شب ها و روزهای عزیز

ما می ترسیم. ما از فقر، از مرض ، از زلزله ، از مرگ عزیزانمان و از هزار و یک چیز دیگر می ترسیم و این ترس واقعیت دارد. ما تنهاییم. ما به تنهایی درد می کشیم.
کد خبر: ۵۷۳۶۲
بار شکست ها و ناامیدی هایمان را تنها به دوش می کشیم و تنها با مرگ روبه رو خواهیم شد. دیگران ، هرچند نزدیک ، هرگز نمی توانند در بخشی از درد ما را شریک شوند یا تلخی ناکامی مان را شیرین کنند، یا به جای ما وحشت مرگ را تحمل کنند.
ما تنهاییم و این تنهایی واقعیت دارد. احساس ضعف می کنیم ، در مقابل انبوه خطراتی که ما را از صبح تا صبحی دیگر تهدید می کند، خطر بیماری ، درد، مرگ و رنج ، بشدت آسیب پذیر هستیم. با همه پیچیدگی ها و توانایی های خلقت منحصر به فردمان بسیار شکننده ایم.
به خاطر همه اینهاست که این اندازه نیازمند قلعه محکمی هستیم که در آن پناه بگیریم. این وقتهاست که جانماز آدم که فقط به اندازه دوزانو نشستنمان جا دارد، می شود همان قلعه امن و امان که از همه آفتهای دنیا حفاظتمان می کند.
این که آدم احساس کند جایی هست که می شود درباره همه چیز حرف زد و مدام با خودش تکرار کند «سمع الله» خدا می شنود. خدا می شنود. یعنی این که تنها نیست. یعنی این که حرفهایش را - هر حرفی را - می شنود و هوایش را دارد. شده تا حالا چیزی را با دست خودتان ساخته باشید؛
کاردستی ، نقاشی ، مجسمه خمیری ساده ای چیزی؛ دیده اید چقدر نسبت به آن تعصب دارید؛ همه وسایل گران قیمت خانه یک طرف این دست ساخته ، ساده کوچک کار خودتان یک طرف.
وای به حال کسی که چپ نگاهش کند. حالا فکر کن که تو همان کار دست ، همان ساخته ، همان مخلوق هستی ، بهترین ، بهترین چیزهایی که او ساخته ، که تازه روح خودش ، نفس خودش را هم در تو دمیده و همین که عطسه ای کردی و نشستی ، پیش روی همه فرشته ها از چشم باز کردنت ذوق کرده و به خودش آفرین گفته. فتبارک الله.
حال ببین چقدر باید برایش عزیز باشی ، با همه بدی ها و کجی ها و نقص هایت ، که تازه از خودت بهتر می داند و می بیندشان ، حال ، خیالت راحت ، خدا حرف مخلوق عزیز کرده اش را زمین نمی گذارد. همین است که هی راه نشان داده ، هی گفته ادعونی استجب لکم. هی قرار گذاشته ، هی وقت داده ، حالا شب جمعه است. حالا غروب جمعه است. حالا سحر است. حالا شب قدر است.
حالا، روز عرفه است ، تا بالاخره بفهمی و بیایی و حرف بزنی. هی گفته بخواه. خنده دار اینجاست که چقدر هم محتاجیم و حوصله خواستن ، درست و سمج خواستن هم نداریم ، خودش می داند خوب می شناسدمان ، از اول گفته ظلوما جهولا، این است که دوباره قرار می گذارد، دوباره وعده می دهد.
همه دنیا را بسیج می کند که اگر خواست ، اگر محکم و درست خواست باید گوش به فرمانش باشید. هی یادمان می دهد نذر کنیم. یادمان می دهد چه کسانی را واسطه کنیم ؛ حتی یادمان می دهد چطور دعا کنیم و پی بهانه می گردد تا اجابتش کند.
بهانه روز عرفه است ، فراموشش نکنیم.

مرجان فولادوند
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها