«انرژی» رابه عشق تبدیل کنیم

بای بسم الله: وسیع ، باصفا، آرام و مطمئن ، مثل درختی که به قول مولانا همواره در جهان درونی اش سیر می کند و در آفاق پرآفتاب ، با آرامشی سبز گسترده می شود. با آرامشی سبز باید پیشترها مصاحبه اش را می خواندید.
کد خبر: ۵۷۳۴۴

طبق سنت حسنه این گفتگوها و همراهی ها تقدیم کرده بودیم ، ببینند، اما دفترشان از سر عادت به بوروکراسی منتظر مانده بود که خبری از ما بشود یا نشود.
وقتی زنگ زدیم و گفتیم آیا دکتر مصاحبه را آماده کرده اند ، از تفریظها و توشیحات ایشان سخن گفت. دست نگه داشتیم ، نرسید. بالاخره پیک روزنامه زحمت آوردنش را کشید. اطمینانی که دکتر هنگام پاسخگویی داشت ، در مواجی سطرها با چه احساسی موج می زد. فقط اشتباه چاپی یک «عدد» اصلاح شده بود، همین. همراه با ما از کوچه ای می گذرید که به قول سهراب «در آن ، عشق به اندازه پرهای صداقت ، آبی است و... به سمت گل تنهایی می پیچی...
پس از او می پرسی: خانه دوست کجاست؛»ژ
دکتر، نشانی هایی دارد که برای راهیابی همه ما در «سیر آفاق و انفسی مان» به قول حافظ مثل بشارت اشاره است. گفتگو را در همان فضایی طراحی و ارائه کرده ایم که خود واقعی دکتر، آنجا تبسم می کند.

بهترین چیزها؛

ایمان و توکل به خداوند.

چه چیز آنقدر اهمیت دارد که همه چیز فقط برای کسب آن است؛

معرفت الهی و آگاهی از این که فقط یک حقیقت در جهان بیشتر وجود ندارد و آن هم خداست.

راه انسان زیستن؛

محبت ورزیدن و خدمت کردن بی توقع و برخورداری از تقوا.

خطری که خیلی بزرگ است؛

جهالت و ناآگاهی.

بیشتر نیمه پر لیوان را می بینید یا نیمه خالی آن را؛

بیشتر مردم نیمه خالی را می بینند، در حالی که خوب است خوش بین باشند و نیمه پر را هم ببینند.

راه حل شما برای شادمانه تر زیستن؛

محبت ورزیدن و ارائه موثرترین خدمت بدون هیچ توقع ، پرورش ارزشهای انسانی در خود (پیشه کردن تقوا) و ارتباط قلبی با استادی که مظهر عشق و خدمت و تقواست.

چرا هیچیک از فرزندان آدم ، راضی به نظر نمی رسد؛

هنوز از نظر معنوی پیشرفت نکرده اند.

یکی از خوشبختی های شما؛

داشتن استادانی در زندگی خود که راه زندگی را به طور غیرمستقیم به من آموختند.

از ویژگی مهم دوستانتان؛

مهربانند.

از چه جور کسانی ، خمودی و رنج و محنت و غم ، به اطراف سرایت می کند / ساطع می شود؛

افراد بدبین و ناامید.

والاترین لذتها؛

درک حقایق آفرینش و آگاهی از رحمانیت ، عظمت و زیبایی خداوند.

ژرف ترین و پایدارترین شادی ها؛

شادی ناشی از ارائه خدمت بی توقع و سپاسگزاری از خداوند برای پیش آوردن آن فرصت.

ضروری ترین نیاز ما؛

دوست داشتن.

و... حتمی ترین تجربه ای که باید...؛

گذشت کردن.

خاطره یک مکاشفه؛

قابل گفتن نیست.می توانید به فصل 2 کتاب شادی و زندگی مراجعه کنید.

ارزشهای انسانی یعنی؛

ایمان و توکل به خداوند ، امید ، خوش بینی ، خیرخواهی ، سپاسگزاری ، گذشت.

کسی که دارای این ارزشهاست؛

شاد است و اضطراب و ناراحتی ندارد.

آزادی واقعی یعنی؛

بی نیازی و در بند هیچ کس و هیچ چیز نبودن.

  • علم مکانیک مانند هر علم دیگری می تواند آگاهی انسان را از حقیقت وجود افزایش دهد

  • چگونه کسی لیاقت برخورداری از ارزشهای والای انسانی را ندارد؛

    کسی که حاضر نیست رذایل اخلاقی را از خود دور کند.

    مکاشفه ، شهود یا احساستان در قبال صداقت؛

    یکی از ارزشهای والای انسانی.

    تقوا؛

    دوری از رذایل اخلاقی.

    عشق؛

    عالی ترین چیزها.

    ایمان؛

    پذیرش بی چون و چرای تعالیم دینی که با تحقیق و تفکر و مطالعه بسیار به دست می آید.

    آرامش؛

    نتیجه شاد زیستن.

    خدمت و ایثار بدون چشمداشت؛

    ترجمان عشق و محبت بی توقع.

    تاثیر رذایل اخلاقی بر روح و روان؛

    کاهش شادی و افزایش اضطراب و افسردگی.

    و بر جسم؛

    انواع بیماری ها.

    تعریف از خود و فضایل شخصی تا چه حد و مرزی جایز و واجب است؛

    برای معرفی خود و در حالی که جنبه خودخواهی ندارد.

    یک تلقین مثبت؛

    من همیشه به خداوند توکل می کنم و به خود متکی هستم.

    چیزی که توانایی ما را افزایش می دهد؛

    همان چیزهایی که شادی ما را افزایش می دهد.

    یک مایه دلگرمی؛

    راضی بودن به رضای خداوند.

    آیا جهانی پر از صلح و صفا یک خوش بینی محال نیست؛

    خیر.

    هنر و شما؛

    هر هنر را تجلی احساسات به وجود آورنده آن می دانم.

    نقش هنر بر کمال آدمی در یک جمله کوتاه؛

    تمام آفرینش هنر خالق است و توجه به این هنر به انسان شادی می دهد.

    آیا تشریفات (برای انسان) نشانه کمال و تلاش است؛

    متواضع و خاکی بودن نشانه کمال آدمی است.

    جهان چه چیزهایی را از انسان دریغ کرده / می کند؛ توصیف بفرمایید لطفا:

    آنچه را که جهان آفرینش به ما می دهد نتیجه اعمال و افکار و خواسته های خود ماست که در گذشته ابراز داشته ایم و در حال حاضر برای پیشرفت معنوی خود به آنها نیاز داریم.

    لحظه ای در گور اما زنده؛

    زندگی خود را مرور می کنم و به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده ام ، از خداوند طلب مغفرت کرده و به خاطر تمام نعمتهایی که به من عطا کرده از او سپاسگزاری می کنم.

    در زندان انفرادی؛

    داشتن فرصت برای مطالعه و فکر کردن.

    یک آدم بی اراده؛

    هدفی در زندگی ندارد و شهامت تصمیم گیری و ریسک کردن ندارد.

    خشم ویرانگر، خشم مفید؛

    خشم مفید را نمی شناسم.

    معجزه در جهان معاصر؛

    هر اختراعی در ابتدا به نظر معجزه می آید.

    احساستان از شادکامی دیگران؛

    بسیار شاد می شوم.

    درد بی درمان؛

    یک درد با دانش کنونی ممکن است بی درمان باشد ، ولی با پیشرفت علم پزشکی و اراده و خواست مریض یک روزی درمان پذیر می شود.

    کسی که ناگهان متحول می شود و درمی یابد همه زندگی اش ، زندگی نکرده؛

    سعی می کند بقیه زندگی را با شادی واقعی و عمیق از طریق محبت ورزیدن و خدمتگزاری بی ریا بگذراند.

    یا همه زندگی اش ، اشتباه بوده؛

    توجه می کند و از خداوند می خواهد که راه صحیح را به او نشان دهد.

    عوامل پیشرفت جامعه؛

    1-خواست واقعی جامعه برای پیشرفت

    2-باور جامعه بر این که می تواند پیشرفت کند و به چیزی دست یابد و یا به جایی برسد

    3-پشتکار همراه با صداقت و دقت در کار و مراعات حقوق دیگران.

    توصیف تان از: تنفس آسمان و شالیزار و مناظری مثل دریا؛

    نشانه هایی از عظمت و زیبایی خداوند.

    یک چهره شگفت انگیز اعجاب آور؛

    نشانه ای از عظمت و زیبایی خداوند.

    یک احساس هنرمندانه؛

    توانایی برای متجلی کردن احساسات درونی.

    یک معرفی اجمالی از خدا؛

    فقط یک هستی یا وجود در دنیا وجود دارد و آن خداست.

    یک سپاسگزاری از او؛

    خداجون خیلی ممنونم که به من اجازه داده ای از دنیای زیبای تو لذت ببرم و شاد باشم.

    چرا خدمت به خلق ، همه عبادت هاست؛

    چون که سریع ترین راه دستیابی به شادی عمیق و جاودانه است.

    نتیجه احترام به همنوع؛

    کسب شادی.

    هرچه به همنوع خدمت کنیم؛

    شادتر می شویم.

    هر آنچه که به خدا بپردازیم...؛ هرچه که به موجودات عشق بورزیم و خدمت کنیم به خدا پرداخته ایم و شادتر می شویم.

    هر قدر به خویشتن مان توجه کنیم؛

    بیشتر به عظمت و زیبایی آفرینش پی می بریم.

    هرچه خدا را بشناسیم؛

    او را در تمام موجودات می بینیم.

    سیر آفاق و انفس؛

    سیر در زیبایی و عظمت آفرینش.

    چند سفر خارجی داشتین ، چند کشور؛

    بیش از 130 بار به 35 کشور.

    ترجیح شهری / جایی برای زندگی؛

    جایی که می توانم بیشترین آرامش و شادی را داشته باشم.

    شهر رویاهای شما؛

    جایی سرسبز و آرام و تمیز که در آن نظم حکمفرماست.

    رابطه علم مکانیک با کشف و شهود؛

    علم مکانیک مانند هر علم دیگری می تواند آگاهی انسان را از حقیقت وجود افزایش دهد.

    زندگانی بدون عشق ورزیدن؛

    خالی و پوچ است.

    (در یک کلمه:) کلید دوست یابی؛

    محبت ورزیدن بی ریا.

    کدام زندگی پوچ است؛

    که نتواند محبت بورزد و محبت دریافت دارد.

    و کدام زندگی ، سرشار...؛

    از عشق.

    درباره: آب کم جو تشنگی آور به دست؛

    وقتی انسان چیزی را واقعا بخواهد و واقعا باور داشته باشد که می تواند به آن چیز دست یابد و حاضر باشد برای دستیابی به آن واقعا تلاش کند ، نظام آفرینش طوری عمل می کند که فرد به آن چیز دست یابد.

    یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور؛

    با داشتن صبر نیازی به غم خوردن نیست.

    چرا خلقت را نمایشنامه وصف کرده اید؛

    به نظر من این طور است.

    نویسنده این نمایشنامه؛

    خداوند.

    همه بازیگرانش؛

    تمام انسان ها و سایر موجودات که هر یک صورت و تجلی زیبایی از خداوند هستند.

    هویت شما را چه چیزی رقم می زند؛

    عشق و علاقه من به انسان ها و علاقه مندی و توانایی من برای ارائه موثرترین و بهترین خدمت به آنان.

    انسان بی هویت؛

    انسان بی عشق.

    فرق دانشگاه و زندگی؛

    زندگی روی زمین مانند تحصیل در یک دانشگاه است: دانشگاه زندگی (نه دانشگاه و زندگی).

    چند درصد از درسهای دانشگاه زندگی حفظ کردنی است؛

    صفر درصد.

    پس ، درسهای این دانشگاه (زندگی)؛

    تمام رخدادهای زندگی دروس دانشگاه زندگی هستند.

    هدف نهایی زیستن / زیستگاری / زندگی؛

    بالا رفتن آگاهی و معرفت.

    شباهت آیینه و جهان هستی (نسبت به خالق)؛

    جهان آیینه ای است که در آن می توان صورت خداوند را دید.

    به نظر می آید وحدت وجودی هستید؛

    یک وجود بیشتر وجود ندارد و آن خداوند است.آنچه که ما از طریق حواسمان به آنها پی می بریم و یا از طریق دل به آنها آگاه می شویم ، تجلیات این وجود هستند.

    آیا انسان واقعا با آن انسان دیگر شباهتی دارد / چه فرقی؛

    تفاوت واقعی انسان ها در درجه آگاهی آنهاست.

    با کدام گروه از جانوران ، احساس خویشاوندی بیشتری (در مقام انسان کامل) برای خود قائلید؛

    تمام انسان ها برادران و خواهران من و تمام جانوران قوم و خویشان من هستند و هر کدام یک تجلی زیبا و منحصر به فرد از خداوند هستند.

    دوست داشتنی ترین گیاهان؛

    هر گل معطری که بدون هیاهو محیط اطراف خود را عطرآگین می کند.

    به کدام گیاه یا درخت شبیه ترید؛

    تمام گلها را دوست دارم ، مخصوصا گلهای معطر را.

    ترجیحتان بین پرندگان و ماهیان / چرا؛

    هر دو گروه را دوست دارم ؛ چون هم زیبا هستند ، هم آزاد.

    وجود خدا را در خود چگونه حس کرده اید؛

    به هر جزو بدن خود که توجه کردم جز زیبایی و عظمت و نظم خداوند و تصویری از او نیافتم.

    ... و در سایر ابعاد هستی؛

    در آنها نیز تصویر زیبای خداوند را دیدم.

    در این بیکرانه کیهان ، به چه چیزی شبیه ترید؛

    به خودم.

    از چه چیزی خیلی دورید؛

    بدقولی.

    گمراهی انسان یعنی؛

    خودپرستی.

    خانه دوست کجاست؛

    در دل آدم.

    در کجا دوست دارید بیشترین و طولانی ترین اقامت را داشته باشید؛

    جایی که انسان بیشترین آرامش خاطر را داشته باشد و بیشترین شادی را.

    مستقیم ترین راه به خدا؛

    عشق و خدمت.

    مهمترین چراغ و نورافکن برای طی طریق؛

    ارتباط با شخصیتی که مظهر و نمونه عشق و خدمتگزاری و تقواست.

    از چه چیزتان خیلی مطمئن اید؛

    علاقه مندی به حفظ نظم و دقت ،خیلی اعتقاد دارم به نظم تا وقت خودم و دیگران را حتی المقدور تلف نکنم.

    دوست دارید اگر خدا پیامی به شما بدهد، چه باشد؛

    مرا راضی کند به رضای خودش.

    پیام هر شب شما به خدا؛

    خیلی ممنونم.

    بهره هوشی چقدر در خداشناسی موثر است؛

    مساله بیشتر دل است تا دانش انسان.

    این که نقش منفی برای دانش تراشیده اند (برخی عرفا)؛

    دانش انسان ممکنه / می تواند مانع ارتباط با خدا باشد.

    دانش شما هم مانع تراشی کرده؛

    دانش من مانع نبوده. مسلما کمک کرده چون از طریق مطالبی که می خوانم بیشتر خدا را در پیدایش و استفاده از دانش موثر دیدم.

    حس خودباوری مثل چیه؛

    مثل خورشید.

    کار شرافتمندانه؛

    خدمتگزاری بی ریا.

    پرسش / پرسیدن؛

    دنبال حقیقت گشتن.

    یک واقعه مهم زندگی؛

    جریان 16 آذر سال32.

    به چه چیزی افتخار می کنید؛

    به داشتن دوستان و استادان بسیار خوب.

    ما جزو دوستان خوب شما هستیم / شده ایم؛

    ان شائالله.

    معیار این دوستی؛

    عشق و محبت.

    به فرد فرصت هایی که در ایران نیست؛

    فرصت برای همه کاری هست ، ولی باید پشتکار داشت. می شود با مشکلات مواجه شد و از آنها گذشت.

    فرصتهایی که در ایران به فور وجود دارد؛

    محبت ورزیدن و خدمت کردن بی ریا، به نظر من خیلی زیاد وجود دارد.

    همچنین صبر پیشه کردن ، گذشت کردن و... مشکلی که اگر ادامه می یافت شما این نبودید؛

    چنین مشکلی نداشتم. یعنی زندگی من خیلی از نظر جهش ها و تغییرات قابل ملاحظه یکنواخت است.

    هنر بزرگتان در زندگی؛

    شاید مراعات نظم و دقت.

    رشته شما در چند کلمه؛

    تبدیل انرژی در علاقه حرفه ای.

    علاقه عمیق تر و واقعی؛

    عرفان.

    آن چه آتشی ست که در روحتان شعله ورست؛

    عشق.

    اکنون ، شما به چه می اندیشید؛

    به سوالات شما.



    علی اکبر مظاهری
    mazaheri @jamejamdaily.ir

  • مکاشفه ای در غرب


    شادی ؛ هدف ما را گرم و ذکاوت ما را روشن نگاه می دارد / هلن کلرچند سال پیش که برای شرکت در همایشی به شهر فینیکس امریکا رفته بودم ، در فاصله دو نشست ، علی رغم شلوغی سالن ، به مراقبه پرداختم و مکاشفه زیر دست داد. دیدم مرده ام ، مرا دفن کرده اند و دوباره زنده شده به دنیا بازگشته ام ؛ ولی دنیایی بود کاملا متفاوت با آنچه می شناختم و می شناسید. یک مشخصه دنیای جدید این بود که اثری از خشونت ، بزهکاری و جنایت در آن یافت نمی شد. اسلحه ، پلیس ، زندان ، دادگستری و حتی ماموران گمرک و گذرنامه در هیچ کجا دیده نمی شدند. مردم آزاد بودند بدون هیچ مانع یا ترسی هر جا می خواهند زندگی کنند. نکته حیرت آور دیگر این که در این دنیای زیبا به پول نیاز نبود. مغازه ها از مواد مورد نیاز مردم پر بودند و مردم فقط به اندازه نیاز و بدون هیچ حرصی مایحتاج خود را انتخاب می کردند. خدمات درمانی رایگان بود. زندگی مردم بدون تشریفات بود. آنها وقت زیادی صرف کمک و محبت به دیگران ، بویژه بچه ها و سالمندان می کردند. مراکز تحقیقاتی متعددی وجود داشتند که هدفشان پیشبرد دانش و توسعه فناوری برای بهتر کردن زندگی مادی انسان ها و از میان بردن بیماری های مختلف و غیره بود. در این دنیای جدید مطلقا ابزارهای جنگی نمی ساختند. محیط زیست کاملا تمیز بود و... این مکاشفه 10 تا 15 دقیقه طول کشید. می دانم که خواب نمی دیدم زیرا سر و صدای مردم حاضر در سالن گردهمایی را می شنیدم. فقط رویایی بود چند دقیقه ای به داخل جهانی که]جمعیت این نصف جمعیت فعلی زمین ( 2.5 میلیارد نفر) بود.[نمی دانم کی یا اصلا به وجود خواهد آمد یا نه؛ آیا امکان دارد روزی چنین مکاشفه ای به حقیقت بپیوندد و انسان پی به حقیقت وجود خود ببرد و در کمال صلح و آرامش زندگی کند؛ آیا امکان دارد کره زمین زخمهایش التیام پذیرد و زیبایی و خلوص خود را بازیابد؛ آیا ممکن است روزی فرا رسد که در دنیا فقط صلح ، آرامش ، عشق و احترام به تمام موجودات روی زمین وجود داشته باشد؛ به چه چیزی برای تحقق این مکاشفه نیاز است؛ معتقدم پاسخ به این پرسشها بستگی دارد که ما برای شادتر زیستن خود انتخاب می کنیم. آدمی تا آن اندازه تندرست است که باور دارد می تواند باشد. جهان فقط چیزهایی را به ما می دهد که باور داریم می توانیم داشته باشیم. (دیپک چوپرا).
  • newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها