گفت‌وگو با مردی که در انتظار قصاص است

قتل به خاطر دختر موادفروش

یاسر را به جرم قتل دوستش بازداشت کردند. او متهم است شاهرگ دوستش شاهرخ را به خاطر دختری به نام رویا با ضربه چاقو قطع کرده ‌است.
کد خبر: ۵۷۴۲۶۹

اولیای‌دم برایش درخواست قصاص کرده‌اند و یاسر می‌داند بیرون آمدن از این مهلکه، کار چندان آسانی نیست. او که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده است، برای ما از چرایی قتل و زندگی پرازدردش می‌گوید.

یک سال است به جرم قتل دوستت در زندان هستی، این اتهام را قبول داری؟

بله قبول دارم. من دوستم را کشتم، اما نمی‌خواستم این کار را بکنم.

اگر نمی‌خواستی، پس چرا چاقو را درست به شاهرگ شاهرخ زدی؟

اول او بود که با چاقو به من حمله کرد. نمی‌خواستم دعوا کنم، چند بار به من حمله کرد. من هم برای این که بتوانم از خودم دفاع کنم، چاقو کشیدم که این طور شد.

چرا مقتول می‌خواست تو را بزند؟

چون به شاهرخ گفتم نباید رویا را اذیت کنی.

با رویا نسبتی داشتی؟

نسبت قانونی نداشتم. او دختری بود که دوستش داشتم و مدتی بود باهم رابطه داشتیم.

درگیری او با رویا به چه دلیل بود؟

می‌خواست از رویا به زور مواد بگیرد، چون دختر بیچاره مقاومت کرده بود، داشت او را کتک می‌زد.

مگر رویا نمی‌توانست از خودش دفاع کند که تو خودت را درگیر این موضوع کردی؟

کدام زنی می‌تواند در برابر مرد مقاومت کند؟ شاهرخ هیکلی و رویا دختر ظریفی بود. شاهرخ دستش را بلند می‌کرد و به صورت رویا می‌کوبید. این ضربات را آنقدر محکم می‌زد که من فکر کردم استخوان صورت رویا شکست. شاهرخ خیلی مرد خشنی بود. هر وقت زنش را هم کتک می‌زد، بیچاره چند روزی در بیمارستان بستری می‌شد.

با شاهرخ رابطه خانوادگی داشتی؟

مدت‌ها بود همدیگر را می‌شناختیم. جایی که من زندگی می‌کردم، محل خرید و فروش مواد بود و شاهرخ برای خرید مواد می‌آمد.

کجا زندگی می‌کردی؟

راستش من خانه‌ای ندارم. در یک خرابه زندگی می‌کردم. معتادها و مواد فروشان هم آنجا بودند.

خودت هم مواد می‌کشی؟

تا پیش از این که زندانی شوم، بله مواد می‌کشیدم، اما بعد از آن ترک کردم.

با رویا هم همان جا آشنا شدی؟

بله. چند بار از او مواد خریدم و با هم آشنا شدیم. به او علاقه‌مند شدم، دختر خوبی بود. دوستش داشتم.

چطور توانستی با یک دختر مواد فروش رابطه برقرار کنی. فکر می‌کردی با وجود شغلی که دارد، آدم خوبی است؟

من هم مثل او بودم. خیلی وضع خوبی نداشتم. مواد می‌کشیدم. گاهی هم می‌فروختم. آدم سابقه‌داری هستم. معلوم است که نمی‌توانستم با یک دختر خانواده‌دار زندگی کنم و باید با یکی مثل خودم رابطه برقرار می‌کردم.

روز حادثه افراد دیگری هم بجز تو در محل قتل بودند؟

خیلی‌ها بودند. هم رویا دید چه اتفاقی افتاد و هم دو دوست دیگرم شهاب و حسین. بچه‌های دیگر هم بودند، اما دخالت نکردند. همه آنها دیدند من نمی‌خواستم درگیر شوم و این شاهرخ بود که به طرف من حمله کرد.

تعریف کن درگیری از کجا آغاز شد؟

من در قسمتی از خرابه که برای خودم بود، نشسته بودم که صدای جیغ‌های رویا را شنیدم. سریع خودم را رساندم. دیدم شاهرخ با همه زورش رویا را کتک می‌زند و به او می‌گوید باید مواد بدهی. به شاهرخ گفتم کاری به کارش نداشته باشد. حرف زشتی زد. من هم به او فحش دادم. عصبانی شد و با چاقو به من حمله کرد. چند بار چاقو را به سمتم پرت کرد.

کسی دخالتی نکرد؟

بچه‌هایی که آنجا بودند، به شاهرخ گفتند دعوا نکن ول کن برو، اما توجهی نکرد و دوباره به من حمله کرد. حرف‌های خیلی رکیکی می‌زد. وقتی دیدم کوتاه نمی‌آید چاقو را بیرون کشیدم. فکر می‌کردم اگر ببیند من هم چاقو دارم، کوتاه می‌آید و دعوا تمام می‌شود، اما دوباره چاقو را پرت کرد و این بار من هم همین کار را کردم. چاقو به گردنش خورد و روی زمین افتاد.

وقتی شاهرخ روی زمین افتاد، چه کردی؟

خیلی ترسیدم، خون زیادی از او می‌رفت. فرار کردم.

گفتی نمی‌خواستی دوستت را بزنی، اگر حرفت درست است، چرا فرار کردی؟ می‌توانستی او را به بیمارستان برسانی.

خیلی ترسیدم. فهمیدم مرده ‌است و دیگر کاری از دست کسی برنمی‌آید. آدم‌های زیادی آنجا بودند که می‌توانستند به او کمک کنند.

آن طور که در پرونده آمده، تو چند ماه فراری بودی، در این مدت کجا پنهان شده بودی؟

چون خانه و زندگی نداشتم برای پلیس خیلی سخت بود که بتواند مرا پیدا کند. کمی پول داشتم به شهرستان رفتم و مدتی در آنجا ماندم. پسرعمویم آنجا بود کمکم می‌کرد، البته به او نگفته بودم برای چه آمده‌ام، چند ماهی آنجا کار کردم تا این که توانستم پول جمع کنم. می‌خواستم دنبال رویا بگردم و او را پیدا کنم. چند بار با دوستانم تماس گرفتم، آنها حرف درستی به من نمی‌زدند تا این که یکی از دوستانم از من پرسید کجا هستم و بعد گفت شاهرخ فوت کرده است و باید خودم را پنهان کنم. حدس می‌زدم او مرده باشد. برایم مهم بود بدانم سرنوشت رویا چه شده است. همین تماس‌ها هم باعث شد تا پلیس مرا شناسایی و بازداشت کند.

اگر بازداشت نمی‌شدی خودت را تسلیم نمی‌کردی؟ عذاب‌وجدان نداشتی؟

خیلی ناراحت بودم که این کار را کرده‌ام بخصوص این که می‌دانستم شاهرخ بچه‌ دارد، اما دیگر کاری از دستم برنمی‌آمد. پولی نداشتم که دیه بدهم. از قصاص هم می‌ترسیدم و نمی‌توانستم پای چوبه‌ دار بروم برای همین فرار کردم و حواسم بود گیر نیفتم.

چرا کارتن‌خواب شدی؟ تو جوانی و می‌توانستی کار کنی و برای خودت سرمایه درست کنی، چرا این کار را نمی‌کردی؟

اعتیاد داشتم و خانواده‌ام مرا از خانه بیرون کرده‌ بودند. خیلی ناراحت بودم و این ناراحتی باعث شد بیشتر معتاد شوم. آنقدر در اعتیاد غرق شدم که راهی بجز کارتن‌خوابی نداشتم. با وضعی که داشتم، نه کسی به من خانه می‌داد و نه پولی برای اجاره خانه ‌داشتم، فقط به اندازه‌ای پول درمی‌آوردم که بتوانم مواد بخرم.

پول مواد را چطور تهیه می‌کردی؟

زباله جمع می‌کردم و می‌فروختم. پلاستیک‌ها را از کارتن‌ها جدا می‌کردم. این‌طوری پول مواد و غذا گیرم می‌آمد.

چه نوع ماده مخدری استفاده می‌کردی؟

هرچه گیرم می‌آمد. گاهی شیشه، گاهی هروئین، گاهی هم کراک. به اندازه پولی که داشتم، مواد مصرف می‌کردم.

خانواده‌ات می‌دانند به اتهام قتل بازداشت شده‌ای؟

با آنها تماسی نگرفتم، چون سال‌هاست از هم بی‌خبریم. نه آنها مرا دوست دارند و قبول می‌کنند و نه من روی این را دارم که با پدرومادرم تماس بگیرم و کمک بخواهم. وقتی هجده ساله‌ شدم، به علت اعتیادم از خانه بیرون آمدم و دیگر راه برگشتی برایم نمانده ‌است.

در این سال‌ها هیچ ‌وقت تلاش کردی ترک کنی؟

نه. کسی نبود که به من فشار بیاورد یا کسی را نداشتم که به خاطرش بخواهم زندگی سالمی داشته ‌باشم. رویا تنها زن زندگی من بود که خودش موادفروش بود و گاهی هم مصرف می‌کرد. دلیلی نبود که بخواهم ترک کنم.

در پرونده اتهامی‌ات آمده چند فقره سابقه ‌داری، این سوابق به چه دلیل است؟

بیشتر سرقت بود و دو مورد هم مواد داشتم.

برای چه سرقت می‌کردی؟

اوایل که پولی نداشتم، سرقت می‌کردم تا بتوانم غذایی بخرم و مواد تهیه کنم. هر وقت بی‌پول می‌شدم، این کار را می‌کردم. البته از وقتی با رویا دوست شده‌ بودم، دیگر مشکلی نداشتم. او به من مواد می‌داد؛ حتی اگر پول نداشتم. البته بیشتر وقت‌ها پول می‌دادم. گاهی که پول نداشتم، سختگیری نمی‌کرد.

اولیای‌دم درخواست قصاص کرده‌اند، می‌توانی از آنها رضایت بگیری؟

اگر پول داشتم، می‌توانستم به آنها پیشنهاد کنم پول بگیرند و رضایت بدهند، شاید آنها هم قبول می‌کردند چون هم فقیر هستند و هم بچه ‌دارند، اما من هیچ‌ پولی ندارم.

نمی‌خواهی از خانواده‌ات کمک بگیری؟

دلم می‌خواهد این کار را بکنم، اما فکر می‌کنم کمکم نمی‌کنند و به علت این‌که آدم کشته‌ام، باز هم خودشان را از من جدا می‌کنند. البته می‌دانم مادرم این کار را نمی‌کند. او همیشه از من طرفداری می‌کرد حتی زمانی که می‌خواستم از خانه بیرون بیایم، از من خواست این کار را نکنم، اما پدرم و برادرانم گفتند باید بروم. اگر می‌دانستم تماسم با آنها باعث می‌شود بخشوده‌ شوم، خیلی قبل‌تر این کار را می‌کردم تا به این وضع نیفتم، اما فکر می‌کنم این اتفاق نمی‌افتد.

قصد نداری از اولیای‌دم عذرخواهی کنی؟

قبل از این‌که به دادگاه بیایم، در همان دادسرا چند بار از اولیای‌دم خواستم مرا ببخشند. مادر شاهرخ، زن پیری است که چند ‌بار او را دیده‌ام. چون پسرش را کشتم، از من کینه دارد. همسرش هم به خاطر بچه‌ شاهرخ درخواست قصاص کرده ‌است. یک بار دیگر از مادر شاهرخ درخواست بخشش می‌کنم و می‌خواهم به‌خاطر کارهایی که کردم، گذشت کنند. پولی ندارم که به آنها بدهم، اما قول می‌دهم وقتی از زندان بیرون آمدم، کار کنم و هرچه درآمد دارم به آنها بدهم تا بتوانند بچه شاهرخ را بزرگ کنند.

مریم عفتی

نظر کارشناس

مواد مخدر، مادر جرایم

سعید هرمزی ـ روان‌شناس

در این ماجرا آن‌طور که از گفته‌های متهم متوجه می‌شویم مواد مخدر نقش اساسی را در وقوع قتل بازی می‌کند. ما شاهد این هستیم که هم قاتل و هم مقتول و همچنین دختری که قتل به خاطر او اتفاق افتاده از جمله آسیب‌دیدگان اجتماعی هستند. قاتل به سبب مصرف مواد مجبور به خیابان‌خوابی شده و از امکانات اولیه برای زندگی برخوردار نبوده است. چنین مساله​ای سبب می‌شود فرد از نظر روانی دچار مشکلاتی شود و در لحظات بحرانی نتواند تصمیم‌گیری درست داشته باشد. مقتول به انگیزه تهیه مواد مخدر، سعی کرده دختر موادفروش را تحت فشار بگذارد. او قطعا به دلیل اعتیاد با مشکلاتی مانند بیکاری، اختلافات خانوادگی و فقر دست به گریبان بوده است. مثل معروفی وجود دارد که می‌گوید اعتیاد مادر جرایم است. بنابراین هم دولت و هم خانواده‌ها باید برای مقابله با این معضل بکوشند، البته در این باره راهکارهای کوتاه مدت نمی‌تواند نتیجه زیادی داشته باشد و قطعا به برنامه‌های درازمدت نیاز است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها