان به واسطه احساساتی همچون خشم ، اضطراب و ترس جلوگیری نمایند.
پرورش رهبران: هوش هیجانی تا بیش از 85 درصد در تبدیل مجریان برجسته به رهبرانی بزرگ نقش دارد.
موفقیت شغلی: هوش هیجانی به عنوان شاخص عملکرد برجسته و عالی, دو برابر مهارت های تکنیکی و شناختی اهمیت دارد.
عملکرد گروهی: افرادی با مهارت های EI بالا بهتر با دیگران کنار می آیند و اجازه نمی دهند اضطراب ها و پریشانی آنها را از حل موفقیت آمیز مشکلات بازدارد.
انگیزش / قدرت بخشی: ایجاد مهارت های EI درک میان افراد را افزایش می دهد که این امر از به هدر رفتن زمان برای بحث و جدل جلوگیری می کند.
افراد و مراجعین مشکل آفرین: کسانی که از مهارت های بالای EI برخوردارند با هر کس که برخورد می کنند تاثیر مثبت بر او می گذارند. آنها الگوی عملکرد مالی هستند.
رضایت مراجعه کننده: خدمات دهی عالی به توجه صادقانه بستگی دارد. افراد دارای مهارت EI بالا مراقب رفتار خود هستند و نسبت به دیگران توجه خالصانه و قلبی خود را افزایش می دهند.
خلاقیت و نوآوری: افرادی با مهارت های EI بالا به سرعت و به سادگی ذهن خود را آرام و شفاف می سازند و به این ترتیب راه را برای بصیرت و بینش درونی و ایده های خلاق به روی خود می گشایند.
مدیریت زمان: افراد برخوردار از مهارت های EI ، با نگرانی ، بحث و جدل و پیش بینی های خود وقت را هدر نمی دهند. آنها عملکرد پربار را انتخاب می کنند.
استعداد ذاتی: مدیرانی با مهارت های EI بالا ، بهترین و باکفایت ترین مدیران هستند و افراد مایلند برای این روسای مهربان با استعداد کار کنند.
تعادل کار / زندگی: بارآوری شخصی پیشرفته و عملکرد پرسنلی بهبود یافته به این معنی است که افراد می توانند در یک زمان قابل قبول و منطقی دست از کار بکشند.
کاهش استرس: افرادی با مهارت های EI قوی ، به سادگی احساساتی چون اضطراب ، پریشانی و ترس را که باعث استرس های موجود در کار روزمره می شوند را کنترل می کنند.
تاثیر منفی بر کار و تجارت: واکنشهای هیجانی کنترل نشده و عدم برخورداری از مهارت های هوش هیجانی در شغل و تجارت گسترده و حائز اهمیت هستند. واکنشهای احساسی غیرکنترل شده یا فقدان این مهارت ها توسط کارفرمایان و کارمندان در همه سطوح عواقبی را در پی خواهد داشت که از آن جمله عبارتند از:
-عدم خلاقیت و نوآوری
-عدم موفقیت در بهبود فرآیند و مهندسی مجدد
-کاهش کارآمدی و بارآوری
-کاهش رضایت مراجعین و مشتریان
-انحراف شغلی
-گردش مالی بالا
-اقدامات تغییر یافته معوق
-کاهش بازدهی و سود
-افزایش استرس و هزینه مراقبت های پزشکی
-جو سازمانی منفی
-خشونت در محل کار
-به هر حال علیرغم اهمیت موضوع ، متاسفانه اکثر افراد از هوش هیجانی و اهمیت حیاتی آن بر عملکرد سازمان ها و مدیران آنها بی اطلاعند.
-برخورداری از مهارت های هوش هیجانی در دو بعد فردی و سازمانی منافعی را در پی دارد که به طور خلاصه عبارتند از:
اثرات سودمند بر شخص:
-خودارزیابی و خودآگاهی
-شناخت نقاط قوت و حوزه های پیشرفت
-افزایش قابلیت ها و توانمندی های اجتماعی
-مهارت های کسب آرامش
-اعتماد به نفس, انگیزش و تاثیر بالا
اثرات مفید در سطح سازمانی:
-سطوح بالاتر یادداری
-کارگروهی و انگیزش بهتر
-ارتباط شفاف تر
-نارضایتی و مشکلات اخلاقی کمتر
-خلاقیت و نوآوری افزایش یافته
-بارآوری بیشتر و عملکرد شغلی بهتر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها