گفت‌وگو با بانویی که 2 برادر و پدرش را از دام اعتیاد نجات داد

اعتیاد فاجعه نیست، بیماری است

رهایی از گرداب اعتیاد، کاری سخت و دشوار است که اراده‌ای فولادی، اندیشه‌ای صحیح و البته همیاری اطرافیان را طلب می‌کند. هیچ معتادی موفق به درمان نمی‌شود مگر این که فرد یا افرادی در کنارش باشند که از او حمایت کنند، درواقع نقش همسفران در سفر به سوی رهایی اگر نگوییم پررنگ‌تر، کم‌اهمیت‌تر از خود بیماران نیست. در شماره‌های گذشته، گفت‌وگوهای متعددی را با افرادی که از دام اعتیاد رها شده‌اند، خوانده‌اید در این شماره با زنی گفت‌وگو کرده‌ایم که به‌عنوان همسفر و حامی برادرانش، آنها را در درمان کمک کرد و با این که بیش از 9 سال و 9 ماه از رهایی برادر این زن به نام جمال می‌گذرد، همچنان همراه او مانده و حتی در جلسات درمانی در کنارش شرکت می‌کند.
کد خبر: ۵۷۴۲۶۳

جمال چه ماده‌ای مصرف می‌کرد و چطور متوجه شدی مصرف‌کننده مواد مخدر شده است؟

مصرف جمال، دی‌استیل‌مرفین بود. سر سفره غذا چرت می‌زد. حتی گاهی می‌افتاد و قاشق در دستش می‌ماند. آن موقع بود که متوجه شدیم جمال مشکلی دارد. بعد از آن هم بعضی شب‌ها دیر به خانه می‌آمد و کم‌کم تمایل پیدا کرد به خانه نیاید و منزل دوستانش بخوابد. آن موقع بود که برایمان قطعی شد اعتیاد دارد. یک روز هم در آشپزخانه اور‌دوز کرده و حالش خیلی بد بود. ظاهرا سرنگ را که به دستش زده، نتوانسته بود تزریق را درست انجام بدهد و فضای زیادی از آشپزخانه را خون گرفته بود. آن روز به دادش رسیدیم و بعد از آن بود که تصمیم گرفت ترک کند.

چرا جمال به سمت مواد رفت؟

فلسفه اعتیاد، فلسفه پیچیده‌ای است، از نظر جهان‌بینی، روانی و از نظر جسمی، اما ما معتقدیم جهان‌بینی می‌تواند مهم‌ترین عامل باشد. ما قبل از هر حرکتی، یک​سری مسائل را جزو خواسته‌ها و نیازهایمان می‌پذیریم و در رابطه با آنها آموزش می‌ببینیم. بنابراین در نگاه کلی می‌توانم بگویم ریشه اصلی در جهان‌بینی است که روی روان فرد اثر می‌گذارد و همین موضوع باعث می‌شود بهانه‌ها به وجود بیایند. اوایل فکر می‌کردم چون مادرم دو سه سال بود فوت شده، این اتفاق افتاده است. زمان مرگ مادرم جمال سیزده، چهارده ساله بود. آن موقع من و برادرهای دیگرم دنبال درس و کار بودیم و جمال تنها شده بود. به همین خاطر احساس کردیم چون در خانه تنها مانده، فکر و خیال و این مسائل باعث شده دچار اعتیاد شود. ابتدا ما این بهانه ظاهری را پذیرفتیم و قبول کردیم جمال دچار افسردگی شده است، اما وقتی برای درمان اقدام کردیم، دیدیم این طور نیست. خیلی از خانواده‌ها را داریم که از نظر تحصیلات، ثروت و... خیلی هم موقعیت‌های خوبی دارند، اما بین‌شان یک نفر پیدا می‌شود که کمبودها را بروز می‌دهد. در این رفتار نمی‌توانیم بگوییم مشکل شخص فقط روان یا فقط مکانیسم هورمونی او است، البته در این میان یک‌سری مسائل ارثی هم وجود دارد. مثلا پدر خودم درگیر اعتیاد شد علت اصلی، کمرد دردش بود. او اصلا آدم عیاش و خوشگذرانی نبود ولی در محیط کارش که یک محیط فنی بود دچار دیسک کمر شد و پزشک‌اش به او توصیه کرد تریاک مصرف کند. ما اصلا متوجه این موضوع نشدیم چون فقط در محل کارش مصرف می‌کرد. بنابراین فکر می‌کردیم خانواده بسیار خوشبخت و آرامی هستیم. البته پدرم هم یکی دو ماهی است که در هفتاد و یک سالگی تصمیم گرفته است درمان شود.

جمال در چه سنی مصرف را شروع کرد؟

فکر می‌کنم حدود شانزده یا هفده سالگی. او در مجموع حدود دو سال آلوده بود. یعنی طاقت نیاورد و انگار به او نساخت. چون فوری بروز داد و هر بار که مصرف می‌کرد حالش بسیار بد می‌شد البته در مدت کوتاهی مصرفش خیلی بالا رفت و طی یک سال به تزریق رسید. این در حالی است که بسیاری از معتادان حتی پس از ده، 20 سال مصرف، اصلا تزریق نمی‌کنند.

غیر از برادرت به دو نفر دیگر هم در درمان کمک کرده‌ای و به اصطلاح همسفر آنها هم بوده‌ای، در این باره توضیح بده.

همان‌طور که گفتم پدرم به توصیه پزشک معالجش مصرف تریاک را شروع کرد، البته اینها همه علت‌های ظاهری است و من هیچ کدام را قبول ندارم، البته برادر دیگرم هم معتاد شد. او خانه داشت، اما ضامن فردی شد و به این علت خانه‌اش را از دست داد و فشار سنگینی را از این بابت تحمل کرد و دوستانش به او پیشنهاد دادند برای رسیدن به آرامش، مصرف کند. من به پدر و برادر دیگرم هم کمک کردم.

مواد مخدر غیر از وابستگی، چه مشکلاتی را برای اعضای خانواده‌ات ایجاد کرده بود؟

مسلما اولین مشکلی که پیش می‌آید، کمبود شخصیت اجتماعی است. مثلا برادر دیگرم ازدواج کرده، اما همسرش از او خوشش نمی‌آمد. طبیعی است چون فرد مصرف‌کننده موجود کثیف، شلخته و بی‌نظم و حتی بتدریج بی‌عاطفه می‌شود. کسی که به خاطر خانواده‌اش خیلی کارها کرده، اما در عرض یکی دو سال غیرتش را از دست داده بود. به نظر من اینها بزرگ‌ترین مشکلاتی است که در اعتیاد برای افراد ایجاد می‌شود.

چطور شد که تصمیم گرفتی به جمال و برادر دیگر و پدرت کمک کنی؟

وقتی جمال اعتیادش را پذیرفت، پروسه درمان را شرع کردیم. اگر او نمی‌پذیرفت، نمی‌توانستیم کاری برایش بکنیم، چون اصلا رابطه‌ای بین ما نبود. حتی ما می‌خواستیم طردش کنیم. وقتی جمال تصمیم گرفت وارد مرحله درمان شود، خوشحال شدم. من یک آموزشگاه داشتم. او را به آموزشگاه خودم بردم و دایم برایش معلم گرفتم؛ انواع کلاس‌ها، کلاس تار و انواع کلاس‌های دیگر، هر چه که دوست داشت. می‌گفت من کلاس فلان می‌خواهم، فوری ابزارش را برایش فراهم می‌کردم و این در حالی بود که آبروی خودم کلی پیش همکارانم می‌رفت چون می‌دیدند او سر کلاس چرت می‌زند، اما چاره‌ای نداشتم. اسمش را در کلاس ورزشی هم نوشتم بعد هم او را به مشهد بردم و به امام رضا(ع) گفتم آقا من دیگر نمی‌دانم چه باید بکنم. تنها کاری که بلدم همین است و چیز دیگری به عقلم نمی‌رسید و نمی‌دانم برای اعتیاد چه باید کرد. وقتی از مشهد برگشتیم جمال گفت انگار جاهایی مثل بهزیستی برای درمان وجود دارد. من به تمام مراکز بهزیستی زنگ زدم و در این بین کنگره 60 را به من معرفی کردند. جمال در همان جلسه اول جذب شد و این در حالی بود که من زیاد خوشم نیامد و گفتم اینها با کف‌زدن‌ها و این بازی‌ها می‌خواهند معتادان را درمان کنند!

توصیه‌ات به خانواده‌هایی که درگیر اعتیاد می‌شوند چیست؟

اعتیاد را هم مانند هر بیماری یا مشکل دیگری که ممکن است در زندگی پیش بیاید ببینید و فکر نکنید که یک فاجعه است. البته خود هم زمانی فکر می‌کردم این موضوع فاجعه است، اما این هم مثل سرطان یک بیماری است. تازه سرطان شاید درمان نشود، اما امید درمان اعتیاد بیشتر است. اگر کسی دچار اعتیاد می‌شود دقیقا مثل هر کسی که دچار مشکل اخلاقی، اجتماعی یا اقتصادی دیگری می‌شود، باید به او کمک کرد. بیشتر مردم فکر می‌کنند اگر فردی درگیر اعتیاد شد، دیگر راه برگشتی برای او وجود ندارد. این تفکر حدود 50 ـ 60 سال در فرهنگ ما بوده و این فرهنگ هنوز اصلاح نشده است. به خانواده‌ها توصیه می‌کنم به این شکل به اعتیاد نگاه نکنند. اگر همسرم، فرزندم یا برادرم اعتیاد داشته باشد، آموزش‌هایی برای من وجود دارد تا بدانم چه کار باید بکنم. البته باید صبور باشم. ما باید ایمان داشته باشیم، اگر آموزش ببینیم درها باز می‌شود. خداوند هر چیزی را می‌تواند تغییر بدهد. حتما دیده‌اید که وقتی فردی در خانواده سکته می‌کند، ممکن است تا پنج سال یا بیشتر هم از او پرستاری کنند. اطرافیان بیمار چون جهان‌بینی قوی​ای دارند، خیلی راحت مریض‌داری می‌کنند. اعتیاد هم مثل همین است، به همین سادگی البته کمی سخت.

​شاهد حلاج نیشابوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها