در هفته گذشته خبر رسید که برنامهسازان تلویزیون بر این اندیشهاند تا از طنز رایج و گاه بیمایه تلویزیونی فاصله بگیرند و آفریننده برنامهای باشند که ضمن خنداندن مخاطب و خلق لحظههای شاد، از فکر و فرم درستی هم بهرهمند باشد.
محمد صراف، تهیهکننده برنامه در دست ساخت «کرکره»، مجموعه طنز جدید خود را یک طنز باشخصیت معرفی کرده که صرفا به شوخیهای کلامی محدود نمیشود، مخاطب را با دلیل میخنداند و قصد ندارد مردم را به هر قیمتی به خنده وادارد.
نقطه قوت دیگری که این برنامه جدید طنز سیما را به مدل آرمانی دهه هفتادی طنز تلویزیونی نزدیک میسازد، حضور نیروهای جوان و خوشفکر تئاتری است. و این همان خلایی است که بارها آن را در قالب مقالات و پروندههای ویژه تذکر داده بودیم و خوشحال کننده است که گروهی با تأکید بر حضور تئاتریها، درنظر دارند همچون دهه 70، مسیر تازهای را در این زمینه بگشایند.
آنچه از انتشار خبر تولید این سری برنامه طنز آشکار است، تصمیم مدیران و برنامهسازان سیما برای ارتقا است. فرآیندی که از اعتماد مدیران به برنامهسازان خلاق و جوان آغاز میشود و به بهترین نتایج ختم میشود. و اینگونه است که میتوان امیدوار بود که در آینده، مهران مدیریها و رضا عطارانهای سیما، افزایش یابند.
آمار به ما میگوید که تلویزیون سالهاست صادرکننده هنرمند (به ویژه در عرصه طنز) بهسینما بوده و باید به این موقعیت ببالد. پرفروشترین طنزهای سینمایی و فیلمهای رکوردشکن این سالهای سینمای ایران از وجود هنرمندانی بهره بردهاند که کار جدی خود را با تلویزیون آغاز کردهاند و نه تنها نباید به این اتفاق درست و مهم بدبین بود، که باید بیش از این شرایط تکرار و رقم خوردن آن را فراهم کرد.
نکته دیگری که امیدوارکننده است، این است که اگر به جای یک برنامه، چند برنامه با رویکرد مطلوب طنز در شبکههای مختلف سیما ساخته شود، کارهای طنز تلویزیونی، دیگر در انحصار برنامهسازانی که در سطح پایینتری از پسند مخاطب گام برمیدارند، نخواهد بود. چه بسا این خروج از انحصار و تنوع در برنامهسازی، نوعی رقابت سازنده را به وجود بیاورد که در بهترین شرایط، به ارتقای برنامههای موجود ختم شود.
باید به این نکته توجه داشت که مخاطب ایرانی، به دلیل ذوق و هوش بالا و پیشینهای که پر است از طنز فاخر، در سطحی فراتر از مخاطبان جهانی (و البته غربی) قرار دارد و نمیتوان با هر شوخی سطحی و مبتذلی او را خنداند. برای این مخاطب، باید با زبان تمثیل، کنایه و استعاره حرف زد و ضمن روزآمدی و توجه به نقد اجتماعی، برانگیختن فکر او را هدف گرفت. شادابی روحیه و ارتقای سلیقه مخاطب میلیونی تلویزیون با چنین فرمولی رقم میخورد و تولید برنامههایی را سبب میشود که در هنگام پخشآنها از تلویزیون، میتوان شهر را در حالت نیمهتعطیل مشاهده کرد.
علی افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم