این کارکرد رسانهها البته با توجه به مالکیت عمومی و خصوصی آنها میتواند شدت و ضعف داشته باشد. در ایران به دلیل مالکیت دولتی و وابستگی رادیو و تلویزیون به بودجه دولت این نقش پررنگتر و تاثیرگذارتر است.
در شرایط مالکیت دولتی رسانه، پخش و تولید محتواهای آموزشی همچون آگهیهای خدمات عمومی و برنامههایی با محوریت موضوعات علمی جنبه غالب پیدا میکند.
اما در طرف دیگر این طیف، یعنی مالکیت خصوصی، رسانهها به سوی تبلیغات و بخش تجاری جهت داده میشوند و تبلیغات جزو لاینفکی از آنها به شمار میرود؛ چرا که اساس تامین بودجه و به عبارتی، ادامه حیات این رسانهها به کسب سود ماحصل از فروش مخاطب به محصولات و خدمات تجاری شرکت نهادها و سازمانها بستگی دارد.
البته باید متذکر شد هیچ رسانهای را نمیتوان منحصرا در یکی از دو شاخه مالکیت خصوصی و مالکیت دولتی جای داد و شاید مالکیت عمومی عنوان بهتری برای رسانههایی باشد که ترکیبی از تامین نیاز توسط بودجههای دولتی و وابستگی به تبلیغات تجاری را یدک میکشند.
علاوه بر این موارد، فعالیت هر رسانه (در اینجا رادیو و تلویزیون) و اهداف گردانندگان آن برای رسیدن به نتیجهای مشخص، قابل توجیه است که این انگیزهها ممکن است هیچ گاه جنبه عمومی پیدا نکند و مطرح نشود.
رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون به دلیل دسترسی به گستره وسیعی از مخاطبان از اقشار و گروههای مختلف سنی، فکری و فرهنگی میتوانند در بازههای زمانی مورد تاکید، نقشی برجسته در یکدستسازی یا دستکم کاهش چند دستگی فکری میان آنها داشته باشند. رادیو و تلویزیون در واقع ابزارهایی برای کم کردن فاصله طبقاتی موجود در جوامع هستند و در تهییج افکار عمومی له و علیه یک موضوع خاص سهم بسزایی دارند. این تاثیر اگرچه معمولا به صورت ناخواسته اتفاق میافتد، اما غالبا تاثیری ماناتر دارد، زیرا معمولا روند تاثیرگذاری مرحلهای، تدریجی و ضمنی انجام میشود.
رادیو و تلویزیون به عنوان دو رسانه مستقل میتوانند در موارد حساس، نقش کاملکننده برای یکدیگر داشته باشند. پرهیز از همپوشانی و همزمانی محتوا، تکرار موضوعات، طرح مضامین در یک رسانه و شرح و بسط آن در رسانه دوم، استفاده از کارشناسانی یکسان در هر دو رسانه و مواردی از این قبیل همگی اقداماتی هستند که این نقش تکمیلی را آشکار میکنند.
اگر بخواهیم به یکی از آثار رسانهها در جامعه اشاره کنیم، بیشک انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراهای شهر و استانها مهمترین رویداد اخیر خواهد بود؛ انتخاباتی که رادیو و تلویزیون بخش عمدهای از محتوای خود را در روز به آن اختصاص دادند و با پوشش کامل اخبار مربوط به آن و در نظر گرفتن سهم مساوی برای هر نامزد ریاست جمهوری در جلب مشارکت عمومی تاثیر مهمی داشتند.
پخش مستقیم مناظرههای گروهی نامزدها و تقسیمبندی موضوعی این مناظرات از مهمترین قالبهایی بود که مورد استقبال مردم قرار گرفت و باعث شد دیدگاهها و نگرشهای کاندیداهای ریاست جمهوری درباره مسائل مختلف شفافسازی شود.
این عملکرد تا لحظات پایانی برگزاری انتخابات هم ادامه یافت و ارائه گزارشهای مستمر از مراکز اخذ رای، گفتوگو با رایدهندگان و چهرههای سیاسی، علمی، ورزشی، هنری و... هم در راستای حضور حداکثری مردم بود.
رادیو و تلویزیون در این دوره همچنین منبعی غنی برای تغذیه رسانههای نوشتاری یا مجازی بودند و این رسانهها در بسیاری از موارد به بررسی محتوای رادیو و تلویزیون میپرداختند.
نقش رسانه ملی حتی پس از انتخابات و مشخص شدن نتایج آن پایان نپذیرفت و در ادامه با پخش بخشهایی از وعدههای رئیسجمهور منتخب و بازتاب خواستهها و مطالبات مردمی، صنفی و گروههای مختلف بار دیگر بر نقش هشداردهنده خود تاکید کرد.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم