در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اوایل تیر برای تهیه گزارشی از این برنامه قدیمی به استودیوی ضبط برنامه میروم. عنوانبندی برنامه با صدای گرم حسین رفعتی بر دوبیتیهای باباطاهر روی آنتن میرود؛ صدایی که سال 1362 ضبط شده و کماکان از آن استفاده میشود: «دلی دارم خریدار محبت/ کز او گرم است بازار محبت/ لباسی بافتم بر قامت دل/ زپود محنت و تار محبت». سپس محمدمحسن رفیعی نام برنامه را اعلام میکند و در ادامه دوبیتی دیگری از باباطاهر خوانده میشود.
پس از آن شمسی فضلاللهی، آرام و خونسرد با شیوایی خاصی که در کلامش نهفته است، میگوید: به نام خدا و سلام گرم و صمیمی ما بر شما شنوندگان و همکاران وفادار و علاقهمند برنامه. آرزو میکنیم سرای دل شما جایگاه دائم خوشیها و خوشذوقیها و زیباترین و دلانگیزترین نغمهها باشد. محمدمحسن رفیعی نیز با طمانینه خاص، با لهجه همدانی دوبیتی را ادامه میدهد: خوشا امشب که مهمان شماییم/ کبوتر بر لب بام ماییم/ رفیقان حرمت ما را بدارید/ که فردا شب دعاگوی شماییم
پس از اینکه یک موسیقی محلی همدانی پخش میشود، فضلاللهی مطالبی را درخصوص اختصاصیافتن بخش قابل توجهی از ترانههای عامیانه به کودک با هدف سرگرمسازی او برای مخاطبان برنامه میگوید: لالاییها از کهنترین ترانههاست که از زمان خیلی دور با اسامی مختلفی سینهبهسینه گشته تا امروز به ما رسیده. طنین لالایی بسیار نرم و آرام است و در عین حال مضمونی ساده و به دور از پیچیدگی دارد. فضلاللهی که بازیش را در نقشهای مادرانه بسیار دیدهایم، انگار که همین حالا نوزاد شش ماههای را در آغوش گرفته و میخواهد خوابش کند، برایش لالایی زمزمه میکند: لالا لالا گل لاله/ بچهام خوابه تو گهواره/ امیدی از خدا دارم/ خدا رو دم نگه داره
سنگینی خاصی روی پلکهایم احساس میکنم. فضلاللهی آنقدر دلنشین لالایی میخواند که پرنده ذهنم به سالهای کودکی پرواز میکند. زمانی که مادربزرگ بر چادر بزرگی که به چهار طرف طاق خانه بسته بود، دستی میزد و آن را تکان میداد تا نوه گریانش آرام بگیرد و مادر به کارهای خانه برسد!
خستگی معنا ندارد
در فرصتی که پیش میآید، زهرا فقیهمیرزایی، سردبیر برنامه فرهنگ مردم که از سال 69 به عنوان پژوهشگر با این برنامه همکاری کرده، درباره پژوهش این برنامه در سالهای دور میگوید: در آن زمان علی آذری، مسئول برنامه بود و ما که یک تیم هفتنفره بودیم، با استفاده از منابعی همچون کتابها، مجلات، پایاننامهها و مصاحبههایی که صورت میگرفت و همچنین تحقیقات میدانی، فرهنگ مردم را از جهات مختلف بررسی میکردیم، به طوری که توانسته بودیم یک آرشیو قوی از نامهها و مطالبی که شنوندههای برنامه برایمان میفرستادند، گردآوری کنیم.
میرزایی با اشاره به فراز و نشیبهای برنامه در دورههای مختلف تاکید میکند: قدمت این برنامه بهسال 1340 برمیگردد؛ زمانی که مرحوم سیدابوالقاسم انجوی شیرازی (پایهگذار برنامه فرهنگ مردم) و همچنین ابوالقاسم فقیری (نویسنده و محقق فرهنگ عامه فارس) و صادق همایونی (نویسنده و محقق فرهنگ عامه) به عنوان کارشناس با برنامه همکاری داشتند. مرحوم انجوی ابتدا طرحی را به عنوان برنامه فرهنگ مردم به مسئولان وقت رادیو ارائه کرد و همین برنامه بعدها به تشکیل یکی از بزرگترین مراکز اسناد فرهنگهای بومی و سنتی ایران یعنی مرکز فرهنگ مردم منجر شد. این برنامه از سوی خود ایشان و با نام مستعار نجوا، با پخش یک ساعت در ماه کار خود را آغاز کرد و بتدریج با استقبال مردم هر 15 روز یک بار و سپس سهشنبه شب هر هفته پخش شد. او در برنامه رادیویی فرهنگ مردم، خطاب به ملت ایران، از آنها خواست در مورد فرهنگ و آداب و رسوم محل سکونتشان بهنشانی برنامه نامه بنویسند. با این فراخوان، نامههای زیادی از نقاط مختلف کشور به برنامه در سال و در نتیجه گنجینهای از اسناد و دستنوشتههای راویان محلی جمعآوری شد.
سردبیر برنامه فرهنگ مردم ادامه میدهد: این برنامه سال 1362 بعد از یک تاخیر کوتاه به همت علی آذری (سردبیر)، ایرج برخوردار (تهیهکننده) و با گویندگی حیدر صارمی، مرحوم حمید عاملی و شمسی فضلاللهی مجدد شروع به کار کرد.
فقیهمیرزایی هدف از این برنامه را حفظ، اشاعه و نگهداری فرهنگ مردم این مرز و بوم و آشنا کردن مخاطب با باورها، آداب و رسوم، موسیقی، اعتقادات و آیینهای نقاط مختلف ایران میداند و میگوید: مردم با شنیدن این برنامه، بیشتر از احوال یکدیگر باخبر میشوند.
او ادامه میدهد: بدون هر شعاری میگویم ما چون برنامه را دوست داریم، سختی کار به چشممان نمیآید و برایمان معنی ندارد. قدمت پنجاه ساله برنامه، از اهمیت فرهنگ مردم و ادبیات شفاهی مردم ایران نشان دارد. فرهنگ مردم به یک موجود زنده میماند که دائم در حال تغییر، تحول و رشد است و گاهی هم امکان دارد این موجود زنده بیمار شود. اگر فرهنگ، بیمار شد، مردم جامعه هم به نوعی بیمار میشوند، بنابراین همه ما باید دست به دست هم بدهیم تا فرهنگ مردم همیشه سالم و سرحال باقی بماند.
همراهی با دل مخاطب
شمسی فضلاللهی هرچند جسته گریخته چندسالی از اجرای برنامه فرهنگ مردم دور بود، اما از جمله افرادی است که از ابتدای شروع برنامه در رادیو با آن همراه بوده و در حال حاضر نیز این تنها برنامهای است که او در رادیو اجرا میکند. او درخصوص ویژگیهای برنامه میگوید: دلمشغولی اصلی من نمایش است، به طوری که در کارگردانی و تنظیم متن هم بیشتر به نمایش فکر میکنم تا اجرا ! وقتی سالها پیش به من پیشنهاد شد این برنامه را اجرا کنم، در مرحله اول به کلی نسبت به این قضیه واکنش نشان دادم و گفتم من گوینده نیستم، بازیگرم، اما در نهایت از همین علاقه بازیگری برای اجرا استفاده کردم. آقای گلسرخی به من گفت اجرای این برنامه چندان دور از کار تو نیست، چون شعرهایی خوانده میشود که با دل مردم گفته شده و حال و هوای خیلی جدی ندارد و تو نمیتوانی نسبت به اجرای این برنامه بیتفاوت باشی. با همه جوانیام وقتی فکر کردم متوجه شدم سخنان ایشان کاملا درست است، بخصوص وقتی اجرای برنامه را بهعهده گرفتم؛ زمانی که از شاعرانی همچون اخوانثالث و عماد خراسانی دعوت میکردند در برنامه حضور پیدا کنند و شعرهای محلی خود را بسرایند، بیان لهجهها و تقلید آنها برایم شیرین بود.
فضلاللهی ادامه میدهد: وقتی برای تشکیل خانواده مدتی از رادیو آن هم کارهای سنگینی که پشت هم اجرای آن به من محول میشد، فاصله گرفتم، باور کنید دلم همچنان با برنامه بود تا جایی که سعی میکردم این برنامه و هر آنچه را مرحوم انجوی شیرازی تهیه میکرد، گوش کنم تا اینکه سال 1364 آقای علی آذری لطف کرده و اجرای برنامه را به من پیشنهاد کرد. گفتم من بازیگرم و کارهای مختلفی دارم، چرا به من پیشنهاد میدهید. ایشان در جواب گفت صدایتان در نوارهای قبلی موجود است و روی حضور مجدد شما حساب کردهایم. مهلت گرفتم تا فکر کنم. دیدم واقعا دلم با برنامه است و نمیتوانم نه بگویم. کار را شروع کردم. این بار آقایان صارمی و حمید عاملی هم بودند و من همراه محمدمحسن رفیعی، اجرای برنامه را شروع کردیم تا امروز.
وقتی از هماهنگی بین او و رفیعی در اجرای برنامه میپرسم، با تکان دادن سرش به علامت تائید ادامه میدهد: رفیعی با ذوق و شوقی خاص با گویشهای مردمی و لهجهها خودش را همرنگ و همراه میکند و من این هماهنگی را دوست دارم. سعی ما بر این است که در برنامه با دل مردم و گویشهایشان همراه باشیم و نهتنها این گویشها را برایشان یادآوری کنیم؛ بلکه آنها را زنده نگه داریم.
هویت مردمی
از محمدمحسن رفیعی که در حال حاضر با شمسیفضلاللهی برنامه را اجرا میکند، درباره میزان انرژیای که این روزها برای اجرای برنامه میگذارد، میپرسم که میگوید: من با همان علاقه و شور و شوقی که سالهای پیش در من بوده، برنامه را اجرا میکنم. البته معتقدم باید روزی کار را به جوانها واگذار کرد و با تمام علاقهام به این کار، از آن کنارهگیری کنم. با وجود این برنامه فرهنگ مردم، برایم یک برنامه ویژه است؛ چون تنها برنامه رادیوست که مطالبش را مردم ارائه میکنند و بهعبارتی دیگر، هویت این برنامه از مردم است.
برنامهای که تکراری نمیشود
ناصر ملائیان، نویسنده برنامه فرهنگ مردم که در دوران نوجوانی شنونده این برنامه با اجرای مرحوم انجوی شیرازی بوده است، میگوید: از همان دوره کودکی علاقهمند بودم در رادیو فعالیت کنم. وقتی برای گزینش به ساختمان قدیمی رادیو واقع در میدان ارک آمدم، مصمم بودم کارم را با تحقیق شروع کنم، ولی وقتی متوجه شدم همین برنامه به نویسندهای احتیاج دارد که با فرهنگ مردم آشنا باشد، به همکاری با برنامهای ترغیب شدم که دوستش داشتم. اینگونه بود که کارم را با نویسندگی در برنامه فرهنگ مردم ادامه دادم. در ابتدا منابع ما دستنوشتههای شنوندهها بود. آنها را با عنوان همکار برنامه خطاب میکردیم و آنها نیز از اقصی نقاط ایران به برنامه نامه مینوشتند و از آداب و رسوم منطقه خودشان، بازیها، آداب عروسی و موسیقی بومی آن منطقه میگفتند. این نامهها در گنجینه فرهنگ مردم دستهبندی میشد و ما طبق کنداکتور برنامه و بر اساس فصل سال و مناسبتها تصمیم میگرفتیم چه موضوعاتی را مطرح کنیم.
وقتی از ملائیان میپرسم در این نیم قرن آیا مطالبی که به مخاطبانتان ارائه میکنید، تکراری نشده است، میگوید: به دلیل تنوع آداب و رسوم مناطق مختلف کشورمان، مطالبی که در برنامه گفته شده و میشود، هیچگاه تکراری نمیشوند.
از ملائیان میپرسم چگونه آداب و رسوم مناطق مختلف ایران را باورپذیر توصیف میکنید که گویی این مناطق را از نزدیک دیدهاید که میگوید: اوایل کار خیلی با آیتمها مانوس نبودم تا اینکه با زندهیاد حسین حقایق همراه شدم و سفر خود را در ایران شروع کردم. آنجا بود که باورهایم تقویت شد و نویسندگیام رنگ و بوی دیگری پیدا کرد. ارتباط مردم با برنامه آنقدر قوی شده بود که هر جای ایران، تا میگفتیم از رادیو آمدهایم، همه افرادی که در روستاها، آبادیها و حتی ایلها زندگی میکردند، نام حقایق را میشناختند.
ملائیان ادامه میدهد: نویسنده رادیو باید مخاطب خود را بشناسد و با زبان خودش صحبت کند. اینکه میبینید برنامه فرهنگ مردم ابتدا بین مردم جاافتاد، به خاطر لحن گرم و صمیمی مرحوم انجوی شیرازی بود. من هم تحتتاثیر آن فضا قرار دارم و همواره سعی کردهام طوری بنویسم که با شنوندهها احساس نزدیکی داشته باشم. بهجرأت میتوانم بگویم 98 درصد برنامه از مطالب شنوندهها بوده و ما نوشتههای آنها را با همکاری رادیو ایران و اداره کل پژوهشهای رادیو به صورت مقاله در نشریهای به نام «نجوای فرهنگ» (که 14 شماره آن همراه لوح فشرده گزارشهای مرحوم حسین حقایق و موسیقیهای محلی منتشر شد) آوردیم.
برنامه مردمی با تنوع موسیقایی
پیش از اینکه برنامه دیگری ضبط شود، ناهید گودرزی تهیهکننده برنامه فرهنگ مردم که از دوران کودکی شنونده برنامه بوده، از سال 1367 همکاریش را با تحقیق در زمینه فرهنگ عامه شروع کرده و همزمان با تحقیق به عنوان دستیار تهیه به مدت دو سال همکاری داشته است، بزرگترین افتخارش را در برنامه فرهنگ مردم، حضور در کنار شمسی فضلاللهی و محمدمحسن رفیعی میداند و میگوید: طی سالها این دو بزرگوار در زمینه برنامهسازی، برایم نقش استاد داشتهاند. در واقع کار کردن با آدمهای حرفهای خیلی سخت بود، اما با صبر و حوصله به پختگی لازم رسیدم. بعد از سالها کار در این برنامه، کاملا برایم قابل لمس است که فرهنگ مردم، برنامهای از جنس مردم و برای خود مردم است. هر کس که برنامه را گوش میکند، بخشی از فرهنگ خود را در برنامه میبیند و معتقدم رمز موفقیت برنامه همین است.
او که پنج دوره در جشنوارههای مختلف رادیویی شرکت کرده و هر بار به عنوان سردبیر و تهیهکننده برتر در زمینههای مختلف برنامهسازی شناخته شده، ادامه میدهد: سختترین کار در این برنامه، انتخاب موسیقی است و یکی از ارکان اصلی برنامه محسوب میشود. با توجه به تنوع اقوام در ایران، برنامه از تنوع موسیقایی برخوردار است، دسترسی آسان به آرشیو موسیقی یکی از ضروریترین موضوعات مورد بحث است که امیدوارم مسئولان رادیو در راستای حفظ اشاعه فرهنگ این مرزو بوم کوشا باشند و بتدریج آرشیو مناسبی از موسیقی محلی ایجاد کنند.
حفظ آرشیو 30 ساله
احمد احمدی(صدابردار) و جوانترین همکار برنامه که فعالیتش را در رادیو از سال 85 شروع کرده است، میگوید: یکی از دلایل کار کردنم با برنامه فرهنگ مردم این است که برنامه به سمت حفظ و پاسداشت فرهنگ و آداب و رسوم مردم ایران حرکت میکند و یکی از افتخاراتم این است که در برنامه با بزرگانی مانند آقای رفیعی و خانم گودرزی همکاری دارم.
او که از کودکی شنونده این برنامه بوده است، توضیح میدهد: از آنجا که آرشیو این برنامه عظیم است و مرحوم حقایق، گزارشهای این برنامه را از 30 سال پیش، با جستجو در مناطق مختلف کشور جمعآوری کرده، این آرشیو یک منبع غنی اطلاعاتی محسوب میشود و من از مسئولان خواهش میکنم جدیتر به فکر محافظت از این گنجینه باشند. او دیجیتالی شدن این آرشیو را بهترین راهکار برای ارزشگذاری روی آن میداند.
گنجینه صوتی ایران
فضلاللهی چنان پرحس و حال دوبیتی دیگری از باباطاهر میخواند که اگر زهرا فقیهمیرزایی(سردبیر) باخبرم نمیکرد، متوجه حضور منوچهر فیضیان، مدیر گروه فرهنگ رادیو ایران در استودیوی ضبط برنامه نمیشدم. وقتی با فیضیان درخصوص برنامه فرهنگ مردم همصحبت میشوم، او با اشاره به این که برنامه دریچهای شنیداری است که به بررسی سیر تحول و تطور بازیها، نمایشها، حکایتها، قصهها و افسانهها میپردازد، میگوید: هماکنون گنجینه صوتی فرهنگ مردم در حال بهینهسازی است که تسریع در تبدیل نوارهای قدیمی به فایلهای صوتی جدید، موجب حفظ این آثار باارزش خواهد شد. البته انتشار مجدد فصلنامههایی نظیر نجوای فرهنگ نیز که در امر کاربردی کردن هر چه بیشتر آثار مکتوب راهگشاست، همتی مضاعف میطلبد.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: