در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باور آنها این بود که چنین مجموعهای قابلیتهای بسیار زیادی را در خود دارد و میتواند انبوه مخاطبان تلویزیونی (و بویژه جوانان) را جذب خود کند. مهمترین عامل، اکشن بالای موجود در قصه مستند آنها بود که میتوانست هیجان خاصی را خلق کند و بینندگانش را در درون خانههای خود، به دنیای پرتلاطم اتومبیلرانی ببرد و همان هیجان موجود در صحنه فیلمبرداری را در دل آنها ایجاد کند. به صورت طبیعی، چنین طرحی روی کاغذ نمیتوانست جذابیت و هیجان خاصی خلق کند و این نکتهای بود که تولیدکنندگان این مجموعه مستند به خوبی از آن آگاه بودند.
آنها وعده میدادند باید در عمل این مجموعه را دید و حس کرد و سپس دربارهاش به قضاوت و اظهارنظر پرداخت. به اعتقاد آنها، تنها در چنین صورتی میشد درباره موفقیت یا عدم موفقیت یا جذابیت و عدم جذابیت آن به صحبت پرداخت.
با چنین دید و باوری بود که تولید Top Gear (استارت) شروع شد و سال 1978 پخش اولین فصل آن آغاز شد. کمی قبل از پخش مجموعه، رسانههای گروهی انگلستان در این باره صحبت میکردند که مجموعهای با این حال و هوای خاص چگونه میخواهد بینندگان سختگیر تلویزیونی را ـ که قدرت انتخاب دارند و میتوانند با انگشتگذاشتن روی دکمههای دستگاه کنترل از راه دور خود، کانالها را عوض کرده و به تماشای برنامههای دیگر بنشینند ـ پای برنامه خود نشانده و سرگرمشان کند؟ به گفته منتقدان و رسانههای گروهی، گونه مستند خالق مجموعههای بسیار زیباتری درباره حیات وحش، طبیعت و چیزهایی از این دست بوده و استقبال تماشاگران از آنها هم خوب و مقبول بوده است، اما آیا حتی برای دوستداران کارهای مستند، بحث چند نفره درباره اتومبیل و گشتزنی با ماشینهای مختلف، میتوانست آنقدر جذابیت داشته باشد که یک مجموعه تلویزیونی را به آن اختصاص داد؟ برخلاف تصورات و پیشبینیهای (غالبا منفی) رسانههای گروهی، سازندگان مجموعه بخوبی میدانستند در حال انجام چه کاری هستند و پیشاپیش نسبت به موفقیت آن اطمینان داشتند. اطمینان خاطر آنها به قدری زیاد بود که قبل از پخش فصل اول مجموعه به مسئولان بیبیسی طرح و پیشنهاد تولید فصل دوم را دادند. این کار آنها با تعجب فراوان مسئولان این شبکه تلویزیونی همراه بود!
برای موفقیت برنامهای در حال و هوای استارت، انتخاب مجری و صحنهگردان مجموعه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود. در حقیقت، مجری و صحنهگردان خط و پل ارتباطی بین برنامه و تماشاگران بود و اگر مجری نمیتوانست بیننده را جذب و درگیر خود کند، مجموعه هم نمیتوانست تاثیر لازم را بر تماشاچی گذاشته و او را جذب خود کند.
در آن زمان که پخش مجموعه شروع شد، حضور چند مجری و برنامهگردان در کنار هم در یک برنامه و نمایش تلویزیونی هنوز جا نیفتاده بود. به همین دلیل، انتخاب سه نفر با روحیات و ظاهر متفاوت برای صحنهگردانی برنامه اقدامی عجیب و غریب و غیرمتعارف به نظر میرسید، اما استارت نهتنها سه نفر را در کنار هم نشاند (و البته خیلی وقتها این سه نفر در کنار هم میایستادند!) بلکه آدمهایی را برای این کار انتخاب کرد که بهعنوان مجری، خیلی غیرمتعارف و عجیب و غریب به نظر میرسیدند. این سه نفر (تیف نیدل، جرمی کلارکسون و کوئنتین ویلسون) اصلا شباهتی به مجری و برنامهگردانهای متداول تلویزیونی نداشتند و از حال و هوا و روحیه تازه و خاصی برخوردار بودند. در کنار شیطنت و رها بودن در کار اجرای برنامه، نوعی دیوانگی هم در سبک کارشان دیده میشد. از آنجا که مجموعه حال و هوایی آزاد و رها داشت، لازم بود مجریان هم از چنین حال و هوایی پیروی کنند. در عین حال، هر سه نفر با ریزهکاریهای مربوط به دنیای اتومبیلرانی هم کاملا آشنا بودند و در یک کلام، ماشین دغدغه اصلی آنها بود.
این عوامل بود که مجموعه را خیلی سریع تبدیل به یکی از پربینندهترین و محبوبترین کارهای تلویزیونی کرد و حتی پای بسیاری از بازیگران سینما را هم به استودیوی ضبط این برنامه کشاند. اگر اریک بانای استرالیاییتبار به دلیل عشق و علاقهاش به اتومبیلرانی مهمان این برنامه شد، تامکروز به دلیل صحنههای اکشن و اتومبیلرانی فیلمهایش (و صحبت درباره آنها) سر از این برنامه درآورد و روبهروی جرمی کلارکسون نشست و به پرسشهای عجیب و غریب او پاسخ داد موفقیت کلان استارت نشان داد که این نوع برنامههای تازه ـ که به نوعی گفت و گومحور هستند، ولی نمیتوان آنها را کاملا در این رده قرار داد ـ اگر از پرداخت خوب و دقیقی برخوردار باشند، میتوانند میلیونها بیننده را در سراسر جهان جذب خود کنند. پخش سری اول استارت تا سال 2003 ادامه داشت و طی این مدت 45 فصل آن تولید شد. 236 اپیزود این 45 فصل، جزو پربینندهترین برنامههای تلویزیونی (هم در انگلستان و هم در دیگر کشورهای جهان) بود. موفقیت بینالمللی مجموعه، پای تهیهکنندگانش را به بقیه کشورهای جهان هم باز کرد و سفر بینالمللی مجریان آن هم آغاز شد.
منتقدان به این برنامه موفق لقب یک مجله تلویزیونی و تصویری داده اند. آنها روی این نکته تاکید کردند که این مجموعه توسط حرفهایهایی تهیه و تولید شده که واقعا عاشق ماشینها هستند و این موضوع را میتوان از لحظهلحظه صحنههای این مجموعه درک و حس کرد. سری دوم مجموعه سال 2002 تولید شد. تفاوت اصلی سری دوم با سری اول در زمان آن بود. اگر سری اول در اپیزودهای 30 دقیقهای تولید شد، زمان پخش اپیزودهای سری دوم تا 60 دقیقه افزایش یافت. سری جدید لحن کمدیتری به خود گرفت و این مساله بر جذابیت بیشتر آن افزود. در عین حال از تیم سه نفره کلارکسون، نیدل و ویلسون، فقط کلارکسون باقی ماند و جیمز می و ریچارد هاموند به وی پیوستند. 19 فصل از سری دوم تهیه گردید و در کل 160 اپیزود از آن پخش شد.
IMDB / مترجم: کیکاوس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: